تبليغاتX
ما و جنگ نرم

ما و جنگ نرم
هر كه پا كج مي گذارد خون دل ما مي خوريم شيشه ناموس عالم در بغل داريم ما 
قالب وبلاگ

اي فرزندان كنعان! تبليغات جهاني دشمن صداي خود را همانند قبل بلند خواهد كرد كه ايران مي‌خواهد دخالت كند و مي‌‌خواهد تشيع را در مصر منتشر كند، مي‌خواهد ولايت فقيه را به مصر صادر كند و مي‌خواهد و مي‌خواهد...



بسم‌الله الرحمن الرحيم

سلام بر فرزندان در هر جايي كه در سراسر جهان هستند. امروز در شرايط سرنوشت سازي در جهان اسلام قرار داريم حادثه‌اي كه مي‌تواند معادلات جهان را در منطقه‌اي كه زندگي مي‌كنيم، تغيير دهد و آن را به نفع ملت‌ها رقم بزند. حادثه‌اي كه به نفع ملت‌هاي عربي و اسلامي است و مي‌تواند غبار ده‌ها سال از آن چه كه غربي‌ها براي منطقه به وجود آورده بودند را بزدايد.


اين حادثه معجزه‌آسا به دستان ملت تونسي آغاز شد و با دستان ملت مصري رشيد و بزرگ، به بلوغ رسيد. نفس‌ها در سينه‌هاي جهان غرب و جهان اسلام حبس شد كه هر كدام از آن سببي دارد و آنها چيزي را كه در مصر بزرگ روي خواهد داد رصد مي‌كنند. مصري كه نوابغ قرن اخير بوده است، مصر "محمد عبده " و "سيد جمال "، مصر "سعد زغلول " و "احمد شوقي "، مصر "عبدالناصر " و "شيخ حسن البناء ". مصر سال 1967 و مصر سال 1973. پرچم بلند شدن همت مصري‌ها را رصد مي‌كنند و اگر اين پرچم ، خداي ناكرده، زمين بخورد پس از آن دوره‌اي را به همراه خواهد داشت كه با تاريكي ويرانگري همراه خواهد بود و اگر به قله‌ها رسيد روبروي عنان آسمان‌ها خواهد بود.


ملت تونسي توانست كه حاكم خائن آمريكايي و كسي كه آشكارا با دين ستيز مي‌كرد را اخراج كند اما اگر اين گمان برده شود كه اين نتيجه مطلوب بوده ، اشتباه است. نظام دست‌نشانده با خروج عناصر آشكار آن سقوط نمي‌كند و اگر عناصر پنهان، جاي عناصر آشكار آن را بگيرد، چيزي تغيير نخواهد كرد. در انقلاب اسلامي بزرگ در ايران، بارها تلاش كردند كه ملت ما را در اين موضوع گرفتار كنند اما هوشياري ملت آن و رهبر الهي وي، دسيسه دشمنان را درك كرده و آن را شكست داد و مسير را تا انتها پيگيري كردند.


و اما مصر، مصر نمونه‌اي منحصر به فرد است. چون مصر جهان اسلام، كشوري منحصر به فرد است. مصر اولين كشور جهان اسلام است كه با فرهنگ غربي آشنا شد و اولين كشوري است كه خطرهاي هجوم اين فرهنگ را درك كرد. مصر اولين كشور عربي است كه بعد از جنگ جهاني دوم دولتي مستقل تاسيس كرد و از منافع ملي خود در كانال سوئز دفاع كرد و اولين كشوري است كه با تمام توان خود در كنار فلسطين ايستاد و در جهان اسلام به عنوان كشوري شناخته شد كه پناهگاهي براي فلسطينيان است. سيد جمال مصري نبود اما ملتي را به جز ملت مصر مسلمان نديد كه دغدغه بزرگ وي را بفهمد.


به درستي كه ملت مصر شايستگي‌ها خود در ميدان‌ مبارزه‌هاي سياسي و ديني ثابت كرد و مواضع فرهيخته خود را بر پيشاني تاريخ ثبت كرد. محمد عبده و شاگردانش و سعد زغلول و پيروانش افراد عادي نبودند بلكه از نوابغ و دليران و هوشياران بودند و مصر حق دارد كه به آنها و امثال آنها افتخار كند. مصر با اين عمق فرهنگي و ديني و سياسي به حق جايگاه رهبري را در جهان عرب به دست آورد. بزرگترين جنايتي كه نظام حاكم در مصر مرتكب شده، آن است كه اين ملت را از جايگاه رفيع خود به آلتي در دستان آمريكا در بازي سياسي خود در منطقه ساقط كرد. انفجاري كه امروز در ملت مصر مي‌بينيم جواب مناسب به اين خيانت بزرگ است كه ديكتاتور دست نشانده در حق ملت خود مرتكب شد. امروز شاهد انواع تحليل‌ها درباره نهضت ملت مصر هستيم و هر كس نظر خود را در اين باره اعلام مي‌كند اما هر كس كه مصر را مي‌شناسد آشكارا مي‌داند كه مصر امروز از عزت و كرامت خود دفاع مي‌كند. مصر به خيانت‌هايي مبتلا شد كه كرامتش را به يغما برد. ملتي را در اوج عزت خود مجبور كردند كه به غرور و تكبر دشمنان خود رضايت دهد.


موضع مصر درباره موضوع فلسطين نمونه‌اي بارز درباره جايگاه مصر را نشان مي‌دهد. فلسطين ده‌ها سال است كه بارزترين محور در مسائل منطقه‌اي را تشكيل مي‌دهد و فلسطين به مسائل اين منطقه مرتبط بوده طوري كه هيچ كشور و ملتي نمي‌تواند مسير خود را بدون در نظر گرفتن مسئله فلسطين تصور كند و به جز انتخاب يكي از اين دو جهت امكان ندارد يا حمايت از فلسطين و مقاومت عادلانه آن است يا ايستادن در جبهه مقابل است.


اما ملت‌هاي منطقه از ابتدا موضع خود را در قبال اين صف بندي آشكار كرد پس هر گاه نظام حاكم در راستاي حمايت از موضوع فلسطين گام بردارد از توجه ملت خود و ملت‌هاي عربي و اسلامي بهره مي‌برد و مصر اين موضوع را در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد شاهد بود اما زماني كه در صف‌بندي ديگر ايستاد ملت با او به مخالفت مي‌پردازد. و در مصر بعد از توافقنامه ننگين كمپ ديويد شكافي عميقي بين دولت و ملت ايجاد شد. ملت مصر جان و مال خود را در كمك به فلسطين در سال‌ 67 و 73 فداكاري كرد. اما بعد از آن با تمام وجود مشاهده كرد كه حاكمانش در مسير دست‌نشاندگي و اطاعت از آمريكا گام برداشتند تا درجه‌اي كه مصر را به متحدي وفادار براي دشمن ‌صهيونيستي غاصب تبديل كرد.


سيطره آمريكا بر حاكمان مصر تمام تلاش‌هاي اين ملت را كه در حمايت از ملت فلسطين سابقه‌دار است، نابود كرد و نظام مصر را به دشمني سرسخت براي ملت فلسطين و بزرگترين حامي صهيونيست‌هاي متجاوز تبديل كرد. اين در حالي است كه سوريه كه شريك مصر در جنگ‌هاي 1967 و 1973 بوده است، با وجود روبرو شدن با فشارهاي سنگين آمريكا، بر مواضع مستقل خود محافظت كرد و ملت مصر از سوي نظام دست‌نشانده خود براي اولين بار در تاريخ شاهد اين موضوع بود كه حكومتش در جنگ اسرائيل عليه غزه در جبهه اسرائيل ايستاده است و نه تنها از كمك به فلسطينيان ممانعت كرد بلكه در حمايت از جبهه دشمن نيز فعال بود. و تاريخ هرگز فراموش نخواهد كرد كه "حسني مبارك " خودش كسي بود كه در كنار اسرائيل و آمريكا در جنگ اسرائيل عليه غزه ايستاد كه در آن زنان، مردان و كودكاندر جريان 22 روز بمباران بدون وقفه كشته شدند. و از آن چيزي كه قبل و بعد از آن بر غزه به دليل محاصره‌اي ظالم اعمال شد.


ملت مصر در آن روزها با چه درد و رنجي زندگي كرد. صفحه‌هاي تلويزيون مقداري از احساسات مصري‌ها را به ما نشان داد كه به دليل عدم باز كردن مسير براي آنها در كمك به برادران فلسطيني‌شان گريه مي‌كردند.


اعتراضات مردم به جايي رسيد كه وضعيت موجود براي آنها غير قابل تحمل شد و آن چيزي را كه در مصر و ديگر شهرهاي مصري مي‌بينيم انفجار اين خشم مقدس و عقده‌هاي متراكم در قلب‌هاي مردان و زنان آزاد مصري است كه طي سال‌هاي طولاني به دليل مواضع اين نظام خائن دست‌نشانده مخالف اسلام به وجود آمده است.


نهضت ملت مسلمان مصر جنبش اسلامي آزادي‌بخش است و من به نام ملت ايران و به نام دولت انقلابي ايران، به ملت مصر و ملت تونس سلام مي‌گويم و از خداوند متعال مي‌خواهم كه با پيروزي قطعي كامل بر شما منت بگذارد . من از نهضت شما احساس افتخار و عزت مي‌كنم.


اي برادران و خواهران مصري و تونسي، بدون ترديد، نهضت ملت‌ها به ظرفيت‌هاي جغرافيايي، تاريخي، سياسي و فرهنگي مخصوص آن كشورها مرتبط است. و امكان دارد كه توقع داشته باشيم كه در مصر يا تونس يا كشور ديگر،‌آن چيزي را كه بيش از 30 سال پيش در انقلاب اسلامي بزرگ در ايران روي داد را انتظار داشته باشيم اما آنجا مشتركاتي نيز وجود دارد و ممكن است كه تجربه‌هاي هر ملتي براي ملت‌هاي ديگر منفعت داشته باشد.


و آن چيزي را كه در شرايط كنوني ارائه آن را مفيد مي‌دانيم به اين شرح است:


نخست: نهضت ملت‌ها در حقيقت جنگي ميان دو اراده است، اراده ملت و اراده دشمنانش، و هر طرفي كه بيشتر و قويتر عزم و تحمل مشكلات را داشت پس حتما پيروز خواهد بود.



و خداوند متعال مي‌گويد: ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة الا تخافوا ولا تحزنوا وابشروا بالجنة التي كنتم توعدون.

و خداوند جهانيان فرستاده خود را خطاب قرار مي دهد: فلذلك فادع واستقم كما امرت ولا تتبع اهواءهم. دشمن با زور و نيرنگ تلاش دارد تا اراده شما را تضعيف كند پس از ضعيف شدن اراده‌تان بر حذر باشيد.

دوم: دشمن تلاش مي‌كند در محقق شدن اهدافتان ايجاد نااميدي كند اين در حالي است كه وعده الهي مي‌گويد: "ونريد ان نمن على الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم الائمة ونجعلهم الوارثين " فثقوا ثقة تامة لا يعتريها تردد بوعد الله المؤكد حيث يقول اعظم القائد "ولينصرن الله من ينصروه ان الله لقوي عزيز. " پس به وعده موكد الهي اعتماد كنيد كه به پيشواي بزرگ مي گويد: "ولينصرن الله من ينصروه ان الله لقوي عزيز ".


سوم: نيروهاي امنيتي مجهز را به سوي شما روانه مي‌كند تا ترس و وحشت را بين مردم ايجاد كند. از آنها نهراسيد شما از آن مزدوران قويتر هستيد. شما الان در مرحله‌اي شبيه مرحله‌اي هستيد كه خدامند متعال فرستاده خود را خطاب قرار داد و گفت: : ان يكن منكم عشرون صابرون ، يغلبوا مئتين .

شما مي‌توانيد با اتكا بر خدا و اعتماد بر جوانان غيرتمند بر هر هرج و مرج و تهديد فائق آييد.

چهارم: سلاح ملت‌هاي مهم در برابر گردنكشي و حاكمان دست‌نشانده اتحاد و انسجام است. دشمن تلاش مي‌كند با انواع روش‌هاي نيرنگ انسجامتان را از بين ببرد. به همين دليل مواضع تفرقه‌انگيز و شعارهاي منحرف و مطرح كردن چيزهاي موضوعات غير موثق جايگزيني براي رئيس خائن خواهد بود. بر اتحادتان حول محور دين و نجات كشور از شر دست‌نشاندگان دشمن محافظت كنيد و به ريسمان الهي چنگ بزنيد و متفرق نشويد.


پنجم: به نقشي كه غرب و آمريكا بازي مي‌كنند و مانورهاي سياسي كه با نهضت‌تان انجام مي‌دهند، اعتماد نكنيد. آنها چند روز پيش از نظام فاسد حمايت مي‌كردند و امروز از بقاي وي نااميد شدند از حق ملت‌ها دم مي‌زنند. آنها اينگونه تلاش مي‌كنند تا دست‌نشانده‌اي را با دست‌نشانده ديگر جايگزين كنند تا سيطره دست‌نشانده‌هاي خود بر شما را اعمال كنند. اين اهانتي به شعور ملت‌ها است، آن را رد كنيد و به چيزي كمتر از استقرار نظام مستقل كامل و ملت مومن به اسلام قبول نكنيد.


ششم: شرايط از علماي دين و ازهر شريف با پيشينه مبارزاتي معروف آنها مي‌طلبد كه به شكلي آشكار قيام كنند. زماني كه ملت انقلاب خود را از مساجد و نمازهاي جمعه و شعار الله اكبر آغاز مي‌كند، از علماي دين انتظار مي‌رود موضعي آشكارتر اتخاذ كنند و اين انتظاري به جا است.


هفتم: ارتش مصر كه بر سينه خود نشان مشاركت در دو جنگ عليه دشمن صهيونيستي را حمل مي‌كند، امروز در معرض آزمايش تاريخي بزرگي است. دشمن به ارتش در سركوبي مردم چشم دوخته است. اگر خداي نكرده اين موضوع روي داد،‌ نقصي براي اين ارتش با افتخار ايجاد مي‌كند كه از برطرف كردن آن امكان ندارد. كسي كه بايد در برابر ارتش مصر بلرزد بايد دشمن صهيونيستي باشد و نه ملت مصر.

ترديدي وجود ندارد كه عناصري از ارتش مصر كه آنها از ملت و فرزندان ملت هستند به مردم خواهند پيوست انشالله،‌آنگاه اين تجربه شيرين بار ديگر در مصر تكرار مي‌شود.

هشتم و آخر: آمريكا كه حاكمان دست‌نشانده را 30 سال بر خلاف اراده ملت مصر حمايت كرد، هم اكنون در موضعي نيست كه اين شرايط را داشته باشد كه با نصيحت و ميانجي‌گري در قضيه مصر دخالت كند.

با ديده شك و بدبيني به توصيه‌ و اقدام آمريكايي نگاه كنيد و به آن اعتماد نكنيد.

اي برادران و خواهران: آشكارا مي‌توانيم بفهميم كه نهضت ملت مصري، را جمعي از نخبگان سياسي و دانشمندان از طريق مشاورت و هماهنگي ميان يكديگر به پيش مي‌برند و از خداوند متعال مي‌خواهيم كه دستان آنها را بگيرد.


مسايلي را كه ذكر كرديم تجربيات ما بود و من از آنجايي كه برادر ديني شما هستم و به دليل التزام به دينم،‌ اين تجربيات را به شما ارائه كردم.

اي فرزندان كنعان، تبليغات جهاني دشمن صداي خود را همانند قبل بلند خواهد كرد كه ايران مي‌خواهد دخالت كند و مي‌‌خواهد تشيع را در مصر منتشر كند، مي‌خواهد ولايت فقيه را به مصر صادر كند و مي‌خواهد و مي‌خواهد...

اين دروغ‌ها گوش‌هايمان را طي 30 سال پر كرد. هدف آنها ايجاد تفرقه در ميان برخي ملت‌ها براي كمك به برخي ديگر است و مزدوران نيز آنها را مي‌گويد "يوحي بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا، ولو شاء ربك ما فعلوه، فذرهم وما يفترون ".


اين تهمت‌ها ما را از اداي مسئوليتي كه اسلام بر ما گذاشته است، مستثني نمي‌كند و خداوند پشت نيت‌ها است و اين گفته خود را مي‌گويد و از خداوند براي خود و شما مغفرت مي‌طلبم. بسم الله الرحمن الرحيم والعصر ان الانسان لفي خسر الا الذين امنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته.

[ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 10:39 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
وي در بيان اولين عامل مهم موفقيت، گفت: عامل اول پشتکار است؛ يعني نبايد خسته شد؛ زيرا انسان هايي که پشتکار نداشته باشند، به جايي نمي رسند.
آيت الله مکارم شيرازي در پاسخ به سئوال يکي از طلاب جوان که خواسته بود، رمز موفقيت خود را بيان کند، با اشاره به اين که معلوم نيست تا چه اندازه اي موفق بوده‌ام، عوامل موفقيت‌هاي بزرگان را بيان کرد.

به گزارش ايسنا، اين مرجع تقليد، اظهاركرد: من نمي‌گويم عوامل موفقيت من؛ چرا که معلوم نيست تا چه اندازه موفق بوده‌ام اما وقتي سؤال مي‌کنند عوامل موفقيت علما و طلاب و روحانيون چيست، سه عامل را از همه مهمتر مي دانم.

وي در بيان اولين عامل مهم موفقيت، گفت: عامل اول پشتکار است؛ يعني نبايد خسته شد؛ زيرا انسان هايي که پشتکار نداشته باشند، به جايي نمي رسند.

وي افزود: وقتي انسان حالات شخصيت هايي همچون صاحب جواهر، آيت الله بروجردي، علامه مجلسي و ديگر بزرگان را مطالع مي کند، مي بيند که اين بزرگوارن عجب پشتکاري داشتند؛ از اين رو طلاب و روحانيون هم بايد پشتکار داشته باشند.

آيت الله مکارم شيرازي با اشاره به دومين عامل مهم موفقيت، تصريح کرد: نظم و انضباط عامل بسيار مهمي در دستيابي به موفقيت است؛ چرا که بي نظمي باعث هدر رفتن عمر انسان مي‌شود.

اين مرجع تقليد خلوص نيت را يکي ديگر عوامل از موفقيت هاي بزرگان دانست و گفت: هر قدر نيت ها خالص تر باشد، موفقيت بيشتر است.

آيت‌الله مکارم شيرازي در پايان يادآور شد: پشت کار، نظم و انضباط و اخلاص سه عامل مهم موفقيت بزرگان دين در طول تاريخ است.
[ جمعه یکم بهمن 1389 ] [ 11:22 ] [ سرباز ولايت ] [ ]


در آخرین سالی که مرحوم دری در قید حیات بود، یک شب از دهه محرم (شب هشتم یا نهم) جوانی قبل از منبر از ایشان سؤال می کند که: مراد از این شعر چیست؟
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی، او بجا آورد
مرحوم دری می گوید: جواب این سؤال را در بالای منبر می دهم تا برای همه قابل استفاده باشد .

ایشان در فراز منبر قضیه نهی آدم ابوالبشر از خوردن گندم و داستان نان جوین خوردن امیرالمؤمنین (ع) را در تمام مدت عمر بیان می نماید، و حتی این که آن حضرت در تمام مدت عمر ابدا نان گندم نخورد و از نان جوین سیر نشد . و سپس می گوید:

مراد از شیخ در این بیت، حضرت آدم (ع) است که وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولی به آن وفا نکرد و از امر خداوند سرپیچی نمود و گندم را تناول کرد . و مراد از پیر مغان حضرت امیرالمؤمنین (ع) است که در تمام مدت عمر نان گندم نخورد، و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا کرده و به اتمام رسانید .
این مجموع تفسیر این بیت بود که وی برسر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد .
قبل از پایان سال، مرحوم دری فوت می کند; در سال بعد در دهه محرم در همان شبی که این جوان سؤال را از مرحوم دری می کند، وی را در خواب می بیند که: مرحوم دری به نزد او آمد و گفت: ای جوان! تو در سال قبل در چنین شبی از من معنی این بیت را پرسیدی و من آن طور پاسخ گفتم . اما چون بدین عالم آمده ام، معنی آن، به طور دیگری برای من منکشف شده است:

مراد از شیخ، حضرت ابراهیم (ع) و مراد از پیر مغان حضرت سید الشهداء (ع) است . مراد از وعده، ذبح فرزند است که حضرت ابراهیم بدان امر خداوند وعده وفا داد، اما حقیقت وفا را حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در کربلا به ذبح فرزندش حضرت علی اکبر (ع) انجام داد .
فردای آن شب، این جوان در آن مجلس معمولی همه ساله مرحوم دری می آید و آن خواب خود را بیان می کند.

متاسفانه منبع رو فراموش کردم



[ سه شنبه سی ام آذر 1389 ] [ 15:19 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
دیروز عیر قربان بود البته در ایران  یادم به این حدیث از پیامبر (ص) افتاد که می فرماید من از بی تدبیری امتم می ترسم به واقع شما امروز کدام مراسم مذهبی و غیر مذهبی دنیا رو می بینید که اینقد با شکوه برگزار بشه ایا اگر مسلمانان جهان بتونن به یک انسجام علمی و عملی برسند با تو جه به پتانسیل های که در جهان اسلام وجود داره اونوقت مشد چه کارهای بزرگی انجام داد هر سال مراسم حج داره برگزار میشه اما دریغ و درد از یک ذره بصیرت ای کاش خدا چشم بصیرت ما رو باز می کرد و دست از اختلافات جزیی بر می داشتیم او نوقت دنیا می دونست اسلام یعنی چه چرا غرب باید ناتو داشته باشه تو اروپا همه با هم نتحد بشن اما ما تو کشورهای مسلمون هر روز به یک بهانه به جون هم بیفتیم خدایا به حق مهدی موعودت اتحاد کشورهای اسلامی رو محقق کن
[ پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 ] [ 11:53 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
سردار جزایری : مجموعه نظام کاملاً پای کار مقابله با جنگ نرم نیامده است

سردار مسعود جزایری معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح صبح امروز در هشتمین همایش بسیج و رسانه که در مشهد مقدس در حال برگزاری است، با بیان اینکه باید نوع تعامل سپاه و بسیج در قبال رسانه‌ها را به فال نیک گرفت، خاطرنشان کرد: همه می‌دانیم که ارتباط و تعامل نیروهای مسلح و رسانه‌ها در کشور ما به لحاظ ماهوی با سایر کشورها تفاوت دارد. بنابراین باید از این فرصت استفاده کرد و هرچه تعامل در این زمینه بیشتر باشد به نفع اقتدار و امنیت ملی ما خواهد بود.
جزایری افزود: با توجه به اسناد و مدارکی که وجود دارد می‌توان فهمید که جنگ نرم دشمن علیه نظام جمهوری اسلامی یک واقعیت مسلم است که کسی نمی‌تواند در آن تردید داشته باشد.
وی تصریح کرد: در همین راستا گاهی دشمن با صراحت به بیان نظرات خود می‌پردازد اما برخی نیروهای پای رکاب ما و برخی خواص هنوز خیلی مسائل را باور نمی‌کنند.
معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه ما در این زمینه وظیفه داریم تا شرایط را به طور دقیق درک کنیم، گفت: اگر درک درستی از این موضوع داشته باشیم باید لوازم مقابله با این جریان را به کار بگیریم متأسفانه قدری با این موضوع فاصله داریم.
جزایری در ادامه به هشت سال جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: متأسفانه در دفاع مقدس برخی مجموعه‌های نظام پای کار نبودند در حالی که رژیم عراق با تمام قدرت همه ظرفیت‌های خود را به کار گرفته بود و این باعث شد تا ما در جنگ دچار خسارت‌هایی شویم.
وی با بیان اینکه شرایط امروز نیز مشابه ایام مقدس است اظهار داشت: درحالی که ما امروز درگیری یکی از جنگ‌های بی‌نظیر و تاریخی با دشمن در قالب جنگ نرم هستیم، گفت اما متأسفانه درک درست عملیاتی در همه نهادها و سازمان‌ها وجود ندارد که این یک نقص بزرگ است.
معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه ما نباید در خصوص جنگ نرم تنها به فتنه سال گذشته بپردازیم، افزود: فتنه سال 88 قطعه‌ای از یک پازل بزرگ بود که ما باید برای مقابله با این پازل بزرگ یک فکر اساسی بکنیم.
جزایری همچنین تصریح کرد: امروز تمدن غرب برای اولین‌بار خودش را دچار یک چالش بزرگ می‌بیند و این یک فرصت تاریخی است تا جهان اسلام بتواند از آن برای شکوفایی اسلام استفاده کند.
وی نگاه به جنگ نرم را در دو قالب معرفی کرد و گفت: یکی ایجاد سد در مقابل تهاجم دشمن و دیگری ایجاد قدرت در جبهه خودی است و در این فرایند باید چند مفهوم برای ما روشن شود.
معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح تهدید نرم، قدرت نرم، سرمایه نرم، امکان نرم و عملیات نرم را از جمله مفاهیم و مؤلفه‌های مورد تأکید قرار داد و گفت: ما باید سعی کنیم تا امکانات خود را به سرمایه‌های نرم تبدیل کنیم اما متأسفانه در این زمینه غفلت بزرگی صورت گرفته است.
جزایری فرآیند تبدیل امکان نرم به سرمایه نرم را یکی از حلقه‌های گم شده در این نبرد تاریخی دانست و گفت: ما باید امکانات خود را شناخته و سرمایه‌های خود را فراهم کنیم تا به یک قدرت نرم برسیم.
وی درک و کشف تهدیدات نرم و راههای مقابله با آن، فرآیندسازی تبدیل امکانات به قدرت نرم، تحرک‌سازی قدرت نرم در عرصه فرهنگ و تمدن‌ها را مورد تأکید قرار داد و گفت: هرکس با هر توانی که دارد وارد این عرصه شود.
معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح همچنین وظایف رسانه‌ها در این خصوص را بسیار مهم معرفی کرد و گفت: تحرک‌سازی در حوزه شناخت جنگ نرم، تقویت بنیان‌های دفاعی، سرعت دادن به فرآیند تبدیل سرمایه به قدرت نرم را وظایف رسانه‌ها دانست و گفت: این فرآیند می‌تواند توسط رسانه‌ها در سطح جامعه مورد مطالبه قرار بگیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: رسانه می‌تواند این خلاء بزرگ یعنی فقدان سامانه جنگ نرم را در صحنه بیاورد در حالی که امروز هیچ‌کدام از سامانه‌های فعلی جوابگوی جنگ نرم نیست.

[ شنبه بیست و دوم آبان 1389 ] [ 11:54 ] [ سرباز ولايت ] [ ]

گفتند قم قهر است یعنی سر زدن تعطیل  

  یعنی که گل در ازدحامی از چمن تعطیل

یعنی نمی خواهند حرفت را نیا اقا            

  یعنی سخن از افتخارات وطن تعطیل

یعنی بمان در خانه ات این راه حل ماست 

  اری سخن از داغهای یاسمن تعطیل

گفتند ایران است اینجا خاک اجدادیست     

 صحبت نمودن از شهید بی کفن تعطیل

یعقوب هم باشی سخن از جمعه ها ممنوع 

  یوسف نمی اید سخن از پیرهن تعطیل

سیلی به راه افتادو قم مشتاق اقا شد  

    یعنی که گل در ازدحامی از چمن ازاد

یعنی بیا حرف تو را با جان خریداریم      

   یعنی سخن از افتخارات وطن ازاد

جاریست در رگهایمان عشق به ازادی      

   صحبت نمودن از شهید بی کفن ازاد

هر جمعه ما چشم انتظار حضرت عشقیم  

    اقا بگو : صحبت ز بوی پیرهن ازاد

 

[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 11:41 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
ولترنت:

بنياد ملي دموكراسي آمريكا پوششي براي فعاليتهاي سيا است

 پايگاه اينترنتي ولترنت در گزارشي نوشت كه بنياد ملي دموكراسي آمريكا پوششي براي فعاليتهاي سيا است.

به گزارش فارس، پايگاه اينترنتي ولترنت در گزارشي نوشت: كرملين در سال دو هزار و شش ميلادي از فعاليت فزاينده انجمنهاي خارجي در روسيه مخالفت كرد و افزود برخي از اين انجمنها در طرحي مخفي براي بي‌ثباتي كشور مشاركت دارند كه بنياد ملي دموكراسي امريكا سازماندهي اين فعاليتها را بر عهده دارد. ولاديسلاو سوركوف مشاور ولاديمير پوتين رئيس جمهور وقت روسيه مجموعه قوانيني سختگيرانه درباره اين سازمانهاي غيردولتي تهيه كرد كه غرب انرا حمله جديد پوتين ديكتاتور به ازادي انجمنها خواند.
بر اساس اين گزارش، اين سياست را كشورهاي ديگري نيز پيگيري كردند كه مطبوعات بين‌المللي انها را نيز كشورهاي ديكتاتوري ناميدند.
دولت امريكا ادعا ميكند كه براي ترويج دموكراسي در سراسر جهان فعاليت مي‌كند. دولت امريكا مي‌گويد كنگره ميتواند به بنياد ملي دموكراسي كمك كند و اين سازمان نيز به نوبه خود و در كمال استقلال ميتواند بطور مستقيم يا غيرمستقيم به انجمنها احزاب سياسي و يا اتحاديه‌هاي كارگري در سراسر جهان كمك كند. اين سازمانهاي موسوم به غيردولتي مي‌توانند به فعاليتهاي سياسي در اين كشورها بپردازند در حالي كه سفارتخانه‌ها بدون نقص حاكميت اين كشورها نميتوانند دست به اين اقدامات بزنند.
بنا بر اين سوال اساسي اينجاست كه بنياد ملي دموكراسي و شبكه سازمانهاي غيردولتي كه تحت حمايت مالي اين بنياد هستند ايا واقعا طرحهاي ابتكاري جامعه مدني هستند كه كرملين بصورتي ناعادلانه به سركوب ان مي‌پردازد يا پوششي براي فعاليتهاي سرويسهاي مخفي امريكايي كه ازادانه در كشورهاي ديگر مداخله ميكنند.
براي پاسخ دادن به اين پرسش بايد به ريشه‌ها و عملكرد بنياد ملي دموكراسي امريكا پرداخت اما پيش از هر چيز بايد طرح رسمي امريكا براي صدور دموكراسي را تعريف كرد.
امريكايي‌ها به ديدگاههاي پدران بنيانگذار خود علاقه دارند و بر اساس ان خود را مجموعه‌اي مي‌دانند كه از اروپا به امريكا امدند تا شهري بر فراز يك تپه بنا كنند تا دنيا را روشن كند. چنين برداشتي در سخنرانيهاي سياسي اكثر روساي جمهور امريكا تكرار ميشود. انها عقيده دارند تمام ملتهاي دنيا بايد براي رستگاري خود از اين الگو پيروي كنند.
امريكايي‌ها عقيده دارند كشورشان يك دموكراسي نمونه است و انها وظيفه‌اي مسيحايي دارند تا ان را در سراسر جهان ترويج دهند. انها اساس اين فعاليت خود را بر تغيير رژيمها در كشورهاي جهان قرار دارند.
با چنين برداشتي امريكا سياست خارجي دولت خود را فعاليتي امپرياليستي قلمداد نمي‌كند و عقيده دارد براندازي هر دولتي كه با اين الگو سازگار نيست كاملا مشروع است. بنابراين امريكايي‌ها مطمئن هستند كه بر اساس اين ماموريت انها مي‌توانند با اعمال زور دموكراسي را در كشورهايي كه به اشغال خود دراورده‌اند برقرار كنند. به عنوان مثال انها در كتابهاي درسي خود مي‌نويسند كه سربازان امريكايي دموكراسي را به المان اوردند.
انها نمي‌دانند كه تاريخ كاملا عكس اين را مي‌گويد زيرا دولت انها به هيتلر كمك كرد تا جمهوري وايمار را براندازد و حكومتي نظامي براي مقابله با شوروي‌ها مستقر كند. اين ايدئولوژي نابخردانه مانع مي‌شود كه انها به معناي پوچ مفهوم استقرار دموكراسي با استفاده از نيروي نظامي پي ببرند. اين در حالي است كه در جريان انتخابات رياست جمهوري امريكا در سال دو هزار ميلادي كه به انتخاب جرج بوش منتهي شد هيچ نشاني از روند دموكراتيك در انتخاب رئيس جمهور مشاهده نشد. بنابراين وقتي در خود امريكا دموكراسي وجود ندارد معلوم نيست امريكايي‌ها چگونه مي‌خواهند ان را صادر كنند. اين تناقص طي سي سال گذشته در فعاليتهاي بنياد ملي دموكراسي امريكا و بي‌ثبات كردن بسياري از كشورها مشهود بوده است.
جرج بوش طي سخنراني خود در بيستم ژانويه سال 2004 به صراحت اعلام كرد كه قصد دارد بودجه بنياد ملي دموكراسي را تا دو برابر افزايش دهد و تاكيد كرد كه وظيفه جديدش بر ارتقا و افزايش انتخابات ازاد جريان ازاد اطلاعات ازادي مطبوعات و ازادي اتحاديه‌هاي كارگري در خاورميانه متمركز خواهد بود.
بوش با چنين سخناني ميخواهد بگويد امريكا بايد عمليات نظامي خود را در منطقه كامل كند و همزمان نيز مداخله خود در امور داخلي كشورهاي هدف را افزايش دهد.
اوايل دهه 80 ميلادي رونالد ريگان رييس جمهور وقت امريكا اتحاد جماهير شوروي را امپراطوري شيطان خواند و روشهاي جديدي براي مبارزه عليه اين امپراطوري تشريح كرد. در واقع در اين زمان بود كه تلاشهايي جدي براي بي‌ثبات‌سازي از طريق بسيج جامعه مدني نيز به اقدامات بازدارنده نظامي و ديپلماتيك عليه رژيمهاي هدف اضافه شد.
در عين حال پس از انكه فعاليتهاي سري سازمان سيا توسط يك سلسله كميسيونهاي تحقيق فاش شد و افكار عمومي نيز اين فعاليتها را محكوم كردند شوراي امنيت ملي امريكا تصميم گرفت تا فعاليتهاي خود را با تحت نامهاي ديگر و با روشهايي ادامه دهد كه ظاهر اراسته‌تري داشته باشند.
بنياد ملي دموكراسي امريكا بطور رسمي در نوامبر 1983 اغاز به كار كرد و بودجه اين سازمان توسط كنگره و به عنوان بخشي از بودجه مصوب وزارت خارجه براي اژانس توسعه بين‌المللي امريكا تامين شد.
در همين حال بنياد ملي دموكراسي امريكا براي انكه خود را يك سازمان خصوصي جلوه دهد بطور همزمان از سه بنياد مختلف نيز كمك دريافت مي‌كند.
بنياد اسميت ريچاردسون بنياد جان اماولين و بنياد ليند و هري برادلي بنياد ملي دموكراسي امريكا خود چهار سازمان مستقل ديگر را تحت حمايت مالي خود قرار مي‌دهد تا اين سازمانها بتوانند به توزيع پول در بين انجمنها و سازمانها و اتحاديههاي كارگري مختلف در كشورهاي سراسر جهان بپردازند.
اين بنياد ارتباط تنگاتنگي با سيا دارد و اغلب افراد مشهوري كه در فعاليتهاي مخفي سيا مشاركت داشتهاند عضو شوراي اجرايي و يا هيئت مديره بنياد ملي دموكراسي امريكا نيز بوده‌اند از جمله اين افراد مي توان به اوتو رايش جان نگروپونته ،هنري سينسنروس و اليوت ابرامز اشاره كرد.
فعاليتهاي روزمره بنياد ملي دموكراسي توسط وين وبر نماينده جمهوريخواه سابق ايالت مينسوتا و مسئول حمايتهاي مالي ستاد تبليغاتي جورج بوش در سال دو هزار ميلادي اداره ميشود. در همين حال مدير اجرايي اين سازمان نيز كارل گشمن مسئول سابق سوسيال دموكراتهاي امريكا و يك تروتسكيست عضو نظام نو محافظه‌كاران است.
به بيان ساده‌تر بنياد ملي دموكراسي امريكا استمرار فعاليتهاي سري سيا است. در حقيقت به همين دليل است كه انگليس و استراليا نيز در توافقنامهاي كه روابط بين سرويسهاي سري نظامي انها را تعيين ميكند خود را در فعاليتهاي بنياد ملي دموكراسي شريك كرده‌اند.
اعتبارات بنياد ملي دموكراسي توسط يك شوراي اجرايي متشكل از نمايندگان حزب جمهوريخواه و دموكرات اتاق بازرگاني امريكا و اتحاديه بازرگاني مديريت مي‌شود كه هر پيشنهادي نيز ميبايست براي اجرايي شدن دست‌كم نظر دو سوم اعضاي شوراي اجرايي را كسب كند. پس از انكه وجه پيشنهادي براي تخصيص اعتبار تعيين شد اين مبلغ به بنيادهايي ارسال مي‌شود كه توسط هر يك از اعضا اداره مي‌شوند. بنياد ملي دموكراسي تعيين ميكند كه كدام كشورها ميبايست به عنوان هدف عملياتهاي اين سازمان انتخاب شوند. سپس اين هيئت با حمايت مالي و با استفاده از شركاي اجتماعي خود در جهت براندازي دولتهاي هدف تلاش خواهد كرد و پس از ان نيز افرادي كه به منافع امريكا وابسته باشند به قدرت خواهند رسيد.
اين بنياد براي مبارزه با كمونيسم بوجود امد و دقيقا پس از فروپاشي اتحاديه شوروي بود كه بنياد ملي دموكراسي وضعيت بهتري پيدا كرد. اما بنياد ملي دموكراسي با تظاهر به تلاش براي ارتقاي دموكراسي در حقيقت كشورهاي هدف را تحت كنترل و اطاعت خود در مياورد و منافع اين كشورها را نيز به منافع طبقه حاكم امريكا تغيير مي دهد.
بنياد ملي دموكراسي مسئول بحرانهاي دموكراسي در سراسر جهان است زيرا دائما مكانيزمهاي بنيادي دموكراسي را با استقرار يك دولت خوب و شايسته مورد نظر خود تحريف مي‌كند.
استفاده بنياد ملي دموكراسي از بنيادهاي مختلفي با نظامهاي سياسي متفاوت موجب مي‌شود تا منبع مالي اصلي و چگونگي توزيع اين كمكهاي مالي از ديد افكار عمومي مخفي باشد.
در همين حال كشورهاي زيادي بدون برانگيختن هيچ توجهي از اين كمكهاي مالي بهره‌مند مي‌شوند حتي اگر افرادي كه در تخصيص اين كمكهاي مالي نقش داشتند به خوبي از هويت كانالهاي مرتبط اگاه باشند.
چهار سازمان بنياد پيرو بنياد ملي دموكراسي عبارتند از مركز امريكايي اتحاد بين‌المللي كارگران يا اين مركز توسط جان جي سويني اداره مي‌شود كه همزمان دبيركل اتحاديه بازرگاني نيز هست. مركز بين‌المللي اقتصاد ازاد يا به رياست توماس جي دونهو كه رياست اتاق بازرگاني امريكا را نيز به عهده دارد. بنياد بينالمللي جمهوريخواهان يا كه سناتور جان مك‌كين در راس ان قرار دارد. كسي كه طي انتخابات اخير در برابر اوباما شكست خورد. او حامي اصلي كنگره جنگ جهاني عليه تروريسم است.
بنياد ملي دموكراتيك در امور بينالملل يا كه مادلين البرايت وزير خارجه اسبق امريكا رياست ان را بر عهده دارد. كاركرد بنيادهاي حامي بنياد ملي دموكراسي نيز به اين ترتيب است كه از انچه امريكا در المان و در قالب يك ارتش اشغالگر انجام داد الهام گرفته شده است و اين بنياد با الهامگيري از اين شيوه عمل وابستگاني را در چندين كشور متحد اعضاي ناتو پيدا كرد كه در ميان انها ميتوان به بنياد وستمينستر براي دموكراسي در انگليس مركز بينالمللي حقوق بشر و توسعه دموكراتيك در كانادا بنياد ژان ژورس و بنياد رابرت شومن در فرانسه مركز بين‌المللي ازادي در سوئد و بنياد الفرد موزر در هلند اشاره كرد.
اين بنياد در بيستمين سالگرد تاسيس خود ارزشيابي و بررسي را بر روي فعاليتهايش انجام داد كه در نتيجه ان مشخص شد كه اين سازمان بيش از 6000 انجمن و سازمان سياسي در سراسر جهان را تحت هدايت و حمايت مالي خود دارد و اتحاديه بازرگاني سوليدارنوسك در لهستان چارتر77 در چكاسلواكي و اوتپور در صربستان را خود به تنهايي ايجاد كرده است و در ايجاد راديو بي 29 و روزنامه اسلوبدجنج در يوگوسلاوي سابق نيز نقش داشته است.
در راستاي بهره‌گيري بنياد ملي دموكراسي از رسانهها اين سازمان نشريه ژورنال او دموكراسي را نيز منتشر ميكند كه در سراسر جهان توزيع مي‌شود. همچنين مجله انكوينترو به معني ديدار نيز همانند مجموعه‌اي از كتابها بطور خاص براي كوبا منتشر ميشود.
در همين حال بنياد ملي دموكراسي كنفرانسهايي را نيز با حمايت مالي حاميان روشنفكري براي مثال فرانسوا فوره مورخ فرانسوي و ژان دانيل رييس برخي مطبوعات فرانسوي برگزار ميكند.
بنياد ملي دموكراسي همچنين در سراسر جهان و در تمامي مواردي كه مربوط به تمرين دموكراسي مي‌شود اقدام به شكل دادن اتحاديه بازرگاني و شخصيتهاي برجسته سياسي ميكند.
بطور رسمي بودجه بنياد ملي دموكراسي تنها به 50 ميليون دلار افزايش يافته است اما اين در حالي است كه تامينكنندگان مالي و اعانه‌دهندگان خارجي اين هيئت سالانه چند صد ميليون دلار به اين سازمان كمك مي‌كنند.
مهمترين اين تامينكنندگان مالي عبارتند از وزارت خارجه امريكا وزارت خزانه‌داري امريكا و سازمان سيا كه بطور محتاطانه كمكهاي خود را به بنياد ملي دموكراسي ارايه مي‌كند».

به نقل ازhttp://www.jangnarm.com

[ شنبه یکم آبان 1389 ] [ 14:25 ] [ سرباز ولايت ] [ ]

اتاق فکر “موسسه هوور”

مجید زاد بود

مراکز مطالعاتی در آمریکا، علاوه بر اینکه سیاست ها و راهبردهای کلان و بلند مدت کاخ سفید را تدوین و پی ریزی کنند، از طرفی با ارائه تحلیل های جهت دار و انعکاس اخبار هدفمند، زمینه اجرای این راهبردها را در میان افکار عمومی و محافل سیاسی جهان فراهم می کنند. موسسه هوور یکی از همین مراکز فکری است که نقش مهمی در تبیین سیاست های جهانی کاخ سفید دارد، لذا در ادامه با بررسی پیشینه تاریخی این موسسه، فعالیت های مهم این موسسه تبیین و عملکرد موسسه هوور در روند تاریخی راهبردهای کاخ سفید مورد کنکاش قرار می گیرد.

اتاق فکر، موسسه هوور

اتاق فکر، موسسه هوور

پیشینه تأسیس موسسه هوور

موسسه بنیادی هوور درفضای جنگ اول جهانی جهت مطالعه بر روی مسایل و ابعاد جنگ و همچنین بررسی موقعیت آمریکا در آن، در سال ۱۹۱۹ توسط هوبرت هوور، سی و یکمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا تأسیس شد. این موسسه مطالعاتی که وابسته به دانشگاه استانفورد می باشد، در ابتدا کتابخانه بزرگی بود که مجموعه ای از اسناد گردآوری شده در زمینه جنگ جهانی اول و دوم به ویژه اهداف، انگیزه ها و رویدادهای این دو جنگ را در خود جای داده بود.

پس از جنگ جهانی دوم و تأسیس سازمان ملل که گفته می شود این موسسه نقش جدی در تنظیم ساختار و ارکان آن داشته است، براساس راهبردهای سلطه جویانه نظام سرمایه داری، در جهت برقراری صلح و ترسیم نقشه سیاسی جهان برای تثبیت و تحکم موقعیت جهانی امپربالیسم جهانی و همچنین انقلاب و نوسازی در نظام های سیاسی کشورهای مختلف جهان همت گماشت. به طوری که با آغاز جنگ سرد، تلاش این موسسه بنیادی، بر ترویج ارزش ها و الگوهای نظام سلطه جهانی و سرمایه داری در عرصه بین المللی و مبارزه با کمونیسم به عنوان مهم ترین چالش نظام سرمایه داری متمرکز شد.

با پایان یافتن جنگ سرد و آغاز رهبری جهانی آمریکا (بازوی اجرایی نظام سلطه جهانی)، تمرکز مطالعاتی و پژوهش هوور برپایه تفوق جهانی ایالات شده و توسعه اندیشه های لیبرال دموکراسی در سراسر جهان قرار گرفت. از آنجایی که سیاست های بین المللی کاخ سفید در راستای برتری طلبی جهان نظام سرمایه داری (صهیونیسم بین الملل) اتخاذ می شد، موسسه بنیادی «هوور» نقش تعیین کننده ای در تدوین و مراحل تصمیم سازی سیاست های بین المللی کاخ سفید پیدا نمود؛ به طوری که خمیرمایه بخش قابل ملاحظه ای از سیاست ها و راهبردهای جهانی ایالات متحده آمریکا توسط بخش های مطالعاتی موسسه هوور تدوین و پی ریزی می شود.

اهم فعالیت های موسسه هوور

موسسه مطالعاتی هوور یکی از قدیمی ترین مراکز فکری آمریکا است که به طور مشخص بر روی حفظ و استمرار الگوی لیبرال دموکراسی و همچنین حراست از سیستم آمریکا در عرصه بین المللی تمرکز مطالعاتی دارد. بر این اساس مأموریت اصلی این موسسه بنیادی، هدایت و سازماندهی جهانی در راستای نظم و سیستم سرمایه داری و لیبرال دموکراسی نظام سلطه جهانی می باشد. به همین منظور ، ایجاد انقلاب و دگرگونی سیاسی در کشورهای متضاد با منافع نظام سرمایه داری از جمله انقلاب های رنگین (گرجستان ، اوکراین و…) یکی از اولویت های کارکردی این موسسه می باشد.

این موسسه همچنین پیوند بسیار نزدیکی با لابی صهیونیسم و سازمان های جهانی صهیونیستی ازجمله آژانس جهانی یهود، آیپک و… دارد به طوری که بسیاری از سیاست های فکری و مطالعاتی آن توسط لابی های صهیونیستی تدوین می شود که این مسئله در حضور کارشناسان صهیونیست فعال در این موسسه بخوبی قابل مشاهده است.

موسسه هوور با دریافت کمک های مالی قابل توجه از شرکت های بین المللی چون «لاکهید» ،«استاندارد اویل » ، «گلف اویل» و… در نهایت به کارگزار فکری سیاست های آنها تبدیل شده است.

فعالیت های اصلی این موسسه در سه محور بحران های اقتصادی، منع تکثیر تسلیحات اتمی و آموزشی خلاصه می شود. در حوزه بحران های اقتصادی بدنه مطالعاتی این موسسه تلاش می کند تا علل و عوامل بحران های بین المللی اقتصادی را بررسی کرده و راهکارهای عملی جهت برون رفت از این بحران ها را به سردمداران مافیای تجارت جهانی ارائه دهد. در بخش منع تکثیر تسلیحات اتمی، موسسه پژوهشی هوور، تمرکز مطالعاتی خود را درحوزه امنیت بین المللی قرار داده و تهدیدات ناشی از تسلحیات اتمی و مسایلی چون منع گسترش تسلیحات اتمی و امنیت ملی، تروریسم هسته ای و… را در دیدگاه افکار عمومی، محافل دانشگاهی ، رسانه های جمعی، کتب، مطبوعات ترویج و بزرگنمایی می کند؛ در حوزه آموزش، موسسه بنیادی هوور، در راستای تنظیم سیاست های آموزشی جامعه آمریکا و همچنین طر ح ریزی سیستم وساختار اموزشی این کشور خصوصاً در سطح ابتدایی و راهنمایی تمرکز جدی دارد. البته فعالیت های فکری و ایدئولوژیک این موسسه در راستای ترویح صهیونیسم : مسیحی و آموزه های آوانجلیک در جامعه عمومی آمریکا را باید به عملکرد موسسه هوور در این حوزه اضافه کرد.

موسسه هوور دارای یک درون مایه فکری برنامه ریزی شده است که در محورهایی چون تقویت موسسات آزاد بین المللی آمریکایی و توسعه عملکرد آنها ، بسط و پیوند سیاست های آمریکا با اهداف و فعالیت های اقتصادی بنگاه های بزرگ تجاری غرب، جهانی سازی لیبرال دموکراسی و اقتصاد آزاد تمرکز یافته و در این راستا به تحکیم و تقویت دموکراسی، گسترش بازار آزاد، دگرگونی و بازسازی سیستم های بروکراسی، دموکراسی سازی جهانی، افزایش مشارکت های بین المللی در سطح بین المللی همت گماشته است.

بر این اساس موسسه هوور، افزایش رقابت بین المللی و همکاری جهانی در حوزه های اقتصاد، سیاست، مذهب و فرهنگ، برررسی بحران های جهانی، کنترل نظامی، اصول و مبانی سیاسی، تغییرات آینده نظامی آمریکا، اتحاد اقتصادی اروپا، بلوک های اقتصادی منطقه ای ، نوسازی و دگرگونی سیاسی و اجتماعی، بررسی و هدایت گروه ها و فرقه های مذهبی در جهان خصوصاً جهان اسلام را محور مطالعاتی خود قرار داده است.

همچنین موسسه بنیادی هوور منبع قابل ملاحظه ای در تبیین راهبردها و سیاست های مالی و فکری آمریکا می باشد که در هفت محور تحت عنوان «هفت ابتکار عمل سازمانی» وظایف و مأموریت های خود را سازماندهی کرده است:

الف) نهادهای آموزشی آمریکا و عملکرد دانشگاهی

ب) فردگرایی آمریکایی و ارزش های اجتماعی

ج) کاهش و تقلیل نظام مالکیت اشتراکی و توسعه دموکراسی سرمایه داری

د) رفاه اقتصادی و مسئولیت مالی

ه) اولویت های ملی، رقابت بین المللی و همکاری جهانی

و) دولت های در حال توسعه و پاسخگویی به اجتماع

ز) آزادی خصوصی و قاعده حقوقی

این موسسه همچنین دارای گروه های مستقل تخصصی مطالعاتی است که در راستای راهبردهای کلان کاخ سفید پروژه های مطالعاتی بلند مدتی را در دستور کار دارندکه عبارتنداز:

- پروژه ابتکار اقتصادی؛ که در مسائلی چون چگونگی کسترش سیتم اقتصادآزاد، تنظیم قوانین بین المللی تجارت، بانکداری ، توسعه اقتصادی، مالکیت فکری و… تمرکز مطالعاتی دارد.

- پروژه CREDO؛ که از سال۱۹۹۹ شروع شده و درخصوص اصلاحات آموزشی، ارتقای سطح آموزشی دانش آموزان سطوح ابتدایی و راهنمایی آمریکا و همچنین تنظیم سیستم های آموزشی بین المللی کشور فعایت دارد.

- پروژه اقتصاد روسیه، این پروژه به تحلیل و بررسی آکادمیک اقتصاد روسیه در یک نگاه جهانی تمرکز مطالعاتی دارد.

- پروژه دموکراسی در ایران؛ که به دنبال فهم فرایندها و رویکرد دموکراسی در ایران و خاورمیانه است و همچنین درخصوص پیچیدگی های جهان اسلام و راهکارهای گذار به دموکراسی در کشورهای اسلامی تمرکز پژوهشی دارد.

- پروژه مطالعه بر روی آرشیوهای اتحاد جماهیر شوروی؛ در این پروژه اسناد جمع آوری شده درخصوص اتحاد جماهیر شوروی در اختیار تاریخ شناسان، اقتصاددانان، دانشمندان علوم سیاسی قرار می گیرد تا مولفه های قدرت و همچنین الگوهای طرح ریزی شده در فروپاشی آن برای اتخاذ راهبردهای آینده آمریکا مورد تحلیل و کنکاش قرار گیرد.

این موسسه دارای نیروهای اجرایی و گروههای مطالعاتی عملیاتی است که با رصد تحولات جهانی و همچنین تهیه آخرین اخبار، داده های اطلاعاتی قابل توجهی را در موضوعاتی چون سیاست اقتصادی، سیاست خارجی، سیاست انرژی جهانی، امنیت ملی، مبانی اسلام وتحولات سیاسی و اجتماعی جهان اسلام ، ارزش های آزادی اجتماعی لیبرال دموکراسی، بحران های بین المللی و … در اختیار سیاستگذاران و حوزه تصمیم گیری کاخ سفید قرار می دهد.

همانطور که گفته شد این موسسه، یک کتابخانه بزرگ در آمریکا است که مطالب و اسناد مهمی درخصوص خاورمیانه، اروپای شرقی، روسیه و کشورهای تازه استقلال آسیای مرکزی و قفقاز، اروپای غربی، نحله های فکری ، جامعه یهودیان و… را جمع آوری و آرشیو کرده است.

تنظیم برنامه های تلویزیونی و خبری آمریکا و حتی سایت ها و رسانه های دیجیتالی بین المللی از دیگر وظایف این موسسه می باشد.

موسسه هوور، عمده فعالیت های خود را در قالب فصلنامه، کتب و رساله های تحقیقاتی ، گزارش های تحلیلی و خبری منتشر می کند که مهم ترین آنها فصلنامه مونیتور رهبران چین (china Leader ship monitor ) که درخصوص روندهای جاری سیاست های رهبران چین در حوزه سیاست خارجی و سیاست داخلی مطالعه دارد و همچنین گزارش های «ایده های مشخص کننده» (Definin ideas) از دیگر انتشارات این موسسه است که در موضوعات اقتصاد جهانی، امنیت ملی، سیاست انرژی، آموزش عمومی، سیاست خارجی آمریکا منتشر می شود.

رساله های راهبردی از دیگر محصولات این موسسه است که در موضوعات سیاست خارجی و سیاستگذاری عمومی آمریکا منتشر می شود.

این موسسه همچنین، همایش ها و کنفرانس های متعددی را در موضوعات بین الملل، اقتصادی، سیاست خارجی، بحران بین المللی برگزار می کند که سیاستمداران طراز اول کاخ سفید، اساتید دانشگاهی و سرمایه داران و مدیران بنگاه های تجارت جهانی در آن حضور دارند.

موسسه هوور، گزارش های خبری روزانه از آخرین تحولات جهانی، آرشیو نشریات و مطبوعات سایر کشورها را در اختیار سیاستمداران و محافل سیاسی و دانشگاهی آمریکا قرار می دهد.

مراکز مطالعاتی وابسته

موسسه مطالعاتی هوور، ارتباط گسترده ای با موسسات خصوصی بین المللی و همچنین با NGOها و عناصر و گروه های فعال غربگرا در کشورهای هدف داشته و از فعالیت های آنان حمایت کرده و حتی منابع مالی آنها را تأمین می کند. این موسسه به طور غیررسمی و پنهانی ، از موسسات غیردولتی حمایت می کند و مجموعه وسیعی از مراکز پژوهشی و سازمان های خصوصی سیاسی – اقتصادی را تحت پوشش خود قرار داده است؛ این موسسه به طور رسمی فاقد مراکز مطالعاتی وابسته می باشد اما دارای کمیته های مطالعاتی تخصصی است که عملاً در حکم مراکز مطالعاتی وابسته این موسسه عمل می کنند. این کمیته های تخصصی عبارتند از: کمیته موسسه (Development committee)که درخصوص مسائلی چون؛ گسترش ارزش های لیبرال دموکراسی در سراسر دنیا، ترویج آزادی فردی و نوسازی اجتماعی، طراحی سیستم های آموزشی براساس مدل زندگی آمریکایی و … فعالیت می کند؛ کمیته موسسه اقتصادی (Economic Development committee) که در حوزه های اقتصادی بین المللی، توسعه سیستم اقتصاد لیبرال (آزاد)، گسترش سازمان های خصوصی چندملیتی، حمایت از بازار آزاد در قبال اقتصاد دولتی و … فعالیت تحقیقاتی می کند؛ کمیته سیاست انرژی (Energy policy committee) که سیاست ها و راهبردهای انرژی آمریکا، بررسی منابع انرژی مناطق مختلف ، منابع انرژی آینده ، محاسبه و ارزیابی منابع فعلی انرژی آمریکا و …

از فعالیت های پژوهشی این کمیته تخصصی می باشند؛ کمیته اسلام و حکم بین المللی (Islamism and the Internation order committee ) که تمرکز خبری بر روی جهان اسلام داشته و تحولات اجتماعی و سیاسی جوامع اسلامی رصد و مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. از دیگر فعالیت های مطالعاتی این کمیته در حوزه جهان اسلام، حمایت از گروه های سکولار و غربگرا و ترویج ارزش های فرهنگی لیبرال دموکراسی در جوامع اسلامی و همچنین استحاله فرهنگی جهان اسلام می باشد. این کمیته تخصصی از طرفی، در عرصه بین المللی تضعیف و همراه ساختن دولت های وابسته اسلامی با سیاست های غرب و نظام سلطه جهانی و نوسازی سیاسی و دگرگونی اجتماعی در جوامع اسلامی را از اولویت های اساسی خود قرار داده است؛کمیته آموزشی کی-۱۲(K-21 Education committee) که درخصوص مسائل آموزشی جامعه آمریکا آن هم در سطوح ابتدایی و راهنمایی متمرکز بوده و سیاست های آموزشی ایالت های مختلف آمریکا را طرح ریزی و سازماندهی می کند؛ کمیته امنیت ملی و حقوق (National Security and law committee) که در زمینه امنیت ملی و استمرار روحیه ملی در جامعه آمریکا ،ترسیم اولویت های بنیادی امنیت ملی ایالات متحده، مقررات حقوق و … فعالیت مطالعاتی دارد؛ کمیته مالکیت خصوصی، آزادی و رفاه (property reights freedom and prosperity committee) که درخصوص آزادی اجتماعی و فردی، بزرگنمایی رفاه آمریکایی، مالکیت خصوصی در حوزه فکری و مالی، اقتصاد و بازار آزاد، آزادی مذهبی و تکثر فرهنگی و … تمرکز مطالعاتی دارد، کمیته اطلاع رسانی (communications committee) که در حوزه تنظیم سیاست های خبری و اطلاع رسانی آمریکا، الگوهای نوین اطلاع رسانی (فضای مجازی) بین المللی، حمایت از تولید شبکه ها و برنامه های تلویزیونی جهت دار، خط دهی بر مطبوعات داخلی و خارجی و … تمرکز مطالعاتی دارد.

روند تاریخی عملکرد موسسه هوور

موسسه هوور پس از جنگ جهانی دوم، تمرکز مطالعاتی خود را بر روی قدرت برتری هژمونیک آمریکا قرار دارد. به طوری که در طول جنگ سرد، سیاستهای راهبردی آمریکا را بر پایه لیبرالیز کردن قدرت های هدف، یعنی جهان کمونیسم قرار داده بود.

بر این اساس در طول جنگ سرد ، این موسسه راهبرد اصلی خود را مقابله نرم با جهان کمونیسم قرار داد.در طول دهه ۰۷ میلادی ، این موسسه استراتژی راهبرد کلان امنیت ملی آمریکا در حوزه آتلانتیک را طراحی و تدوین نمود که به طور جدی سیاست های خارجی کاخ سفید در راستای این راهبرد سازماندهی می شد. در سال ۱۹۸۱، این موسسه با حمایت گروه های نومحافظه کار آمریکایی به ریاست رونالد راسفلد، خود را سازمانی متعهد به دفاع از جهان غرب در برابر خطر فزاینده توتالیتاریسم تعریف نمود و طرح راهبردی «کمیته جهان آزاد» را به ریاست رونالد ریگان رئیس جمهور وقت تدوین نمود که محور سیاست های بین المللی کاخ سفید در طول دهه ۸۰ میلادی قرن بیستم، و راستای کمیته جهان آزاد اتخاذ می شد.

با فروپاشی شوروی و آغاز قدرت هژمونیک جهانی جهان غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا طرح نوسازی اجباری در خاورمیانه از سوی موسسه هوور به کنگره کاخ سفید ارائه شد که مورد تصویب قرار گرفت، این طرح فرایند نوسازی و دگرگونی سیاسی و اجتماعی دول عربی خاورمیانه را در برمی گرفت.

در سال ۲۰۰۴ ، طرح راهبردی به نام «ابتکار خاورمیانه و شمال آفریقای وسیع» از سوی موسسه هوور به کنگره ارائه شد که در آن دموکراسی سازی و نوسازی مجدد در خاورمیانه مطرح شده بود.

در سال ۲۰۰۶ ، سند امنیت ملی آمریکا، موسسه هوور سند بازبینی و نوسازی شده راهبرد امنیت ملی آمریکا را به کاخ سفید ارائه کرد که در آن ۹ هدف برای امنیت ملی آمریکا در دوره ریاست جمهوری بوش ترسیم شده بود که نخستین هدف آن« تبلیغ و ترویج برای شرافت انسانی» بود که در آن به طور توأمان توسعه قدرت جهانی آمریکا و ترویج و بسط «دموکراسی موثر» ارائه شده بود.

همچنین این موسسه طراح اصلی انقلاب های رنگین در دنیا است که نمونه های بارز آن در گرجستان ، اوگراین ، قرقسزسان و… مشهود است.

این موسسه همچنین تمرکز مطالعاتی عمیق و گسترده ای برروی مسائل ایران داشته به طوری که چندین پروژه مهم را در قبال ایران به اجرا در آورده است. «دموکراسی در ایران» از پروژه های اصلی در دستور کار موسسه هوور است. این موسسه در سال ۲۰۰۷ کنفرانسی با عنوان «در جست وجوی دموکراسی در ایران» را با هدف نوسازی سیاسی و اجتماعی در ایران برگزار نمود و افراد ایرانی غربگرا و مخالف نظام اسلامی مانند عباس میلانی، فاطمه حقیقت جو، شهرام چوبین و … در آن شرکت داشتند.

به نقل ازhttp://www.psyop.ir
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 ] [ 15:45 ] [ سرباز ولايت ] [ ]

ایران هراسی به روایت سارا پیلن

سلاح هسته ای ایران ،‌ مقدمه نبرد آخرالزمان و ظهور مسیح!


سارا پیلن فرماندار سابق ایالت آلاسکا و نامزد معاونت جان مک کین رقیب انتخاباتی جمهوریخواه باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا مدعی شد که دست یابی ایران به سلاح هسته ای منجر به جنگ جهانی سوم و کشتار بخش قابل توجهی از جمعیت جهان می شود!

ایران هراسی، سارا پیلن

ایران هراسی، سارا پیلن

این چهره محافظه کار آمریکا در مصاحبه با وب سایت آمریکایی ” نیوز مکس ” با اشاره به اینکه باید همه گزینه ها از جمله گزینه نظامی در برخورد با برنامه هسته ای ایران روی میز باشد از افزایش فشارهای تحریمی ، برخورد نظامی و نیز مذاکره به عنوان سه راهکار همزمان برای برخورد با بر نامه های هسته ای ایران دفاع کرد.

وی گفت : ” ما باید بدانیم که سلاح هسته ای در دست چنین کشوری ( ایران ) تنها مشکل اسراییل یا آمریکا نیست ، بلکه مشکلی جهانی است . این مساله ممکن است به یک آرماگدون ( نبرد آخرالزمان ) بینجامد . این مساله ممکن است به جنگ جهانی سوم ختم شود که بخش های بزرگی از کره زمین را نابود کند . ”

آرماگدون نام کوهی در منطقه فلسطین است که در کتب مذهبی مسیحیان ، ظهور مسیح با وقوع نبرد آخر الزمان بین دو نیروی خیر و شر در این منطقه، به وقوع خواهد پیوست .

پیلن در برنامه ای که با شعار انتخاباتی معروف پرزیدنت ریگان در انتخابات سال ۱۹۸۰ ” آمریکا را بار دیگر بزرگ سازیم ” ، پخش می شود و مجری آن ” مایکل ریگان ” فرزند ارشد ریگان است ، شرکت کرده بود با حمله مجدد به سیاست های اوباما ، احتمال شرکت خود در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ آمریکا را منوط به تحولات سیاسی آینده دانست و افزود که فعلا برای او انتخابات میاندوره ای کنگره آمریکا از اهمیت و اولویت بیشتری برخوردار است .

با این حال ناظران بر این گمانند که حضور پیلن در”نیوز مکس″ که پربیننده ترین وب سایت حامی محافظه کاران در آمریکا محسوب می شود ، نشانه ای از تمایل او برای به چالش کشیدن اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ آمریکا است .

پیلن در این مصاحبه بار دیگر به شدت به سیاست های اقتصادی اوباما انتقاد کرد و گفت که رییس جمهوری دموکرات آمریکا نتوانسته امیدها و انتظارات مردم را پاسخ گوید .

عصر ایران

به نقل ازبه نقل ازhttp://www.psyop.ir 

[ چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 ] [ 15:43 ] [ سرباز ولايت ] [ ]

۲۷ جنایت مشهور رژیم صهیونیستی

انتشارات الزیتونه در بیروت با انتشار کتابی ۱۱۳ صفحه ای علاوه بر پوشش تمامی جنایات اسرائیل علیه ملت فلسطین از زمان اشغال این کشور در سال ۱۹۴۸ میلادی به تشریح کامل مشهورترین این جنایت ها حتی از زمان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ پرداخته و ۲۷ جنایت را در فهرست مشهورترین جنایات اسرائیل از حیث ابعاد فاجعه برشمرده است.

¤ ¤ ¤

27 جنایت مشهور رژیم صهیونیستی

27 جنایت مشهور رژیم صهیونیستی

1- انهدام هتل ملک داوود: هتل ملک داوود در قدس که در سال ۱۳۳۰ ساخته شده بود و در دوره جنگ جهانی دوم مرکز فرماندهی ارتش انگلیس و آرشیو بسیاری از اقدامات آژانس یهود در اشغال تدریجی فلسطین محسوب می شد در ژوئیه ۱۹۴۶ به دست گروه های تروریستی صهیونیستی هاگانا، ایرگون و اشترن با ۳۵۰ کیلوگرم مواد منفجره، به طور کلی ویران شد.

۲- دیریاسین: دیریاسین نام روستایی کوچک نزدیک قدس است تعداد ساکنان این روستا در سال ۱۹۴۸ نزدیک به ۷۰۰ نفر بودند. در سال ۱۹۴۸ این روستا شاهد هجوم ۳ گروه مسلح به نام ارگون به سرکردگی مناخیم بگین، گروه اشترن به سرکردگی اسحاق شامیر و گروه هاگانا به سرکردگی دیوید بن گوریون بود. در این یورش که با مقاومت ساکنان روستا همراه بود ۲۵۰ نفر که بیشتر آنها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل می داد کشته شدند. همچنین در این حمله فجایع دیگری از جمله تجاوز جنسی، مثله کردن، پاره کردن شکم زنان باردار و منفجر کردن منازل نیز رخ داد.

۳- اللد و الرمله ژوئن ۱۳۴۸ شبه نظامیان صهیونیست با حمله به این دو روستا جز ۲۵ خانواده فلسطینی دیگر هیچ فلسطینی را زنده نگذاشتند. ۱۷۶ فلسطینی در این جنایت به شهادت رسیدند.

۴- الطنطوره: این روستا در جنوب شهر اشغالی حیفا واقع است و در ۲۳ ماه مه ۱۹۴۸ شاهد بزرگترین جنایت صهیونیست ها علیه اهالی روستا بود. وقایع فاجعه بار این روستا از سال ۱۹۴۸ تا سال ۲۰۰۰ میلادی سری باقی ماند تا اینکه یک اسرائیلی به نام «تدکاتس» در پایان نامه دوره کارشناسی ارشدش با استفاده از آرشیو ارتش صهیونیستی فاش کرد که در این روستا ۲۰۰ فلسطینی قتل عام شدند.

۵- الدوایمه: این روستا در استان الخلیل واقع است و در اکتبر سال ۱۹۴۸ شاهد هجوم وحشیانه شبه نظامیان صهیونیست بود که در پی آن ۵۰۰ نفر به قتل رسیدند که از این بین ۲۰۰ نفر متعلق به روستاهای دیگری بودند که در این روستا پناه گرفته بودند.

۶- قبیه: روستای قبیه در ۲۲ کیلومتری شمال شرقی قدس و ۴۴ کیلومتری غرب رام الله واقع است و ساعت ۷ بعدازظهر ۱۴ اکتبر سال ۱۹۵۳ مورد حمله و اشغال نظامیان صهیونیست درآمد. این هجوم که نظامیان صهیونیست با لباس مبدل صورت دادند به رهبری آریل شارون انجام گرفت که طی آن ۶۹ زن و مرد و کودک فلسطینی به قتل رسیدند.

۷- کشتار حولا: روز سی ویکم اکتبر سال ۱۹۴۸ بامداد نیروهای اسرائیلی به سرکردگی مناخیم بگین به حولا شهر کوچکی در لبنان حمله بردند. در این حمله نیروهای اسرائیلی مردان شهر را اعدام و منازل مسکونی را منهدم کردند. همچنین ده ها نفر از کشته شده ها را در گورهای دسته جمعی دفن کردند. این فاجعه باعث مهاجرت اکثر اهالی این منطقه به بیروت شد. در این کشتار ۹۰ لبنانی کشته شدند.

۸- کفرقاسم: در روز بیست و نهم اکتبر سال ۱۹۵۶ کفر قاسم روستایی نزدیکی شهر قلقیلیه در فلسطین هدف حمله نیروهای صهیونیستی قرار گرفت. در این حمله که در ساعت ۵ عصر و هنگام بازگشت اهالی روستا از مزارع صورت گرفت ۴۹ نفر کشته شدند. این کشتار با شعار «بدون عاطفه باش تا خدا رحمتت کند» به وقوع پیوست.

۹- کشتار حانین: نیروهای اسرائیلی در ۲۶ نوامبر سال ۱۹۶۷ بعد از حدود ۳ ماه از محاصره روستای حانین در لبنان وارد این روستا شدند و اقدام به قتل ساکنان با تبر کردند. همچنین منازل را آتش زده و آنها را با خاک یکسان کردند.

۱۰- کشتار عیترون: عیترون نام شهری کوچک در جنوب لبنان است. این شهر در سال ۱۹۷۵ براثر انفجار یک بمب که توسط نیروهای اسرائیلی کار گذاشته شده بود ۹ کودک کشته شدند.

۱۱- کشتار بنت جبیل: در سال ۱۹۷۶ نیروهای اسرائیلی پنجشنبه بازار شهر کوچک بنت جبیل در لبنان را بمباران کردند. این بمباران به کشته شدن ۲۳ و زخمی شدن ۳۰ نفر منجر شد.

۱۲- کشتار اوزاعی: در سال ۱۹۷۸ نیروهای هوایی اسرائیل واحدهای مسکونی و مؤسسات تجاری منطقه اوزاعی در نزدیکی بیروت را هدف قرار دادند. در این حادثه ۲۶ نفر به قتل رسیدند و ۳۰ واحد مسکونی کاملا ویران شد.

۱۳- کشتار راشیا: در سال ۱۹۷۸ توپخانه اسرائیل ۱۵ لبنانی را که به سمت کلیسای شهر کوچک راشیا روانه بودند به قتل رساند.

۱۴- کشتار کونین: نیروهای اسرائیلی در سال ۱۹۷۸ روستای «کونین» در لبنان را مورد هدف قرار دادند. در این حمله ۲۹ نفر که اکثراً کودک بودند، کشته شدند.

۱۵- کشتار عدلون: در سال ۱۹۷۸ کماندوهای اسرائیلی مستقر در ساحل عدلون در لبنان ۲۰ نفر از افرادی را که در ۲ ماشین در حال حرکت بودند هدف قرار داده و به قتل رساندند.

۱۶- کشتار عباسیه: در سال ۱۹۷۸ نیروی هوایی اسرائیل مسجدی را در شهر کوچک عباسیه در لبنان که تعدادی از خانواده ها در آنجا پناه گرفته بودند را هدف قرار داد. در این بمباران هوایی ۱۱۲ نفر که بیشتر آنها زن و کودک بودند کشته شدند.

۱۷- خان یونس: خان یونس در نوار غزه واقع است. این روستا در دو نوبت به فاصله ۹ روز هدف حملات اشغالگران صهیونیست قرار گرفت. یکی در ۳ نوامبر ۱۹۵۶ که ۵۰۰ فلسطینی و دیگری ۱۲ نوامبر که ۲۷۰ فلسطینی به شهادت رسیدند.

۱۸- صبرا و شتیلا: در سال ۱۹۸۲ نیروهای اسرائیلی با همکاری برخی از نیروهای نظامی لبنانی دست نشانده با نقشه وزیر جنگ آن زمان آریل شارون به اردوگاه های صبرا و شتیلا در نزدیکی بیروت که برخی از پناهندگان فلسطینی را در خود جای داده بودند حمله کردند و حدود ۸۰۰ نفر فلسطینی به اضافه تعدادی لبنانی را به قتل رساندند.

۱۹- جنایت اردوگاه البرج الشمالی این اردوگاه در لبنان واقع است. هواپیماهای صهیونیستی در هفتم ژوئن سال ۱۹۸۲ با حمله به این اردوگاه با استفاده از بمب های فسفری ۹۴ فلسطینی را در این اردوگاه به خاک و خون کشیدند. این حمله در واکنش مقابله جوانان اردوگاه در برابر حمله نظامیان پیاده صهیونیستی به اردوگاه صورت گرفت.

۲۰- عیون قاره: صبح روز بیستم ماه مه ۱۹۹۰ یک نظامی صهیونیستی به روی کاروان کارگران فلسطینی در منطقه صهیونیست نشین لیتسیون (عیون قاره) آتش گشود که در نتیجه آن هشت کارگر فلسطینی شهید و ۱۶ نفر دیگر زخمی شدند.

۲۱- کشتار نمازگزاران الاقصی: براثر درگیری نمازگزاران فلسطینی با گروه یهودی متعصب امنای کوه هیکل در تاریخ هشتم اکتبر سال ۱۹۹۰، سربازان اسرائیلی وارد ماجرا شدند و نمازگزاران را به گلوله بستند. در نتیجه این گلوله باران ۲۱ نفر کشته، ۱۵۰ نفر مجروح و ۲۷۰ نفر بازداشت شدند. همچنین از حرکت آمبولانس ها جلوگیری شد و برخی از پزشکان و پرستارها نیز در هنگام امدادرسانی مورد هدف قرار گرفتند. کشته شدگان و مجروحان تا ۶ ساعت پس از پایان درگیری روی زمین بودند.

۲۲- کشتار قانا: در ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۶ (میلادی) در جریان جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان روستای قانا مورد حمله و بمباران نظامیان رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت.

برخورد دو بمب به یک ساختمان مسکونی چهارطبقه در مرکز روستای قانا به کشته شدن ۵۴ شهروند غیرنظامی از جمله بیش از ۳۷ کودک و زخمی شدن بسیاری انجامید. بسیاری از فقیران و کودکان معلول که قادر به فرار از منطقه نبودند در این ساختمان می خوابیدند. خاخام های صهیونیست گفتند براساس حکم تورات، کشتار مردم در قانا در جنوب لبنان مباح است.

در زمان وقوع جنگ ۳۳ روزه، خاخام ها ضمن اعتراض به انتقادها و محکومیت های جهانی علیه جنایت قانا، مدعی شدند بنا به قوانین کتاب مقدس یهودیان، در زمان جنگ هیچ بی گناهی در صف دشمن وجود ندارد. آنها افزودند: هرگونه حرف درباره اخلاق در شرایط کنونی باعث تضعیف روحیه نظامیان و مردم! اسراییل می شود.

خاخام های صهیونیست همچنین در جنگ موسوم به ۲۲ روزه غزه نیز حکمی درباره کشتار غیرنظامیان لبنانی و فلسطینی در غزه صادر کرده و مدعی شدند بنا به احکام تورات، کشتار زنان و کودکان در زمان جنگ مباح است.

۲۳- حرم ابراهیمی در الخلیل: باروخ گلدشتاین و گروهی از شهرک نشینان شهرک صهیونیست نشین کریات اربع در بیست و پنجم فوریه سال ۱۹۹۴ هنگام نماز صبح وارد مسجد الاقصی می شوند. گلدشتاین، پشت یکی از ستون های مسجد می ایستد و منتظر می شود تا نمازگزاران سجده کنند. پس از آن به سوی ایشان تیراندازی می کند. گلوله ها و ترکش های نارنجک، باعث زخمی شدن بیش از ۳۵۰ نفر می شود. نظامیان ارتش اسرائیل، هنگام این کشتار، درهای مسجد را می بندند و از فرار نمازگزاران جلوگیری می کنند. همچنین به هیچ کس اجازه نمی دهند تا برای نجات مجروحان به داخل حرم برود. در همین زمان، گروهی نیز در خارج از مسجد کشته می شوند. عده ای نیز در حین تشییع جنازه شهدا به خیل شهدا می پیوندند و در این کشتار ۵۰ نفر به شهادت می رسند که ۲۹ نفر از آنها از نمازگزاران حرم بودند.

۲۴- انتفاضه الاقصی: در تاریخ بیست و هشتم سپتامبر سال ۲۰۰۰ آریل شارون از مسجدالاقصی بازدید کرد. این بازدید به علت اعتراض جوانان فلسطینی کامل نشد. روز بعد از این حادثه که مصادف با روز جمعه بود نیروهای اسرائیلی اقدام به گشودن آتش روی نمازگزاران کردند که بر اثر آن ۷ نفر کشته و ۲۵ نفر زخمی شدند. این درگیری به انتفاضه دوم مردم فلسطین منجر شد. و همچنان این کشتارها در قرن بیستم و یکم ادامه دارد.

۲۵- ارودگاه جنین: ارتش خونریز اسرائیل در ۲۹ مارس ۲۰۰۲ حمله گسترده ای را به اردوگاه جنین واقع در کرانه باختری آغاز کرد. پس از دو هفته محاصره اردوگاه جنین و شروع جنگ شدید بین نیروهای مقاومت فلسطین و اسرائیل، نیروهای اشغالگر به ریاست شائول موفاز با تانک های خود وارد آنجا می شوند. آنان با تهاجم گسترده به این اردوگاه پس از اتمام مهمات نیروهای مقاومت آنجا را تسخیر می کنند. سپس آنها وارد اردوگاه می شوند و بسیاری از جوانان اردوگاه را اعدام می کنند. سپس تانک های اسرائیل وارد شده، برخی خانه ها را تخریب می کنند. تعداد شهدای این واقعه، حدود ۲۰۰ نفر است. هنوز تعداد شهدای دفن شده در گورهای جمعی، مشخص نیست.

۲۶- غزه: رژیم صهیونیستی پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین در ژانویه سال ۲۰۰۶ در اقدامی نژادپرستانه با هدف تنبیه مردم فلسطین به ویژه مردم نوارغزه که بیشترین آرای حماس از این منطقه بود اقدام به محاصره کامل زمینی و هوایی این منطقه کرد. در پی این محاصره کشنده اسرائیلی ها حتی از خروج بیماران فلسطینی برای مداوا به خارج جلوگیری کردند که طی آن تا اواسط سال ۲۰۱۰ نزدیک به ۳۸۰ فلسطینی جان خود را از دست دادند. در خلال این سال ها به ویژه در اواخر سال ۲۰۰۸ تا اواسط ژانویه سال ۲۰۱۰ اسراییل جنگی خانمان سوز را علیه غزه راه انداخت که به تجاوز ۲۲ روزه شهرت یافت. در این جنگ ۱۴۵۰ شهروند فلسطینی به شهادت رسیدند و ساختار زیربنایی نوارغزه آسیب جدی دید. قاضی گلدستون که بعدها از سوی سازمان ملل مامور شد که این جنایات را بررسی کند ثابت کرد که اسراییل مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است.

۲۷- حمله به ناوگان آزادی: در بامداد روز دوشنبه ۳۱ مه سال ۲۰۱۰ در برابر چشمان افکار عمومی جهان نیروی دریایی ارتش صهیونیستی در اقدامی که دزدی دریایی لقب گرفت در آب های بین المللی به کشتی بین المللی حامل کمک های انسان دوستانه به نوارغزه حمله کرد و ۹ شهروند ترکیه را به قتل رساند و ده ها نفر را زخمی کرد. تمامی ۷۵۰ سرنشین این کشتی ها بازداشت و به بندر اشدود منتقل شدند.

به نقل ازhttp://www.psyop.ir

[ یکشنبه یازدهم مهر 1389 ] [ 13:19 ] [ سرباز ولايت ] [ ]

“جین شارپ” و اندیشه‌های او

نویسنده: محمد – مظهری

«جین شارپ»، مرد خجالتی ازدواج نکرده، متولد ۲۱ ژانویه ۱۹۲۸ در بالتیمور شمالی، اوهایو است که به خاطر نوشته‌های گسترده اش درباره مبارزات غیرخشونت آمیز معروف شده است. او همچنین ماکیاولی و یا کلاویتز جنگ غیرخشونت آمیز نامیده می‌شود.

سابقه علمی و آکادمیک

جین شارپ استاد ممتاز علوم سیاسی دانشگاه ماساچوست دارتموث، درجه دکترایش را در نظریه فلسفه سیاسی از دانشگاه آکسفورد (۱۹۶۸) و کارشناسی ارشدش را در جامعه شناسی(۱۹۵۱) و لیسانسش را در علوم اجتماعی (۱۹۴۹) از دانشگاه اوهایو گرفت. مهم ترین تحقیق زندگی شارپ درباره جنبش استقلال طلب «موهنداس گاندی» در هند بود که توانست با استفاده از روش‌های مسالمت آمیز از قیمومیت انگلستان خارج شود. در دهه ۱۹۵۰، شارپ نه ماه به دلیل نرفتن به سربازی طی جنگ کره زندان بود. او بعدها به انگلستان و نروژ رفت و برای ۱۰ سال در آن‌جا زیست. در سال ۱۹۶۵ وی به عنوان پژوهشگر مطالعات بین الملل به دانشگاه هاروارد بازگشت و به عنوان پژوهشگر در مرکز تحقیقات امور بین الملل دانشگاه هاروارد برای مدت سی سال فعالیت کرد.

در ۱۹۸۳، شارپ به عنوان مدیر برنامه ریزی مرکز مطالعات اقدامات غیرخشونت آمیز دانشگاه هاروارد برگزیده شد و در همین سال، او مؤسسه آلبرت انیشتین را در شهر بوستون آمریکا پایه گذاشت. وی اهداف این مؤسسه را حمایت از تحقیقات، مطالعات سیاست و آموزش کاربردهای استراتژیک مبارزات غیرخشونت آمیز در مقابل دیکتاتوری، جنگ، قتل عام و سرکوب اعلام کرده است. در حال حاضر شارپ پژوهشگر ارشد مؤسسه آلبرت انیشتن است.

مؤسسه آلبرت اینیشتین(۱) دارای یک وبسایت حاوی بسیاری از آثار جین شارپ به زبان انگلیسی و دیگر زبانها است که به طور رایگان قابل دانلود کردن هستند.

فعالیت‌ها

از ۱۹۸۷ با حمایت دولت آمریکا، مؤسسه آلبرت انیشتین شروع به انتشار مطالب آموزشی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی و سمینارهایی تحت عنوان «روش‌های دفاعی از طریق نافرمانی مدنی» در خارج، برای فعالان سیاسی کرد و همچنین کار هماهنگی ترجمه‌های کتاب معروف وی یعنی «از دیکتاتوری تا دموکراسی» را هم بر عهده داشته است.

قبل از خلع قدرت «اسلوبودان میلوشویچ»، «رابرت هِلوی»، همکار شارپ و دستیار ارشدش از سال ۱۹۸۹که یک سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا با سی سال سابقه خدمت در نیروی دریایی است، کارگاهی در بوداپست برای دانش‌آموزان صرب برگزار کرد. همچنین آنها کارگاههایی برای فعالان روسیه سفید در لیتوانی و دوره هایی برای آموزش تبعیدی‌های کوبایی در میامی و نیز برای ونزوئلایی‌ها و فعالان زیمباوه داشته اند.

شارپ همچنین به تشکیل «حزب دموکراتیک ترقی خواه» در تایوان در راستای حمایت از فرایند استقلال تایوان از چین کمک کرد و نیز آموزش هایی را به گروههای فلسطینی در سازمان آزادی بخش فلسطین جهت ترغیبشان به مبارزات مدنی و نرم داد. در ۱۹۹۰، وی کنفرانسی پیرامون «عدم خشونت» در ایالات متحده برگزار کرد که محور‌های آن گسترش اندیشه تغییرات غیرخشونت آمیز در کشورهای به اصطلاح استبدادی بود.

تاثیرات فکری بر جنبش ها

تحقیقات شارپ بر سازمانهای مقاومت در سراسر جهان اثرات مهم و جدی داشته است؛ مخصوصا اخیرا آثار او تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر جنبش‌های جوان در انقلاب‌های رنگین اروپای شرقی داشته. کتابچه «از دیکتاتوری تا دموکراسی»، به عنوان پایه‌ای برای فعالیت‌های جنبش اوپتور در صربستان (که مستقیما تحت آموزش مؤسسه آلبرت اینیشتن بود)، کارمای گرجستان، پورای اوکراین، کلکل قرقیزستان و زوبر بلاروس، بوده است.

کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی(۲) کتاب باریکی است، شامل توصیه‌های مختصری برای چگونگی طراحی یک جبهه مخالف موفق، به ضمیمه یک لیست از تاکتیک‌های تاریخی آزمایش شده برای متزلزل کردن رژیم‌های به اصطلاح دیکتاتوری. لیست وی شامل ۱۹۸ متد کنش غیرخشونت آمیز پیشنهادی است؛ مثل کاریرد نمایش برای دست انداختن مسائل سیاسی، تقلب انتخاباتی، کاربرد تشییع جنازه (واقعی و تصنعی) برای ابراز نظر سیاسی، سکوت، انکار و نفی شخصیت‌های شناخته شده و اتخاذ رنگ‌های نمادین و نافرمانی مدنی و…

«اوله کرینکوف»، از اعضای جنبش پورا، در مصاحبه‌ای با رادیو هلند(۳) می‌گوید:

«کتاب جین شارپ، کتاب مقدس پورا بوده است و توسط اوتپور استفاده شده. این کتاب منادی حرکت از دیکتاتوری به دموکراسی است. فعالان پورا این کتاب را خودشان ترجمه کرده اند. ما به آقای شارپ و مؤسسه اینیشتین در ایالات متحده نامه نوشتیم و او با حرکت اولیه ما بسیار همدلی نشان داد و این مؤسسه، مبلغ لازم برای چاپ بیش از ۱۲هزار نسخه از این کتاب به صورت رایگان را تامین کرد».

نوشته‌های شارپ درباره «دفاع مبتنی بر افراد غیرنظامی»، همچنین توسط حکومت‌های لیتوانی، لتونی و استونی در طی جداییشان از اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، به کار گرفته شد.

برخی کشورها اعتراضات و اغتشاشات داخلی شان را به تئوری‌های شارپ منتسب کرده اند؛ در ژوئن ۲۰۰۷، هوگو چاوز، رییس جمهور ونزوئلا، شارپ را عامل ناآرامی‌های رخ داده در ونزوئلا دانست. ایران نیز معترضین به تقلب ادعا شده در انتخابات ۲۰۰۹ را به پیروی از تاکتیک‌های جین شارپ متهم کرده است. طبق اعترافات تعدادی از متهمین، ناآرامی‌های پس از انتخابات از قبل برنامه ریزی شده بود و برنامه شان جدول زمانی انقلاب مخملی را دنبال می‌کرد تا جایی که بیش از ۱۰۰ مرحله از ۱۹۸ گام توصیه شده توسط جین شارپ پیاده شده بود.

نظریه مقاومت غیر خشونت آمیز شارپ

شارپ می‌گوید: «از۵۰ سال پیش که‌ کار را شروع کرد، عملا آغازگر مطالعات کنش‌های بی‌خشونت‌ بوده است. در ۱۹۸۳ او دو برنامه براساس همین موضوع در هاروارد و مؤسسه آلبرت انشتین تأسیس کرد که به گفته او نه بر پایه صلح‌طلبی(پاسیفیسم) و نه براساس ایده‌های مهاتمایی بلکه بر اساس برهمکنش عمل‌گرای بی‌خشونت است».(۴)

طبق نظر وال استریت ژورنال: «معروف ترین کتاب شارپ و شاهکارش کتاب ۹۰۲ صفحه‌ای سیاست کنش غیرخشونت آمیز است که یک تحلیلی سیاسی عملگرایانه از کنش غیرخشونت آمیز به عنوان روشی برای به کارگیری قدرت در منازعات عرضه می‌کند، اما منشأ اصلی موفقیت‌های وی در واقع کتاب ۹۰ صفحه‌ای از دیکتاتوری تا دموکراسی بوده است».(۵)

شارپ در کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی می‌گوید: «مبارزه غیرخشونت آمیز بسیار پیچیده تر از راههای مبتنی بر خشونت است و حاوی انواع بسیار متنوعی از مبارزه است. بر خلاف مبارزات مبتنی بر خشونت، مبارزات خشونت آمیز توسط جنگ افزارهای روانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که توسط مردم و مؤسسات اجتماع به کار گرفته می‌شوند، می‌جنگند. این سلاح‌ها با نام‌های گوناگونی همچون اعتراضات، اعتصابات، عدم همکاری ها، تحریم ها، بی میلی‌ها و نیروهای مردمی شناخته شده اند».(۶)

شارپ، راهکارهای تغییر را چنین می‌داند: «اولین مکانیزم که کم احتمال تر است تغییر کیش است، یعنی اعضای گروه رقیب از لحاظ روانی و عاطفی در مقابل ظلمی که به مخالفین روا داشته شده است، تحریک شوند. مکانیزم‌های بعدی، اجبار غیرخشونت آمیز، نافرمانی دیوانسالاری دولت و عدم اطاعت و تجزیه و فروپاشی است».(۷)

دیدگاه اصلی شارپ این است که قدرت یکدست نیست؛ یعنی قدرت برگرفته از ویژگی‌های ذاتی صاحبانش نیست. برای شارپ، قدرت سیاسی – قدرت هر دولتی صرفنظر از ساختار ویژه‌ای که دارد- برگرفته از فرمانبران دولت است. اعتقاد بنیادین او این است که هر ساختار قدرتی مبتنی است برفرمانبری اطاعت کنندگان از دستورات حاکم یا حاکمان. لذا اگر اطاعت کنندگان فرمان نبرند، رهبران قدرتی نخواهند داشت.

در دیدگاه شارپ هر قدرت تاثیرگذاری، نظامهایی دارد که توسط آن اطاعت فرمانبران را تشویق و یا وادارشان می‌کنند. دولتها برای حفظ اطاعت فرمانبران نظامهای پیچیده‌ای دارند؛ این سیستم‌ها شامل نهادهای ویژه (پلیس، دادگاه ها، سازمانهای نظارت کننده) می‌شوند ولی ممکن است همچنین شامل ابعاد فرهنگی هم باشند که با تأکید بر یکدست و ذاتی بودن قدرت، روح اطاعت را به جامعه بدمند (مانند فرقه خدایان فرعون‌های مصر و هنجارها و یا تابوهای اخلاقی). از طریق این سیستم‌ها فرمانبران با نظامی از مجازات‌ها (زندان، جریمه، طرد) و جایزه‌ها (مقام، ثروت و شهرت) روبه رو هستند که میزان فرمانبرداریشان را افزایش می‌دهد. این نهایتا با مقاومت غیرخشونت آمیز مرتبط می‌شود، چراکه می‌تواند از طریق آگاهی بخشی به فرمانبران، روزنه و فرصتی برای تغییرات موثر در حکومت ایجاد کند. شارپ معتقد است اگر فرمانبران دریابند که آنها منابع قدرت دولت هستند، می‌توانند از فرمانبری سرباز زنند و رهبرانشان قدرتشان را از دست خواهند داد.

وی همچنین کتاب «کاربرد مبارزه بدون خشونت: تمرین قرن بیستم و پتانسیل قرن بیست و یکم» را در سال ۲۰۰۵ منتشر کرد که شامل نوشته‌های قبلی به همراه مدارک مطالعه موردی مبارزات غیرخشونت آمیزی است که به کار گرفته شده اند، و درس هایی که از این تجربه‌ها گرفته شده و شامل اطلاعاتی برای طراحی مبازات غیرخشونت آمیز کارآمدتر است.

به نقل از http://www.psyop.ir

[ شنبه دهم مهر 1389 ] [ 15:20 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
رهبر معظم انقلاب در ديدار ائمه جمعه سراسر كشور:
عده‌اي اصرار بر ناديده گرفتن دست‌ توطئه‌گر دشمن در حوادث كشور دارند

خبرگزاري فارس: حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با تأكيد بر اينكه همواره بايد مراقب كيد و طراحي دشمن بود، افزودند: چرا عده‌اي اصرار داشته و دارند كه حضور دست توطئه‌گر خبيث و فعال دشمن را در حوادث گوناگون كشور ناديده بگيرند.


 

------------------------------

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي امروز در ديدار ائمه جمعه سراسر كشور، با تبيين جايگاه بسيار مهم و تأثيرگذار نماز جمعه در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي، سياسي، ديني و بين‌المللي تأكيد كردند: مهمترين وظايف ائمه جمعه، توجه بيش از پيش به اين جايگاه والا، آگاهي از واقعيت‌هاي روز جامعه، غافل نشدن از طراحي‌هاي دشمن، ارتباط نزديك و صميمي با جوانان و استفاده از ابتكار و توانايي‌هاي آنان است.

رهبر انقلاب اسلامي در بيان جايگاه والاي نماز جمعه، به ويژگي‌هاي منحصر به فرد نماز جمعه از جمله تكرار هفتگي آن اشاره كردند و افزودند: نماز جمعه همچون نشانه‌هاي راهنما است كه هر جمعه در مقابل ديدگان آحاد مردم قرار مي‌گيرد و به آنان مسير صحيح حركت را نشان مي‌دهد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي شرايط فقهي اقامه نماز جمعه، جايگزيني خطبه‌هاي نماز جمعه به جاي دو ركعت نماز، نحوه بيان خطبه‌ها به وسيله امام جمعه و مضمون خطبه‌ها را از جمله ويژگي‌هاي نماز جمعه و جايگاه بسيار برجسته آن برشمردند و خاطرنشان كردند: در چنين جايگاهي، قطعاً ‌حركات، سخنان، اشارات و حتي سكوت امام جمعه مي‌تواند الهام بخش باشد، بنابراين از جمله وظايف مهم ائمه جمعه، حفاظت از اين جايگاه و مراقبت مضاعف از خود است.

رهبر انقلاب اسلامي، ذكر كثير را از ديگر ويژگي‌هاي نماز جمعه دانستند و افزودند: بركات نماز جمعه منحصر در امام جمعه و نمازگزاران نيست بلكه اين تفضلات الهي در طول هفته، در ميان جامعه و مردم سرريز مي‌شود كه اين، همان ذكر كثير نماز جمعه است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در تبيين آثار ذكر كثير در جامعه، يكي از نتايج آن را استحكام ايمان و نهراسيدن از دشمنان برشمردند و تأكيد كردند: كساني كه از بركات ذكر كثير بهره‌مند مي‌شوند، هياهوها و تهديدهاي دشمنان، براي آنان ترس آفرين و غيرمنتظره نخواهد بود، زيرا ظالمان و مستكبران كه براساس رويه زياده‌طلبي خود همواره به دنبال در انحصار گرفتن و بلعيدن همه امكانات و ذخاير مادي كشورها هستند، فرياد عدالت‌طلبي و آزادي انسان‌ها و دفاع از مظلوم را هيچگاه برنمي‌تابند.

ايشان افزودند: مستكبران و زياده‌طلبان دنيا برخلاف شعارهايشان، تمام قدرت و ثروت را براي عده‌اي معدود و اطرافيان خود مي‌خواهند كه نمونه بارز آن مقايسه وضعيت زندگي مردم عادي با حاكمان، در آمريكا است.

*سفر رئيس‌جمهور به سازمان ملل پر مغز بود

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به برخي آمارهاي تكان دهنده از وضعيت زندگي مردم آمريكا، خاطرنشان كردند: البته رئيس جمهور محترم بخشي از اين حقايق و آمارها را در سفر پرمغز و پركار خود به سازمان ملل متحد بيان كردند و وجود چندين ميليون كارتن خواب و ده‌ها ميليون انسان در زير خط فقر‌بخشي از حقايق تلخ جامعه آمريكا است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تأكيد كردند: در مقابل چنين تفكر زياده‌طلب‌خواهانه‌اي كه به دنبال سلطه بر همه دنياست، يك ملت با همه وجود ايستاده است و زير بار حرف زور نمي‌رود و در حمايت از ملت‌هاي مسلمان و مظلوم به ويژه مردم فلسطين نيز صريحاً اعلام نظر مي‌كند.

ايشان افزودند: خشم، تهديد، و دندان گرگ نشان دادن سلطه‌طلبان در مقابل چنين ملتي، غيرمنتظره و غيرطبيعي نيست اما در مقابل اين تهديدها يا بايد تسليم شد يا اينكه با استحكام ايمان و ارتباط با خداوند، در مقابل زياده خواهان ايستاد.

رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: مقاومت و ايستادگي خواسته اسلام و قرآن است و اين ايستادگي از خصوصيات ذكر كثير نماز جمعه است و اگر اين ذكر كثير، همه ابعاد دروني، اجتماعي، سياسي و بين‌المللي را دربر بگيرد، قطعاً جامعه مقاوم و استوار خواهد بود.

* آگاهي از مسائل روز و واقعيات جامعه وظيفه ائمه جمعه است

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، آگاهي از مسائل روز و واقعيت جامعه و هوشياري را از ديگر وظايف ائمه جمعه برشمردند و تأكيد كردند: در طول سي سال گذشته، لغزش‌ها، خطاها، انحراف‌ها و از مسير خارج شدن برخي افراد به دليل بي‌اطلاعي از واقعيت‌ها بوده است.

ايشان توجه به طراحي و توطئه دشمن را از جمله وظايف مهم ائمه جمعه دانستند و افزودند: در سال‌هاي اخير برخي قلم‌ها، تلاش فراواني كردند تا موضوع دشمن شناسي را از ذهن جامعه و مردم خارج كنند و حتي در برخي موارد مغالطه مي‌كردند كه نظام براي فرار از مسئوليت برخي مشكلات داخلي، دائماً موضوع دشمن خارجي را طرح مي‌كند.

رهبر انقلاب اسلامي خاطرنشان كردند: اين حرف از اساس نادرست است زيرا كسي نمي‌تواند منكر كوتاهي‌ها، غفلت‌ها و سهل‌انگاري‌هاي مسئولان در بروز برخي مشكلات در سي سال گذشته باشد اما اين موضوع نبايد به معناي ناديده گرفتن دشمن باشد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با تأكيد بر اينكه همواره بايد مراقب كيد و طراحي دشمن بود، افزودند: چرا عده‌اي اصرار داشته و دارند كه حضور دست توطئه‌گر خبيث و فعال دشمن را در حوادث گوناگون كشور ناديده بگيرند.

ايشان تأكيد كردند: بايد همواره نسبت به تحرك دشمن هوشيار بود و شيوه مقابله با آن را دانست.

رهبر انقلاب اسلامي سپس با طرح اين سؤال كه امروز مهمترين نقطه‌اي كه دشمن بر آن متمركز شده، كدام است؟ افزودند: جوانان كه اكثريت جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند اصلي ترين هدف دشمن هستند، زيرا جوان موتور پيش برنده كشور است.

ايشان با اشاره به برنامه‌ريزي دشمن از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي براي ضربه‌زدن به اين سرمايه گرانبها، خاطرنشان كردند: بايد جوانان را از آسيب خطرهاي دشمن حفظ كرد كه يكي از راه‌هاي آن، ارتباط مستمر و هدايتگر ائمه جمعه با جوانان است

رهبر انقلاب اسلامي افزودند: بايد با جوانان رفيق بود و حرف و سخن آنان‌ را شنيد و راه را براي حضور آنان در عرصه‌هاي مختلف باز كرد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به اهميت نقش جوانان، ائمه جمعه را به شنيدن و برطرف كردن شبهات ديني، اجتماعي و سياسي جوانان توصيه كردند.

در اين ديدار حجت الاسلام والمسلمين تقوي رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه ضمن تشريح اهداف برگزاري بيست و يكمين گردهمايي ائمه جمعه، به برگزاري نماز جمعه در 643 شهر اشاره كرد و گفت: در طول يكسال گذشته برنامه هاي مختلفي براي افزايش آگاهي و بصيرت مردم، آرامش بخشي جامعه، همكاري ائمه جمعه با آموزش و پرورش و ارتباط بيشتر آنان با نسل جوان اجرا شده است.

در پايان اين ديدار نماز ظهر و عصر به امامت حضرت آيت‌الله خامنه‌اي اقامه شد.
انتهاي پيام/ك

به نقل از خبرگزاري فارس

[ سه شنبه ششم مهر 1389 ] [ 17:33 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
وقتی بی بی سی راوی جنگ می شود

اینکه بخش فارسی تلویزیون دولتی انگلیس مهم ترین برنامه های خود را به سالگرد جنگ ایران و عراق اختصاص دهد و برنامه های ویژه ای برای این ماجر تهیه ببیند، آن هم نه برنامه های صرفا تحلیلی که بیشتر به خاطره گویی بنشیند، مخاطب را به فکر وا می دارد.
گروه فرهنگی مشرق- هفته دفاع مقدس امسال در دنیای رسانه با سال های گذشته تا حدود زیادی متمایز است. ماجرا از این قرار است که با رسیدن به روزهای آخر شهریورماه هر سال رسانه های داخلی و برنامه های صدا و سیما به نوعی بوی جبهه و جنگ می گیرد که اتفاقی عادی، طبیعی و قابل پیش بینی است. اما اینکه بخش فارسی تلویزیون دولتی انگلیس مهم ترین برنامه های خود را به سالگرد جنگ ایران و عراق اختصاص دهد و برنامه های ویژه ای برای این ماجر تهیه ببیند، آن هم نه برنامه های صرفا تحلیلی که بیشتر به خاطره گویی بنشیند، مخاطب را به فکر وا می دارد. حالا چه رسد به اینکه بر روی خاطره یک جوان نسل سوی در یکی از اقوام شهیدش، درست در جایی که خبر شهادت روایت می شود، صدای سرود" کجائید ای شهیدان خدایی" نیز به گوش برسد، این یک پلان را دیگر باید در موزه سلطنتی انگلیس نگهداری کرد.
رویکرد بی بی سی به جنگ از نظر تاریخی ویژگی های خاصی دارد. بنگاه دولتی بی بی سی در تاریخ سازی تبحر خاصی دارد. و البته ابزار این کار را نیز در اختیار دارد. در حقیقت یکی از شاخصه های تولیدات بی بی سی در اهمیت دادن به ریشه های تاریخی جریانات است و البته روایت آنها ان طور که با سناریوی مورد نظر همخوانی داشته باشد.به صورت کلی می شود گفت که عنصر تاریخ نگری و پیشینه سازی چیزی نیست که بشود آن را از اخبار، گزارش ها، تحلیل ها و حتی تولیدات دیگر بی بی سی حذفشان کرد.
با این وصف پرداختن بی بی سی به یک ماجرای تاریخی چیز عجیبی نیست. اما دل سوزاندن این شبکه برای زنده نگه داشتن جنگ هشت ساله آن هم پس از سی سال می تواند موضوع جالبی باشد. می شود پرسید که چطور بعد از سی سال جنگ ایران و عراق، حواشی آن و حتی خاطرات موجود از آن تا به این حد اهمیت پیدا کرده است.
ممکن است به این سوال اینگونه پاسخ بدهند که بی بی سی پیش از این نیز به جنگ ایران و عراق پرداخته است و حتی برای یک طرف این ماجرا، سریال هم ساخته که همین چندی پیش به نمایش در آمد.

خانه صدام
سریال خانه صدام تولید شبکه بی بی سی و شبکه "اچ بی او" ی آمریکا است. این سریال در سال های اخیر ساخته و عرضه شد و اتفاقا خود می تواند یکی از موضوعات بحث نگرش بی بی سی به جنگ باشد. این سریال در حقیقت بیانگر سال های حکومت صدام است، اما در عیم حال داستان را به سبک بی بی سی روایت می کند. در مقطع درگیری صدام با ایران از درگیری های لفظی تا آغاز تجاوز عراق، پرداخت داستان به شکل خاصی به روایت طرف عراقی نزدیک است.اگر چه این بخش تنها قسمتی از داستان سریال است.آنچه در خانه صدام، از شخصیت رئیس جمهور مخوف عراق مطرح می شود با آنچه در خاطرات، تاریخ شفاهی و منابع دیگر درباره دیکتاتور عراق مطرح است کاملا متفاوت است. صدام بی بی سی شخصیتی است که خشونتش نیز بر مدار منطق است.مشورت می کند و تا حدودی با دموکراسی همراهی می کند! با خبرنگاران گپ می زند و اگر هم جایی دست به خشونت می زند در حقیقت، عملش بازتاب یک حرکت خشونت طلبانه است. بیشتر این ویژگی ها مربوط به دوره ای است که غرب از او حمایت می کند. و جالب تر این که تقریبا خبری از حضور غربی ها در دوره آغاز جنگ ایران و عراق نمی بینید.تحریکات رهبران ایران و خشونتهای تروریستی شیعیان عراق باعث تصمیم صدام و صدور فرمان حمله به ایران شد؛ این روایت بی بی سی از آغاز جنگ ایران و عراق است. روایتی که به شدت مورد علاقه بعثی ها است.

پروژه تطهیر و عادی سازی صدام
با فروکش کردن غبار جنگ خلیج فارس، اعتراف دولت های غربی به جنایات صدام در جنگ با ایران که از محکومیت تجاوز صدام به خاک ایران توسط شورای امنیت آغاز و به محکومیت استفاده از سلاح شیمیایی، علیه نیروهای نظامی و غیر نظامی منتهی می شد، برای همین دولت های غربی مشکل ساز شد، اگر چه این اعترافات در زمان جنگ دنیای غرب با صدام به کار آمده بود و از صدام چهره ای مخوف و جنایتکار ساخته بود، اما حالا و با پایان جنگ همین اعترافات سبب شده است تا مشروعیت ایران در منطقه بیش از پیش بالا برود و از طرف دیگر علامت سوال بزرگی برای افکار عمومی غرب ایجاد شود که اگر صدام جنایتکار بود و ایران قربانی تجاوز به خاکش چرا دولت های متبوعشان در دوران جنگ هشت ساله هر گونه کمک نظامی ممکن را از دولت بعث دریغ نکرده اند.
حالا دیگر نیاز است تا در آرایش صدام تجدید نظرهایی اعمال شود. بی بی سی تخصصش در تاریخ است، یا بهتر بگوییم، بی بی سی استاد تاریخ سازی است.شخصیتی که از صدام در سریال ها، فیلم های مستند و مقالات مکتوب در حال حاضر نقل می شود بسیار متفاوت با روایات دوره جنگ این شبکه از دیکتاتور عراق است و تقریبا به صورت کامل در مقابل تاریخ نگاری اصیل عراقی نیز قرار می گیرد. در یک بررسی و مقایسه میان آنچه بی بی سی آن را به صدام نسبت می دهد با روایت عراقی از صدام، آنهم نه روایت شیعیان که بشود آن را متهم به موضع داشتن کرد که با مقایسه با تصویری که برخی از اطرافیان وی از او ارائه می کنند، روایت بی بی سی بیش از هر چیز به تصویرسازی یک بعثی توبه کرده که حالا در پی تطهیر گذشته اش است شباهت دارد.

جنگ از نگاه بعثی ها
یکی از موضع هایی که می تواند در حقیقت نمایی تاریخ نگاری ها کمک کند، تکنیک روایت از دو طرف متضاد است. مثلا اگر شما بخواهید تاریخ جنگ را روایت کنید، از هر دو طرف جنگ ایران و عراق برای این روایت استفاده کنید و بگویید که به طور مثال این اتفاق به این شکل افتاد. این تکنیکی است که بی بی سی معمولا حتی در روایت مسایل داخلی ایران از آن استفاده می کند، برای این شبکه از دیرباز بسیار مهم بود که آن را به عنوان یک ناقل بی طرف تاریخ واخبار بشناسند، اما استفاده از این تکنیک برای این شبکه انگلیسی با ظرافت هایی همراه است. ماجرا آنجا به خوبی روشن می شود که شما به صورت ناخودآگاه به سبک سنگینی ادعا ها می پردازید. می بینید که در این روایت دو طرفه هر کدام از دو طرف چه مدارکی را بر روی میز می گذارند که به ادعایشان ثبوت بدهند حالا دیگر نقش راوی بسیار پر رنگ می شود، چون این او است که اجازه حرف زدن به دو طرف داده و تا هر جا که بخواهد این اجازه را تمدید می کند. سیاست رسانه ای درست در همین نقطه فعال می شود. باید دید که سیاست رسانه ای در حال حاضر به تضعیف چه کسی و تقویت چه کسی باید منتهی شود. ماجرا بسیار سده است. در طرف عراقی دیگر به صورت رسمی خبری از حزب بعث نیست، اما مردم عراق به صورت محکمی با ایران گره خورده اند، حالا اگر آنها به این نتیجه برسند که صدامی را که سال ها جنایتکاری سفاک و تجاوزگر می شناختند نه در همه موضوعات بلکه در بعضی از آنها محق بوده و ایرانی ها نیز چندان بیگناه نبودند چه افتاقی می افتد؟ چیزی شبیه به آن چیزی که غرب همیشه پس از سقوط صدام در عراق به دنبال آن بود یعنی بیدار کردن ناسیونالیسم عراقی و فاصله انداختن میان مردم عراق و دولتشان با ایران. اما بی بی سی فارسی یک شبکه فارسی زبان است و قطعا هدف اصلی آن مردم ایران. متخصصان جنگ روانی در آمریکا بارها هشدار داده اند که راه افتادن یک جنگ سخت علیه ایران می تواند همه منتقدان و طرفداران نظام را در جهت حمایت از نظام تجمیع و به وحدت برساند، شاهد مثال این واقعیت را نیز جنگ هشت ساله عراق علیه ایران می دانند. با این وصف یادآوری خاطرات جنگ ایران و عراق آن هم از راوی ایرانی چیزی جز یادآوری دشمن مشترک و تجاوز به ایران و حمایت تمامی دنیای شرق و غرب از جمله خود انگلیسی ها از عراق نیست.در شرایطی که همه گزارش های این شبکه خبری بر روی محور تبلیغ ضعف روز افزون نظام و شکاف بین مردم و حاکمیت متمرکز است اجرای چنین پروژه ای چندان عاقلانه به نظر نمی رسد. اما اگر در این روایت دو طرفه توسط راوی کفه استدلال های طرف ایرانی کمی سبک شود و هر از گاهی کفه طرف عراقی بچربد چه می شود؟ یک نوع اسطوره زدایی از مقاومت هشت ساله تحقق می یابد. مقاومتی که حالا دیگر نمی شود به آن افتخار کرد و محور تجمیع نمی شود. در کنار این ماجرا می شود درباره نکبت و سیاهی که جنگ با خود آورد بحث کرد و حالت حماسی و ایستادگی در برابر تمام قدرت ها حامی عراق را از روایت حذف کرد.پروژه کامل است.

دهه پنجاه و 60ای خاطره بگویند
نسل جبهه رفته اگر ممکن است که در بسیاری از موضوعات منتقد باشند، یا حتی این امکان وجود داشته باشد که نسبت به گذشته خود دچار انفکاک شده و ان را به فراموشی بسپارند، اما برای تولد یک روایت متفاوت با حال و هوای جبهه ها در سال های دهه 60 به هیچ وجه نمی شود به آنها اعتماد کرد. چون هر آن ممکن است به یاد آن حال و هوا افتاده و حرفهایی بزنند که باز هم داستان را به مسیر قبل برگرداند. از این گذشته آنهایی که بسیاری از واقعیات میدان های جنگ را دیده اند به راحتی ساخته های رسانه ای را قبول نمی کنند و می توانند برخی مطالبی را مطرح کنند که به دلیل شاهد عینی بودنشان برای صاحبان روایت جدید، مشکل زا شود. حال چه باید کرد؟ برای تولید چنین روایتی باید به سراغ کسانی رفت که تنها تصاویر مبهمی از این سال ها با خود دارند. آنها یا دوران کودکی و یا حداکثر نوجوانی خود را در این دوران گذرانده اند و خاطراتشان شامل تک تصویرهایی می شود که فاصله خالی بین آن را رسانه ها و شنیده ها پر کرده اند. در چنین شرایطی اگر صاحبان روایت متفاوت رسانه ای مانند بی بی سی فارسی یاشد، کار ساده است، چرا که مخاطب این شبکه با تامین مصالح برای پر کردن فضای خلا تک تصویرهایی را که ممکن است در شرایط عادی معنا دار نیز نباشد به هم وصل می کند.
به این مثال توجه کنید؛ یک متولد اوایل دهه 60 چه خاطراتی می تواند از جنگ داشته باشد،اعزام به جبهه، بمباران و موشک باران، صداهای مهیب انفجار و جیغ فریاد کشیدن اطرافیان، تشییع جنازه شهدا و در نهایت شهادت یکی از بستگان نزدیک. در فضایی که یک شبکه مدام از شکست، دادن تلفات و کشته های فراوان و بی حاصل،عدم مدیریت، و سیاهی و نکبت سخن می گوید مخاطب این شبکه چطور این تصاویر را به هم متصل می کند و خاطراتش را روایت می کند؟

 به نقل ازhttp://jang-narm.com

[ یکشنبه چهارم مهر 1389 ] [ 18:8 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
کیث روپرت مرداک ( امپراتور رسانه ای )

**زندگینامه:

«کیث روپرت مرداک» در 11 مارس 1931 در «ملبورن» استرالیا به دنیا آمد. پدر «مرداک» یک روزنامه‌نگار کهنه‌‌کار بود که کار خود را به عنوان یک خبرنگار بخش سیاسی برای روزنامه «عصر ملبورن» استرالیا شروع کرده بود. «مرداک» پدر در تأسیس انجمن روزنامه‌نگاران استرالیا همکاری کرده و در سال 1933 سردبیر روزنامه‌ «سیدنی مورنینگ هرالد (Sydny Morning Herald) و بعدها مدیر گره روزنامه‌ای هرالد اندویکلی تایمز (Herasd &weeklg Tims) استرالیا شد.
مرداک پدر در سال 1928 در سن 40 سالگی با «الیزابت گرین» ازدواج کرده بود و علاوه بر روپرت دارای 3 فرزند دختر دیگر نیز بود.
روپرت از همان اوایل کودکی در یک محیط آشنا با فنون روزنامه‌نگاری رشد کرد و خود نیز به این کار علاقمند شد. او در سال 1941 در سن 10 سالگی با اصرار مادر به مدرسه «گیلانگ گرامر» فرستاده شد ولی این تحصیل در این مدرسه راضی نبود.
وی در سال 1947 تحصیلات خود را در این مدرسه به پایان رساند و پس از یک سال بیکاری، وارد حرفه روزنامه‌نگاری شد و در یک مجله مدرسه‌ای به نام «ایف» و پس از آن در مجلات مدرسه‌ای دیگری نیز فعالیت کرد.
«مرداک» پس از آن برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در دانشگاه آکسفورد مشغول تحصیل شد و از 1950 تا 1952 نیز با روزنامه «دیلی اکسپرس» (Daily Exprce) انگلیس همکاری کرد.
پدر روپرت در سال 1949 از مقام سردبیری گروه «هرالد» بازنشسته شد اما همچنان به همکاری خود با گروه ادامه داد. وی از بیماری نارسایی قلبی رنج می‌برد و بالاخره در اکتبر سال 1952 در ملبورن درگذشت.
روپرت پس از مرگ پدرش بالافاصله به استرالیا برگشت و توقع داشت که ثروت کلانی از پذرش به او برسد اما بر خلاف انتظار، ثروت بسیار اندکی از یک روزنامه به نام «آولاید نیوز» را تصاحب کرد.
مرداک 22 ساله بلافاصله با یک حرص و ولع پرشور نسبت به روزنامه و به محض افزایش تیراژ، اقدام به خرید روزنامه‌های کوچک کرد و در سال 1954 امتیاز «آدلاید نیوز» را خریداری کرد.
«مرداک» تاکنون 3 بار ازدواج کرده است. او برای اولین‌بار با «پاتریشیا بوکر» در سال 1956 ازدواج کرد و از او دارای یک فرزند دختر شد اما این ازدواج دیری نپایید و در سال 1960 به طلاق کشیده شد. او طی چند سال روزنامه «دیلی میل» (Daliy Mail) سیدنی را خرید و در سال 1964 اولین روزنامه ملی استرالیا یعنی «The Australian» را به آن ملحق کرد.
وی یک‌بار دیگر در سال 1967 با «آناماریا تورف» ازدواج کرد و از او دارای یک دختر و 2 پسر شد و در نهایت در سال 1999 نیز طلاق گرفتند.
روپرت در سالیان دهه 1950 دیدارهای منظمی از آمریکا داشت. او با آگاهی و دید ویژه‌ای نسبت به آمریکا بزرگ شده بود و زمانی که در آکسفورد تحصیل می‌کرد با پیچیدگی‌های «جنگ سرد» دست‌وپنجه نرم کرد و اذعان می‌کرد که زمان آن رسیده که موقعیت آمریکا را به عنوان یک قدرت فائقه جهانی به رسمیت بشناسیم. او به زودی دلباخته آمریکا به ویژه شهر «نیویورک» شد.
«مرداک» در سال 1960 به «کوبا» سفر کرد و تحت تأثیر «فیدل کاسترو» مقاله‌ای نوشت که بحث اصلی‌اش این بود که آمریکا باید دست از مخالفت خود با کوبا بردارد و اینکه آینده «آمریکای لاتین» در خطر است.
او در اوایل دهه 1970 دامنه کارهای مطبوعاتی خود را به سمت آمریکا کشاند و سهام زیادی از چندین روزنامه‌ آمریکایی را خریداری کرد و در اوایل 1980 بود که تصمیم گرفت به حضور خود در آمریکا ثبات بیشتری ببخشد. به همین دلیل در سال 1985 تابعیت آمریکایی کسب کرد. او زمانی با «مارگارت تاچر» روابط خوبی داشت و می‌خواست در کنار «رونالد ریگان» در واشنگتن باشد، لذا روابط خود با کاخ سفید را مستحکم‌تر کرد. مرداک حتی در ضیافت شام ریگان شرکت کرد و بعد از آن نیز روابط دوستانه‌ای با «ریچارد نیکسون» برقرار کرد.
«مرداک» در زندگی خانوادگی همیشه دچار مشکلاتی بود و همین مشکلات بود که به جدایی او از همسرش در سال 1999 انجامید اما طلاق «تورف» به یکی از پرسروصداترین طلاق‌ها تبدیل شد زیرا او بیشترین مقدار دارایی و اموال به میزان 1.7 میلیارد دلار به صورت املاک و 110 میلیون دلار پول نقد را از طلاق خود به دست آورد. مرداک هوس‌ران 2 هفته بعد از این ماجرا در سن 69 سالگی با سومین همسر خود یعنی «وندی دنگ» 31 ساله ازدواج کرد که از وی دارای دو فرزند دختر است. هم‌اکنون روپرت مرداک با داشتن یک امپراتوری رسانه‌‌ای و ریاست چندین رسانه معتبر و مشهور جهان در نیویورک آمریکا زندگی می‌کند.
با توجه به فعالیت‌های شدید کاری، مرداک در زمینه علمی زیاد فعال نبوده است. او بااکراه مراحل اولیه تحصیل در استرالیا را به پایان رساند و سپس با اصرار پدر و مادر به انگلیس رفت تا ادامه تحصیل دهد. او ابتدا در سال 1952 با مدرک کارشناسی در رشته هنر از دانشگاه آکسفورد - دانشکده وورستر - فارغ‌التحصیل شد. روپرت حتی از زمانی که به تحصیل مشغول بود دست از فعالیت‌های کاری و روزنامه‌نگاری نکشید و با تمام مشغله کاری، او توانست مدرک کارشناسی ارشد خود را از همان دانشگاه در رشته هنر در سالهای بعد دریافت کند. پس از آن مرداک صرفاً به کارهای اجرایی و مدیریتی رسانه‌های گوناگون پرداخت و تحصیلات خود را ادامه نداد.

**ریشه‌‌های صهیونیستی (یهودی) روپرت مرداک:

«ریگ وارن» روحانی مسیحی در این‌باره می‌گوید: «روپرت مرداک» یک مسیحی متولد شده و من پیشوای روحانی او محسوب می‌شوم».
خود روپرت مرداک درباره مذهبش می‌گوید: روزنامه‌ها درباره تولد دوباره من به عنوان یک مسیحی و کاتولیک چیزهایی می‌نویسند. وقاعیت این است که من مانند یک مسیجی عبادت می‌کنم و گاهی به کلیسای کاتولیک می‌روم زیرا همسرم یک کاتولیک است، اما من به طور رسمی تغییر مذهب نداده‌ام و یک فرزند مذهبی شدید نیستیم.
نه خود روپرت مرداک از یهودی بودنش چیزی می‌گوید و نه رسانه‌های تحت سلطه‌ او، اما آنچه واضح است نام روپرت از نامو یهودی پدر بزرگ مادری او برگرفته شده و مرداک همیشه سعی کرده این واقعیت که مادر مذهبی او، وی را به صورت یک یهودی بزرگ کرده است، پنهان کند. پنهان‌کاری مرداک در حالی صورت می‌ "یرد که وی آشکارا از شاخه صهیونیست «راست افراطی» صهیونیستی و افراد یمانند «بنامین نتانیاهو» و «آریل شارون» حمایت می‌‌کند. چنانچه «جرج پاتاکی» فرماندار سابق نیویورک می‌گوید: هیچ روزنامه‌ای در آمریکا به اندازه «نیویورک پست» تحت سلطه مرداک از «اسرائیل» حمایت نمی‌کند. علاوه بر این، رابطه تنگاتنگ مرداک با سازمانهای صهیونیستی مانند «انجمن ضدافترا»، «موزه میراث یهودی» در واشنگتن و غیره دلیل بر این مدعاست، لذا صراحتاً باید گفت که مرداک علاوه بر یهودی بودن یک صهیونیست تندرو است.
روپرت مرداک مانند سایر یهودیان منتقد در مراکز رسمی و غیر رسمی قدرت، از فاش کردن هویت یهودی خود امتناع کرده و حتی خود را یک «مسیحی ارتدوکس» معرفی می‌کند. با توجه به شواهدی مانند یهودی بودن مادر و پدر بزرگ مادری مرداک و اینکه مادر وی سعی زیادی داشته تا به فرزند خود تعالیم یهودی بیاموزد و همچنین طرفداری مرداک از اسراییل و جناح راست صهیونیستی، شکی در ریشه یهودی بودن او باقی نمی‌ماند.
در این صورت، می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که یا اینکه مرداک همچنان در دین یهودی باقی مانده ولی به ظاهر به خاطر منفعت‌طلبی‌های فردی، ادای یک مسیحی ارتدوکس را درمی‌آورد و برای جلب‌نظر اکثریت مسیحی آمریکا مجبور می‌شود که گاهگاهی به کلسیا برود و دعای مسیحی بخواند و در رسانه‌ها و مجامع عمومی خود را یک مسیحی معرفی کند و یا اینکه خود وی اذعان می‌‌دارد اصولاً یک فرد مذهبی و در قیدوبند مذهب نسبت و به راحتی توانسته است از مذهب یهودیت خود دست بکشد و به مسیحیت تغییر آیین داده باشد.
در صورت درست بودن هر کدام از گزینه‌های بالا ما چیزی از ریشه صیهونیست بودن روپرت مرداک کاسته نمی‌شود و او در واقع به عنوان یک یهیودی صهیونیست شناخته می‌شود.

**فعالیت‌ها:

هیچ دورانی از زندگی مرداک را نمی‌توان ذکر کرد که با فعالیتها و کشمکش‌های کاری سپری نشده باشد. پدر مرداک یک روزنامه‌نگار بود و از همان دوران کودکی وی را با چنین فضایی آشنا می‌کرد و روپرت نیز از عظمت و سرخوشی شخصی?? که توسط ژورنالیسم در روحیات پدرش راه یافته بود آگاهی داشت و همیشه همراه پدرش به دفتر روزنامه «هرالد» در «فلایند رزاستریت» می‌رفت.
روپرت جوان از بوی تند جوهر، صدای مهیب دستگاههای چاپ و فضای سنگنین محل کار پدرش این‌گونه می‌ "فت: «زندگی یک ناشر بهترین نوع زندگی در سراسر جهان است. وقتی بچه‌ها در معرض آن قرار بگیرند، بدون شک قادر نخواهد بود در مقابل جذابیت‌های آن مقاومت کنند.»
اما روپرت مرداک از بدو ورود به حرفه روزنامه‌نگاری، نظرات خاص خودش را داشت، او در این‌باره می گوید: اگر شما می‌خواهید دستی در دنیای نشر و ارتباطات داشته باشید باید فقط آدم خودتان باشید و متکی به هیچ‌کس دیگر نباشید و اجازه ندهید که عمل براساس روابط دوستانه، شما را وامدار دیگران کند و این طرز فکر، اساس زندگی مرا تشکیل می‌دهد.»
اولین فعالیتهای مرداک جوان از سال 1947 پس از پایان تحصیل در مدرسه «گیلانگ گرامر» در یک مجله مدرسه‌ای به نام «ایف» بود و روپرت آن را به نام «ایف رویوارد» منتشر کرد و پس از چندی موفق شد که نام خود را در مجله مدرسه‌ای «کوریان» درج کند.
مرداک اولین کار جدی خود در حرفه روزنامه‌نگاری را در حین تحصیل در «دانشگاه آکسفورد» و در روزنامه «دیلی اکسپری» در شهر لندن از سال 1950 شروع کرد اما به علت مرگ پدرش در سال 1952 بلافاصله به «ملبورن» استرالیا بازگشت و در همان سال بخشی از روزنامه «آدلاید نیوز» به عنوان ارث پدرش به وی رسید و در سال 1954 مالک آن شد. او روزنامه «سیدنی قبل» را هم خریداری کرد و پس از ندک زمانی توانست این 2 روزنامه کوچک را به سوددهی برساند.
مرداک که در فکر بنا نهادن یک امپراتوری رسانه‌ای بود در سال 1958 اقدام به سرمایه‌‌گذاری اندکی در روزنامه‌ «ساندی تایمز» کرد. در سال 1960 نیز «NSW» (یک روزنامه حومه شهری با 24 صفحه) و همچنین «دیلی میرور» (Daily Miror) در سیدنی و «Truth» در «ملبورن» را خرید. روپرت 2 سال بعد، 25 درصد سهام ایستگاه شبکه 9 استرالیا در سیدنی و ملبورن و ایستگاه تلویزیونی «Wollangong» را خریداری کرد.
جاه طلبی‌های مرداک تا آنجا پثش رفت که وی در سال 1964 اولین روزنامه‌ ملی استرالیا به نام «TneAustralian» را تأسیس و منتشر کرد و طی مدت کوتاهی روزنامه‌های مرداک، استرالیا را تحت سلطه خود گرفتند و او به فکر افتاد که از رسانه‌های خود برای تأثیرگذاری بر جریانات سیاسی استفاده کند. زیرا روزنامه «The Austra Lian» یک روزنامه با کیفیت بسیار بالا و برای «نخبگان» بود و روپرت مرداک را به یکی از صاحبان اصلی قدرت در استرالیا تبدیل کرد. در همین حال، وی شروع به گسترش امپراتوری خود در سطح بین‌المللی کرد و نگاه از به انگلیس معطوف شد.
مرداک ابتدا 24 درصد شرکت انتشاراتی «ویلینگتون» (Wellington)» که بعدها منتقل و به بزرگترین شرکت رسانه‌ای «زلاندنو» تبدیل شد، را خرید و در نهایت سهم خود را به 49 درصد رساند.
نگاه مرداک به لندن باعث شد که وی به این فکر بیافتد که به برترین قدرت انتشاراتی انگلیس تبدیل شود و به خاطر همین هدف اقدام به خرید روزنامه‌های «خبرهای دنیا» (Newsof the World)، «سان» (The Sun)، «تایمز» (The time) و «ساندی تایمز» (Sundy times) کرد تا جایی که در میانه‌های دهه 1980 موفق شد اولین طراح انتشار روزنامه به صورت تمام «کامپیوتری» در دنیا را در شرق لندن اجرا کند.
مرداک برای مدیریت رسانه‌های خود از تمام ضربه‌‌ها استفاده می‌کرد. او در مدت کوتاهی توانست روزنامه «سان» را به یک تابلو جنجالی تبدیل کند. بدین وسیله که به طور مرتب «صفحه سوم» روزنامه را به عکسهایی از زنان زیبا اختصاص می‌داد که این کار باعث قطعی شدن شهرت مرداک به عنوان یک صاحب‌رسانه شد.
در سال 1970 در تلویزیون هفتگی لندن سرمایه‌گذاری اندکی کرد و در سال 1972، 2 روزنامه در شهر سیدنی به نامهای «دیلی تلگراف» (Daily Telegrapn) و «ساندی تلگراف» (Sundy Telegrapn) و 46 درصد از شبکه 10 تلویزیون سیدنی را خرید.
مرداک علاوه بر مالکیت چندین رسانه‌ در استرالیا و انگلیس به دنبال جای پایی در بازار رسانه‌‌ای آمریکا بود و کار خود را با خرید روزنامه «سان آنتونیو نیوز» (SanAntonioNews) در سال 1973 شروع کرد.
مرداک با اشتهای سیری‌ناپذیری اقدام به تأسیس «نشنال استار» (Nationul Star) کرد و روزنامه «نیویورک پست» (Newyork Post) آمریکا را به ملبغ 30 میلیون دلار خرید و برای خرید مجله‌های» Newyork و Village Voice و New west» حاضر شد مبلغ 26 میلیون دلار بپردازد و میلیونها دلار صرف خرید چندین نشریه دیگر کرد.
در اوایل دهه 1980 مرداک متوجه قدرت و گستردگی رسانه‌های صوتی و تصویری شد و در سال 1980 با بنیانگذاری شرکت رسانه‌ای «نیوز کورپروشین» (News Corporation) قدم به این حوزه رسانه‌ای گذاشت. البته مرداک قبلاً در چندین شبکه تلویزیونی سرمایه‌گذاریهایی کرده بود اما با تأسیس این شرکت جدید بود که توانست به رویای امپراتوری رسانه‌ای خود عینیت بخشد، با این حال هیچ‌گاه از دنیای انتشارات فاصله نگرفت و در سالهای 1981 تا 1983 چندین نشریه دیگر از قبیل «هرالد امریکن» (Herald American) را با یک میلیون دلار و «سان - تایمز» (Sun - Times) شیکاگو را به مبلغ 90 میلیون دلار خرید. وی در سال 1985 به خرید 7 ایستگاه تبعه‌های خارجی بر رسانه‌های آمریکا، تابعیت آمریکایی کسب کرد تا آزادی عمل بیشتری داشته باشد و برای گسترش امپراتوری نوپای خود هیچ مانعی بر سر راه خود ببیند.
مهم‌ترین اقدام مرداک راه‌اندازی شبکه تلویزیونی «فاکس» (Fox) در آمریکا بود. او در طول دهه 1980 مرتب اقدام به خرید شبکه‌های تلویزیونی متعدد می‌کرد.
در اوایل دهه 1990 اقدام به توسعه امپراتوری رسانه‌ای خود در انگلستان و آسیا نمود و چندین شبکه ماهواره‌ای را خرید یا تأسیس کرد.
مرداک مبلغ 225 میلیون دلار برای خرید 63 درصد از «استارتی وی» (Srar.TV) و یک میلیارد دلار برای حق پخش فوتبال از شبکه «Fox» پرداخت کرد و همزمان خدمات «اینترنت دلفی» (Del Phi) را در سال 1993 صاحب شد.
او برای اینکه بتواند تمام نقاط دنیا را زیر چتر امپراتوری خود بگیرد در نیمه اول دهه 1990 به ایران هم سفر کرد که با سروصدای خبری بسیاری هم همراه بود و منجر به این شد که علی‌رغم پیش‌بینی او و دعوت‌کنندگانش،‌هیچ قراردادی برای خرید یا ساخت مراکز رسانه‌ای بین آنها منعقد نشد.
در طول مدت کوتاهی «نیوز کورپورشین» به یکی از سودآورترین شرکت‌های جهانی تبدیل شد به طوری که تنها در سال 2002 مجموع درآمدهای آن به 17 میلیارد دلار رسید. مرداک در طول سالهای 2000 تاکنون بارها اقدام به خرید و فروش چندین رسانه معتبر دنیا اعم از شبکه‌های تلویزیونی، ماهواره‌ای و کابلی، روزنامه، مجله، شبکه‌های رادیویی و اینترنتی و.... کرده است.
او در سال 2006 اقدام به خرید 9 درصد از کانال 10 رژیم صهیونیستی کرد و در سال 2007 خرید جنجالی شرکت «داو جونز» (Dow Jonse) را انجام داد. مرداک 76 ساله با پرداخت 5 میلیارد دلار شرکت رسانه‌ای «داو جونز» و تمامی متعلقات آن را به شبکه گسترده رسانه‌ای خود اضافه کرد. وی برای خرید این شرکت، 3 ماه با خانواده «بن کرافت» (مدیران داو جونز) که 36 درصد سهام «داو جونز» را در اختیار داشتند، در حال مذاکره بودو. داو جونز که رقیب گروه رسانه‌ای «رویترز» است، صاحب چندین هفته‌نامه و وب‌سایت اقتصادی است. مرداک درباره خرید «داو جونز» می‌گوید: «روزنامه این شرکت پرتیراژترین روزنامه آمریکا و یکی از پرتیراژترین‌ها در دنیا است و ما می‌توانیم دامنه آن را گسترش دهیم.»
براساس طبقه‌بندی نشریه «فوربس» (Forbes) از 400 آمریکایی پولدار در سال 2006، روپرت مرداک در رده 32 قرار داشت.
مرداک برای راضی نگه‌داشتن تمام طرفهای درگیر در سیاست و جامعه آمریکا بارها اقدام به پرداخت کمک‌های نقدی به افراد و نهادهای زیادی کرده است. وی در سال 1999 با اهدای 10 میلیون دلار پول نقد برای ساختن یک کلیسای جامع کاتولیک «در لس‌آنجلس»، خود را به عنوان یک مسیحی کاتولیک به مردم آمریکا معرفی کرد.

**رسانه‌های تحت سلطه مرداک:

داراییهای مرداک شامل شرکت «نیوز کورپورشین» دربرگیرنده چندین رسانه گوناگون است که اخیراً در سال 2007 شرکت «داوجونز» نیز با تمام متعلقاتش به این خانواده گسترده رسانه‌ای پیوسته است. علاوه بر اینها چندین رسانه دیگر در نقاط مختلف دنیا تحت مالکیت اوست که به بررسی آنها می‌پردازیم.

*1- نیوز کور پوریشن:
مرداک رئیس و مدیر اجرایی اصلی این شبکه بزرگ رسانه‌ای محسوب می‌شود و علاوه بر او یک کاور هیئت مدیره، وی را در مدیریت بخشهای گوناگون همراهی می‌کنند. طبق سایت رسمی این شرکت مجموع دارایی‌های آن در مارس 2007 حدود 62 میلیارد دلار و ؟؟؟؟
درآمد سالانه آن حدود 28 میلیارد دلار است. این شرکت دارای 8 بخش اصلی است و فعالیت‌های تمام قسمت‌ها شامل اروپا، استرالیا، آسیا و اقیانوسیه تحت نظارت دفتر مرکزی آن در آمریکا است.
بخشهای اصلی این شرکت شامل موارد زیر و در برگیرنده رسانه‌های متعدد است.
- شرکت‌های فیلمسازی: این مجموعه شامل 11 شرکت فیلمسازی معتبر دنیاست که برخی از موارد ان را ذکر می‌کنیم.
2oth century fox
2oth century fox television
Fox stuios austrailia
Fox studios baja
blue sky studios...
-شبکه‌های تلویزیونی، این مجموعه شامل 6 شبکه است که برخی از آنها عبارتند از
Fox briadcastting com pany
Fastel
Star
- شبکه‌های کابلی: این شبکه شامل 16 شبکه در نقاط مختلف دنیاست که برخی از انها عبارتند از:
Fox movie chanel
Fox news chanel
Fuel tv
Speed
- خبرگزاری‌های ماهواره‌ای: شامل 3 خبرگزاری مهم است که عبارتند از:
Bskyb
Direct tv
Skyitalia
-مجلات: این مجموعه شامل 8 مجله است که برخی زا آنها عبارتند از :
ALPHA
news amerca marketing
smart siurce
the weekly standard
- روزنامه‌ها:
مرداک مالک 28 روزنامه تحت نام شرکت‌ "نیوز کورپورشین " در کشورهای استرالی، انگلستان و امریکاست. روزنامه‌های وی در استرالیا شامل "دیلی تلگراف "، "هرالدسان " ، "ساندی میل "، "ساندی تایمز " ، "استرالیا " و ... ، در انگلیس شامل "نیوز اینترنشنال " ، "سان " ، "تایمز "، news of world، و ... و در آمریکا شالم "نیویورک پست " است.
- شرکتهای انتشاراتی: این مجموعه شامل 7 شرکت انتشاراتی است که برخی از آنها عبارتند از:
Harpercollins publishers
Australia
Canada
children's book
- سایر موارد: از دیگر بخشهای شرکت رسانه‌ای عظیم مرداک می‌توان به "myspace "، گروه NDS " و "myspace " که خود شامل بیش از 25 شبکه خبری، اینترنتی و ... است، اشاره کرد.

*2- داوجونز: شرکت "داوجونز " که از اول آگوست 2007 با مبلغ 5 میلیارد دلار تحت مالکیت مرداک درآمد، در سال 1882 توسط "چارلز داو "، "ادوارد جونز " و "چارلز برگسترسر " تاسیس شد در سال 1889 اقدام به انتشار روزنامه "وال استریت ژورنال " کرد که پرفروش‌ترین نشریه اقتصادی جهان به شمار می‌رود، تیراژ کنونی آن بالغ بر 2 میلیون نسخه است.
این شرکت دارای 7 هزار کارمند و چندین گروه رسانه‌ای دیگر است که برخی از آنها عبارتند از:
- گروه رسانه‌ای بازارهای مصرفی:‌ این مجموعه شامل 12 رسانه در نقاط گوناگون دنیاست که برخی از آنها عبارتند از:
* the wall street journal
* the wall street journal europe
* the wall street journal asia
* the wall street journal sunday
* the wall street journal radio network
* Barrons
* Mardet watch
- گروه رسانه‌ای بازرگانی: شامل 6 رسانه است که برخی از آنها عبارتند از:
* Dow yones newswires
* factiva
* Dow yones finacial
* Information services

*3- سایر رسانه‌های مرداک:
رسانه‌های تحت مالکیت روپرت مرداک بسیار فراتر از موارد ذکر شده در شرکت اصلی اویعنی «نیوزکور پورشین» است. طبق یک آمار نسبتا دقیق در سایت Ketupa.net مرداک مالک یا دارنده بخشی بالغ بر 300 رسانه مشهور جهان است. این رسانه‌ها در طبق گسترده ای شامل: شرکت‌های انتشاراتی، شبکه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی، مجلات، شرکت‌های فیلمسازی، روزنامه‌ها، رادیو، شرکت‌های چند رسانه‌ای و... است.
سلطه بر این تعداد رسانه که با روزنامه کوچک «آدلاید نیوز» در استرالیا شروع شد سراسر پهنه گیتی را در برمی‌گیرد.
مرداک هیچ وقت از سلطه بر رسانه‌های کشورهای دیگر غافل نمانده و حضور او در کشورهای زیر محسوس است: او در آلمان با خرید 66 درصد از TMS و 24 درصد premiere world ،در فرانسه با خرید 13 درصد tv berizh ، در ایتالیا با skytialia ، در قاره آسیا با star tv ، در کشورهایی مانند چین، ژاپن و کانادا با ctv sportsnet در هند با چندین کانال کابلی و ماهواره‌ای، در اندونزی با film indonseia و indiovision ،‌ در آمریکای لاتین با چندین شبکه ماهواره‌ای، در فیجی با 3 روزنامه، در گینه نو با post courier ، در سوئد، دانمارک و هلند با شبکه‌های رادیویی، در کشورهای اروپای شرقی مانند بلغارستان، جمهوری چک ، لهستان، رومانی، اوکراین و در نهایت در رژیم صهیونیستی با news autdoor israel تسلط بلامنازعی بر رسانه‌های دنیا دارد.

**مرداک و سیاست:

مرداک با داشتن یک ثروت هنگفت و مالکیت زیادی از رسانه‌ها، می‌تواند تأثیر زیادی بر سیاستها و تصمیمات سیاسی در اکثر نقاط دنیا داشته باشد زیرا امروزه رسانه‌ها در شکل‌دهی سیاستها و افکار عمومی نقشی بی بدیلی دارند.

*1- استرالیا:
مرداک در استرالیا با داشتن چندین رسانه گوناگون از قدرت عظیم خود برای پیشبرد دستور کار سیاسی خود و حامیان صهیونیستی‌اش استفاده کرد. در سال 1972 بعد از موافقت ویتلم رهبر حزب کارگر استرالیا مبنی بر اتخاذ یک سیاست حامی اسراییل، انحصار رسانه‌ای مرداک برای موفقیت تبلیغاتی که «ویتلم» را به قدرت رساند مورد استفاده قرار گرفت. اندکی بعد زمانی که «ویتلم» با خلف وعده و فتح باب مذاکره با اعراب از اعطای امتیاز بهره‌برداری معدن به «هری اوپنهایمر» رئیس شرکت عظیم «انگلو- آمریکن» و «کارتل طلا» و «الماس دیبرس» خودداری کرد رسانه مرداک با استفاده از تبلیغاتی موفق «ویتلم» را از قدرت برکنار و «باب هاوک» یکی از طرفداران سرسخت صهیونیسم را جایگزین وی کرد.

*2- انگلیس:
مرداک همزمان با ورود به عرصه رسانه‌های انگلیسی، توانست در سیاست دولت انگلیس هم دخالت کند. روزنامه‌های مانند«سان» و «تایمز» نقش عمده‌ای در به قدرت رسیدن رهبران و احزاب گوناگون در انگلیس داشته‌اند. هنگامی که در یک نظرسنجی، احتمال موفقیت «نیل کینوک» در انتخابات رهبری حزب کارگر زیاد بود، روزامه «سان» در صفحه اول خودش نوشت: « اگر «کینوک» در انتخابات پیروز شود، انگلیس به یک ویرانه تبدیل می‌شود» در سال 1997 نیز روزنامه‌های مرداک نقش مهمی در پیروزی «بلر» و حزب کارگر در انتخابات این کشور داشتند.
این روزنامه‌ها در آستانه انتخابات، اقدام به افشای اخبار و اطلاعاتی علیه حزب محافظه کار (رقیب عمده حزب کارگر) کردند که در تضعیف این حزب بسیار موثر بود.
مرداک از رابطه‌ای که با «بلر» و حزب کارگر داشت اهدافی را دنبال می‌کرد. «بلر» پس از پیروزی در انتخابات به پاس زحمات وی، با «رومانو پرودی»، نخست وزیر ایتالیا تماس گرفت و از وی خواست تا در راستای توسعه فعالیت‌های شرکت‌«نیوز کورپوریشن» متعلق به مرداک در اروپا تلاش کند.
علاوه بر این،روزنامه‌های مرداک از «مارگارت تاجر» و «جان میجر» در مقاطعی به سختی حمایت کردند.
اما رابطه «روپرت مرداک» با حزب کارگر و «تونی بلر » در سال 2003 رو به سردی گذاشت و او به «بلر» خاطر نشان کرد که بیشتر از این نمی‌تواند روی این دوستی حساب کند. مرداک مخالفت خود با قانون اساسی اتحادیه اروپا را اعلام کرد و ملاقاتهایی با «میشل هوارد» رهبر جدید حزب محافظه کار انگلیس انجام داد و از دوستی گرم خود با «هوارد» سخن گفت و سرسختانه از قانون اساسی اتحادیه اروپا انتقاد کرد و آن را مایه نابودی حاکمیت اقتصادی انگلیس دانست.
با اینکه‌ «تونی بلر» یکی از موافقان قانون اساسی اتحادیه اروپا بود اما به دلایلی در سال 2004 اعلام کرد که این قانون را به همه‌پرسی می‌گذارد. برخی معتقدند که دلیل اتخاذ این تصمیم توسط «بلر» ، ملاقات وی با یکی از مدیران اجرایی مرداک به نام «ایروین استلزر» بود که طی آن به «تونی بلر» گفت که اگر همه‌پرسی انجام نشود، مرداک مبارزات گسترده‌ای را بر ضد حزب کارگر در انتخابات بعدی انجام خواهد داد. مرداک بارها اتحادیه را نیز مورد انتقاد قرار داده است.
«لانس پرایس» که از سال 1998 تا 2001 به عنوان مشاور رسانه‌ای «تونی بلر» فعالیت می کرد درباره روبرت مرداک می‌گوید: به نظر می‌رسد که او عضو بیست و چهارم کابینه است. صدای او به ندرت به گوش می‌رسد اما حضور او همیشه احساس می‌شود.

*3- ایالات متحده آمریکا:
مرداک با خرید روزنامه «نیویورک پست» در سال 1976 وارد دنیای رسانه‌ای آمریکا شد و سپس از آن ، چندین رسانه از قبیل تلویزیون، ماهواره، شبکه کابلی، روزنامه و ... را در اختیار خود درآورد. آمریکا یکی از کشورهایی است که رسانه‌ها در آن نقش بسیار پررنگی در شکل دهی سیاستها و افکار عمومی دارند و مرداک به خوبی به این مسئله واقف است. رسانه‌های مرداک در‌آمریکا از زمان «رونالد ریگان» به بعد به شدت از جمهوریخواهان حمایت می‌کنند، چنان که در طول سالهای 2000 تا 2003 و در جریان آماده شدن برای تهاجم به عراق ، تمام روزنامه‌های تحت کنترل مرداک در جهت حمایت از شروع و ادامه جنگ مطلب می‌نوشتند.
در مارس 2003،‌مرداک با پشتیبانی از حمله دولت بوش به عراق در کنفرانس جهانی موسسه میلکن (milken) اذعان داشت: «من فکر می کنم مهم آن است که جهان به ما احترام بگذارد و این مهم‌تر از دوست داشتن ماست. وضعیت به سمت بد شدن می‌رود و اگر شما واقعا می‌خواهید در مورد این مسئله جدی باشید، باید همین الان اقدام کنید.»
در آوریل 2004 مدتی پس از تهاجم نظامی آمریکا به عراق، مرداک به شدت از سیاست دولت آمریکا حمایت کرد و گفت: پیشرفت بسیار خوبی در مسئله عراق وجود دارد، تمام کودکان به مدارس برگشته‌اند و اوضاع زندگی در عراق کاملا مناسب است. جمعیت کوچک «سنی» که از «صدام» پشتیبانی می‌کردند به امید تروریستهای بین‌المللی نشسته‌اند. غافل از اینکه تروریستهایی مانند «طالبان» نه تنها به نیروهای آمریکایی بلکه به مردم عادی هم حمله می‌کنند.
او در نوامبر 2006 و در انتخابات میان دوره آمریکا، شمار کشته‌شدگان را کم اهمیت و ناچیز جلوه داد و در این باره گفت: جنگ نیروهای آمریکایی در عراق به خاطر جلوگیری از درگیریهای داخلی میان شهروندان و جلوگیری از کشتار عراقی‌ها به دست یکدیگر است.
مرداک در نشست جهانی اقتصاد در «داووس» سوئیس در پاسخ به این سوال که‌ آیا شرکت «نیوز کورپورشین» متعلق به روپرت مرداک به مدیریت و شکل‌دهی تبلیغات برای حمله به عراق می‌پرداخت، گفت: من چنین عقیده‌ای ندارم. ما فقط از سیاستهای خاورمیانه‌ای بوش حمایت می‌کردیم.

*4- رژیم صهیونیستی:
مرداک به عنوان یک صهیونیست، همیشه متوجه اتفاقات و رویدادهای داخلی و منطقه‌ای اسرائیل و در راستای صهونسم بین‌المللی نیز بوده و سعی کرده که اهداف و راهبردهای خود را به نحوی در حمایت سیاستهای اسراییل اعمال کند. او با «آریل شارون» دوستی خوبی داشت و در هنگام رقابت بین‌ شارون و نتانیاهو برای رهبری حزب لیکود در سپتامبر 2005 به شدت از او حمایت کرد و حتی در جریان سفر
«شارون» به آمریکا در ژوئن همان سال برای وی ترتیب یک ضیافت شام را داد و به دفاع از دیدگاه‌های او پرداخت.

**نتیجه‌گیری:

قدرت رسانه‌ها در شکل‌دادن به سیاستها و افکار عمومی در سراسر جهان ، یک موضوع انکار‌ناپذیر است، از طرف دیگر سلطه صهیونیستها بر رسانه‌ها در تمام نقاط دنیا و مالکیت آنها بر رسانه‌های هم و پر تیراژ جهان امری بدیهی است. روپرت مرداک به عنوان یک صهیونیست، کار خود را از یک روزنامه کوچک از استرالیا که از پدرش به ارث برده بود، شروع کرد و رویای بنیان نهادن یک امپراتوری رسانه‌ای در سراسر جهان را پس از طی 5 دهه عینیت بخشید.
مرداک نیز مانند سایر یهودیان منتفذ در مراکز قدرت در دنیا، از ابراز هویت یهودی خویش خودداری کرده و حتی پا را از این فراتر گذاشته و با حضور در کلیساها، خود را یک مسیحی ارتدوکس معرفی می‌کند.
مرداک با خریدن روزنامه‌های ورشکسته و مدیریت آنها و استفاده از حربه‌های گوناگون توانست پایه‌های امپراتوری رسانه‌ای خود را در استرالیا بنیانگذاری کند و پس از چند سال آن را به سمت ماورای دریاها یعنی انگلیس و سپس آمریکا بکشاند. او حتی در دهه 1990 میلادی با سفر به ایران درصدد خرید یا ایجاد پایگاهی رسانه‌ای برآمد که با ناکامی روبرو شد.
او در ابتدا کار خود را روی روزنامه‌ها و مجلات متمرکز کرد ولی پس از اینکه به اهمیت و نقش رسانه‌های (دیداری - شنیداری ) پی برد، بی‌درنگ به این حوزه قدم گذاشت و امروزه با دارا بودن بیش از 300 رسانه در سراسر جهان، یک امپراتوری رسانه‌ای را تشکیل داده است.
مرداک از قدرت رسانه‌ای خود برای جهت‌دهی به سیاستها و تاثیر در افکار عمومی در کشورهای گوناگون بویژه استرالیا، انگلیس، آمریکا و ... استفاده‌های فراوانی کرده است. او با پرداخت‌ کمک‌های نقدی به احزاب مورد نظر، در موفقیت آنان سهم بسزایی داشته اما همیشه منافع (اهداف صهیونیستی) برای او از همه مهمتر بوده است.
مرداک با بهره‌گیری از رسانه‌های تحت سلطه خود، نقش زیادی در ترغیب و وارد کردن آمریکا به جنگ با عراق داشت و پس از آغاز جنگ نیز به حمایت سرسختانه خود از این مسئله ادامه داد و با ناچیز نشان دادن شمار کشته‌شدگان آمریکایی و انتشار تصویری آرام و رویایی از عراق، واقعیتهای این بحران را پنهان می‌کند.
مرداک با ایجاد امپراتوری رسانه‌ای در نقاط مختلف دنیا با هدف هدایت سیاستها و راهبردهای کشورها و کنترل افکار عمومی دنیا در جهت اهداف و مقاصد صهیونیستی گام برداشته است.       

به نقل از سايتwww.softwar.isarblog.com

[ یکشنبه چهارم مهر 1389 ] [ 12:19 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
مؤسسه بروکينگز

مجيد صابري


پس از اينکه دشمنان نظام نتوانستند از طريق قدرت سخت و جنگ نظامي، انقلاب اسلامي ايران را از پاي درآورند، به اين نتيجه رسيدند که راه‌هاي نرم را براي براندازي نظام اسلامي مورد آزمايش قرار دهند. از اين رو جنگ نرم را در دستور کار خود قرار دادند.
يکي از مؤسساتي که در حوزه براندازي نرم فعاليت دارد مؤسسه «بروكينگز» است. کنت پولاک کارشناس علوم سياسي و روابط بين‌الملل از جمله افرادي است که روي مسائل ايران تمرکز دارد. وي البته در خصوص عراق نيز مطالعاتي انجام داده است. تحقيقات وي در خصوص عراق با هدف متقاعد کردن سياستمداران آمريکايي براي حمله نظامي به عراق صورت گرفته است و پس از شکست آمريکا در عراق، او همواره در مقام دفاع از سخنان خودش در اين کتاب برآمده است. پولاک همچنين با تاليف کتابي، سعي کرده براندازي نرم در ايران را توجيه کند و اثبات کند که چرا جمهوري اسلامي تهديدي براي منافع آمريکا در منطقه است. به جز پولاک شائول بخاش که از عناصر مشهور به صهيونيست است و حتي قبل از انقلاب نيز در حمايت از رژيم صهيونيستي شهره بوده، در اين مؤسسه فعاليت مي‌کند. او در 15 سال اخير از عناصر فعال مؤسسه بروکينگز به حساب مي‌آمده، کاملاً بر روي مسائل ايران تمرکز داشته است.
بخاش مصاحبه‌هاي زيادي در خصوص ايران انجام داده است و در اين مصاحبه‌ها تلاش خود را براي دفاع از عناصر به اصطلاح اصلاح‌طلب به کار بسته است. هاله اسفندياري (همسر شائول بخاش) که از قبل از انقلاب به محافل سلطنت‌طلب نزديک بوده و بعدتر هم به عنوان مدير بخش خاورميانه مؤسسه وودرو ويلسون فعاليت خود را ادامه داده، از ديگر فعالان ايراني شاغل در بروکينگز است. موسسه بروکينگز روابطي را نيز با مؤسسه‌اي به نام شوراي عراقي- آمريکايي دارد که اين مؤسسه زير نظر خانم عراقي الاصلي به نام زينب السويج فعاليت دارد. اين دو مؤسسه فعاليت‌هايي را نيز به طور مشترک انجام داده‌اند که پروژه دفاع از بهائيان و حمسا که در واقع روي تاثيرگذاري بر جوانان مخالف اسرائيل متمرکز است، از جمله آنهاست.
مؤسسه آلبرت انيشتين
از ديگر مؤسساتي که در حوزه جنگ نرم فعاليت دارد مؤسسه آلبرت انيشتين است. اين مؤسسه بيشتر کارهاي تئوريک در خصوص انتخابات را انجام مي‌دهد. بنيانگذار اين مؤسسه جين شارپ است که اکنون در حدود80 سال سن دارد. وي آمريکايي‌الاصل است و به قول خودش حدود 50 سال است که بر روي روشهاي ظاهراً قانوني و بدون خشونت که مي‌تواند يک تغيير ايجاد کند متمرکز است. اين بنياد نقش مهمي در راه‌اندازي نسل جديدي از جنگ‌ها و اقدامات براندازانه در نقاط مختلف جهان ايفا کرده است. اين را نيز به خوبي مي‌دانيم که خود انيشتين به اين نوع اقدامات خرابکارانه به هيچ وجه تمايلي نداشت. در کتاب «بوش عليه چاوز» به اقدامات آمريکا براي تضعيف دولت چاوز در ونزوئلا اشاره شده است. پس از انتشار اين کتاب، جين شارپ بنيانگذار بنياد آلبرت انيشتين، نويسنده اين کتاب را تهديد کرده است. نويسنده اين کتاب گفته است که يکي از مقامات اين بنياد ضمن تهديد و فرستادن ايميل همراه با انتقاد شديد اذعان کرده بود که بنياد انيشتين از سوي دولت آمريکا براي انجام اقدامات خرابکارانه در ونزوئلا بودجه دريافت کرده است. شارپ نيز پذيرفت که بنياد انيشتين از مؤسسه وقف ملي براي دموکراسي و مؤسسه بين المللي جمهوري‌خواهان بودجه دريافت کرده است. منابع اين بودجه‌ها نيز در گزارش سالانه مؤسسه آلبرت انيشتين ذکر شده است. بنابراين واقعاً دروغگويي است که بگوييم اين بنياد متعلق به دولت آمريکا نيست.
بايد به اين موضوع نيز اشاره کرد که بنياد انيشتين در سال 1983 براي حمايت از طرح «جنگ‌هاي پنهان» که از سوي رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق امريکا مطرح شده بود، تاسيس شد. با توجه به اينکه جين شارپ آمريکايي است و نزديکي زيادي که به محافل حکومتي – امنيتي دارد، قاعدتاً بيشترين استفاده از کارهاي وي براي اين نهادهاست. از جين شارپ به عنوان پدر براندازي نرم نام مي‌برند.
منبع: جنگ نرم، داوود رنجبران، صص 124-

[ یکشنبه چهارم مهر 1389 ] [ 11:21 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
پيام ولي امر مسلمين جهان در پی اهانت به قرآن کریم

به گزارش خبرگزاري فارس، متن پيام حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ولي امر مسلمين جهان بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله العزيز الحكيم
انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون
ملت عزيز ايران، امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون‌آميز و نفرت‌انگيز و مشمئزكننده به قرآن مجيد در كشور آمريكا كه در سايه امنيت پليسي آن كشور اتفاق افتاد حادثه تلخ بزرگي است كه نمي‌توان آن را تنها در حد يك حركت ابلهانه از سوي چند عنصر بي‌ارزش و مزدور به حساب آورد.
اين يك اقدام محاسبه شده از سوي مراكزي است كه از سالها پيش به اين طرف سياست اسلام هراسي و اسلام‌ستيزي را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شيوه و هزاران ابزار تبليغاتي و عملياتي به مبارزه با اسلام و قرآن پرداختند.
اين حلقه ديگري از زنجيره ننگيني است كه با خيانت سلمان رشدي مرتد آغاز شد و با حركت كارتونيست خبيث دانماركي و دهها فيلم ضد اسلام ساخته شده در هاليوود ادامه يافت و اكنون به اين نمايش نفرت‌انگيز رسيده است.
پشت صحنه اين حركات شرارت‌بار كيست و چيست؟
مطالعه اين روند شرارت كه در اين سالها با عمليات جنايت‌بار در افغانستان و عراق و فلسطين و لبنان و پاكستان همراه بود ترديدي باقي نمي‌گذارد كه طراحي و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق‌ فكرهاي صهيونيستي است كه از بيشترين نفوذ در دولت آمريكا و سازمان‌هاي امنيتي و نظامي آن و نيز در دولت انگليس و برخي دولت‌هاي اروپايي برخوردار است.
اينها همان كساني‌اند كه پژوهش‌هاي حقيقت‌ياب مستقل، روز به روز بيشتر انگشت اتهام را در ماجراي حمله‌ به برج‌ها در يازده سپتامبر به سوي آنان متوجه مي‌كنند. آن ماجرا بهانه حمله به افغانستان و عراق را به رئيس جمهور جنايتكار وقت آمريكا داد و او اعلام جنگ صليبي كرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، ديروز اعلام كرده است كه اين جنگ صليبي با ورود كليسا به صحنه كامل شد.
هدف از اقدام نفرت‌انگيز اخير آن است كه از سويي مقابله با اسلام و مسلمين در جامعه مسيحي به سطوح همگاني مردم كشيده شود و با دخالت كليسا و كشيش رنگ مذهبي گرفته و پشتوانه‌اي از تعصبات و تعلقات ديني بيابد و از سوي ديگر ملت‌هاي مسلمان را كه از اين جسارت بزرگ به خشم آمده و جريحه‌دار مي‌شوند از مسائل و تحولات دنياي اسلام و خاورميانه غافل سازند.
اين اقدام كينه‌توزانه نه آغاز يك جريان بلكه يك مرحله از روند طولاني‌مدت اسلام‌ستيزي به سركردگي صهيونيزم و رژيم آمريكا است. اينك همه سران استكبار و ائمة‌الكفر در برابر اسلام قرار گرفته‌اند.
اسلام، دين آزادي و معنويت انسان و قرآن، كتاب رحمت و حكمت و عدالت است. وظيفه همه آزاديخواهان جهان و همه اديان ابراهيمي است كه در كنار مسلمانان با سياست پليد اسلام‌ستيزي با اين شيوه‌هاي نفرت‌بار مقابله كنند.
سران رژيم آمريكا نمي‌توانند با سخنان فريبنده و ميان‌تهي خود را از ادعا و همراهي با اين پديده زشت تبرئه كنند.
سالهاست كه مقدسات و همه حقوق و حرمت ميليون‌ها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، عراق و لبنان و فلسطين زير پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، دهها هزار زن و مرد اسير و زير شكنجه، هزاران كودك و زن ربوده شده و ميليون‌ها معلول و آواره و بي‌خانمان قرباني چه چيزي شده است؟ و با همه اين مظلوميت‌ها چرا در رسانه‌هاي جهاني غرب مسلمان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطري براي بشريت وانمود مي‌كنند؟ چه كسي باور مي‌كند كه اين توطئه گسترده بدون كمك و دخالت حلقه‌هاي صهيونيستي درون دولت آمريكا ممكن و عملي است؟
برادران و خواهران مسلمان در ايران و سراسر جهان!
لازم مي‌دانم اين چند نكته را به همه متذكر گردم:
اولاً: اين حادثه و حوادث پيش از آن به روشني نشان مي‌دهد كه آنچه كه امروز آماج حمله نظام استكبار جهاني است اصل اسلام عزيز و قرآن مجيد است.
صراحت مستكبران در دشمني با جمهوري اسلامي ناشي از صراحت ايران اسلامي در مقابله با استكبار است و تظاهر آنها به دشمن نبودن با اسلام و ديگر مسلمانان دروغي بزرگ و فريبي شيطاني است.
آنان با اسلام و هرآنكس كه به آن پايبند است و هرآنچه نشانه مسلماني است دشمن‌اند.
ثانياً: اين سلسله‌ كينه‌توزي‌ها با اسلام و مسلمين ناشي از آن است كه از چند دهه پيش تاكنون نور اسلام از هميشه تابنده‌تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتي غرب از هميشه بيشتر شده است ناشي از آن است كه امت اسلام از هميشه بيدارتر شده و ملت‌هاي مسلمان اراده كرده‌اند زنجيره‌هاي دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند.
حادثه اهانت به قرآن و پيامبر عظيم‌الشأن (ص) با همه تلخي در دل خود حامل بشارتي بزرگ است. خورشيد پرفروغ قرآن روزبه‌روز بلندتر و درخشنده‌تر خواهد شد.
ثالثاً: همه بايد بدانيم كه حادثه اخير ربطي به كليسا و مسيحيت ندارد و حركات عروسكي چند كشيش ابله و مزدور را نبايد به پاي مسيحيان و مردان ديني آنان بنويسيم.
ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهي در مورد مقدسات اديان ديگر دست نخواهيم زد. نزاع ميان مسلمان و مسيحي در سطح عمومي خواسته دشمنان و طراحان اين نمايش ديوانه‌وار است درس قرآن به ما در نقطه مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه همه مسلمانان امروز دولت آمريكا و سياستمداران آن است. آنها اگر در ادعاي دخالت نداشتن خود صادقند بايد عوامل اصلي اين جنايت بزرگ و بازيگران ميداني آن را كه دل 1.5 ميليارد مسلمان را به درد آورده‌اند به گونه‌اي شايسته به مجازات برسانند.
والسلام علي عبادالله الصالحين
سيدعلي خامنه‌اي
22 شهريور 1389

[ دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ] [ 15:18 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
( جورج سوروس ) پدر انقلابهای مخملی

آنچه با عنوان «انقلاب مخملی» شهرت یافت اولین بار در دوره ۶ هفته‌ای ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چکسلواکی آغاز شود و با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیره‌ای در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰)، گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین (۲۰۰۴) و قرقیزستان (۲۰۰۵) ادامه یافت.

انقلابهایی که در گرجستان به نام رز سرخ، اوکراین با نام انقلاب نارنجی، قرقیزستان رز زرد معروف شد. حتی برخی رد پای سوروس در آنچه به انقلاب سرو در لبنان نیز مشهور شد را نیز به نام او می‌دانند.

نام «جورج سوروس» بار دیگر و این‌بار در چهارمین جلسه دادگاه کتهام وقایع پس از انتخابات برده شد. چهره‌ای که سعید حجاریان در اعترافاتش گفت که «قرار بود از تجربه بنیاد سوروس در جهت انقلاب رنگی استفاده کنیم» و کیان تاجبخش که در جلسه روز سه‌شنبه دادگاه از او به عنوان مشاور سابق بنیاد سوروس نام برده شد با بیان اینکه بنیاد سوروس با همکاری برخی مسئولان وقت-در دوره اصلاحات- آشکارا شروع به فعالیت در ایران کرد گفت که حتی «ملاقات مستقیم خاتمی همراه با ظریف با سوروس در نیویورک در سال ‪ ۸۵نشان از یک ارتباط مستمر دارد.»

همین اظهارات بود که واکنش سیدمحمد خاتمی را به دنبال داشت و دفتر خاتمی ادعای ارتباط وی با جرج سوروس را تکذیب کرد.

مرد 76 ساله مجارستانی‌الاصل را کمتر کسی می‌شناخت، انگار تولد او در بوداپست که از جمله اقمار اروپای شرقی به حساب می‌آمد از او مردی مأخوذ به حیا و سایه‌نشین تربیت کرده بود.

اما شهروند آمریکایی که به طور بین‌المللی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 آمریکا شناخته شد هر چند نتوانست معادله آن انتخابات را به نفع خود به هم بزند اما گویا با انقلابهایی که در آن سوی دنیا در نزدیکی‌های جایی که 12 آگوست 1930 متولد شده بود به پا کرد شاید خواسته بود قدرت نظر و عملش را به حکومت ایالات متحده نشان دهد.

جورج سوروس از زمانی شناخته شد که با مطرح کردن مدل شکوفایی- رکود اطمینانش به شکست جورج دبلیو بوش در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری را نوید داد و مخالفتش با رئیس‌جمهور جنگ‌طلب آمریکا را نشان داد.

جورج سوروس که از ژوئن تا اکتبر 2003 مشغول نوشتن کتاب رؤیای برتری آمریکایی بود پیام اصلی کتابش را اینگونه توصیف کرد: شکست دادن پرزیدنت بوش در انتخابات کافی نیست؛ ما باید دکترین بوش را کنار بگذاریم و بینش روشن‌تری نسبت به نقش آمریکا در جهان را جایگزین آن سازیم. اگر دوران ریاست جمهوری پریزیدنت جورج بوش یک اشتباه فاحش بود، ما باید از آن درس بگیریم. جامعه باز با استفاده روش آزمون و خطا پیشرفت می‌کند. وضعیت ناگواری که از آن رنج می‌بریم باید ما را برای دستیابی به سیاست‌های سازنده‌تر و توأم با همکاری بیشتر هدایت کند.

قربانی نازیسم، دشمن کمونیسم
اظهارات ضد و نقیض درباره سوروس اولین مسئله‌ای است که نگاههای تیزبین را به خود مشغول می‌کند. سوروس به عنوان یهودی که دوران جنگ جهانی دوم، زمانی که 13 ساله بوده را تجربه کرده است.

با نگاه به بیوگرافی جورج سوروس در اولین پاراگراف‌ها با برخورد و تقابل او بانازیسم و کمونیسم مواجه می‌شویم و او را قربانی نازیسم و فراری کمونیسم می‌بینیم، آنچه در www. georgesoros. com و soros. org www. مرور می‌شود.

بنابر آنچه در دو سایت بالا به آن اشاره شده است سوروس، از چنگ نازی‌ها در بوداپست گریخت و مجارستان کمونیست را در سال 1947 به قصد انگلستان ترک کرد. بنابر آنچه در www. soros. org یکی از بیوگرافی‌های سوروس آمده است، او در انگلستان با کار کردن به عنوان باربر راه‌آهن یا کارگر رستوران مخارج خود را تأمین کرد تا در سال 1952 از دانشگاه اقتصاد در لندن فارغ التحصیل شد.

با دقت در بیوگرافی این جوان مجارستانی نشانی و تابعیت جدید او را که از سال 1956 تغییر کرد را با اندکی جست‌وجو در آمریکا می‌یابیم، وست کستر، نیویورک، آمریکا، آمریکای شمالی.

هویت مرد میلیاردر آمریکایی در موطن او جست‌وجو نمی‌شود؛ او هم‌اکنون به عنوان «مدافع نظام و قانون اساسی آمریکا که ضمن دفاع از سرمایه‌داری، برتری جامعه باز را نسبت به سرمایه‌داری نشان می‌دهد شهرت یافته است.»

سرمایه‌دار بشر دوست از جمله تعابیری است که درباره او استفاده شده است. فردی که دارایی و ثروت خود ساخته‌اش در 76 سالگی 8/5 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.

او در سال ۱۹۶۵ به آمریکا مهاجرت کرد و مؤسسه مالی بین‌المللی فاند منیجمنت (Fund Management) را بنا نهاد که مؤسسه‌ای خصوصی است و در زمینه سرمایه‌گذاری و مدیریت مالی مشاوره می‌دهد و از آغاز تاکنون، مشاور اصلی کوانتوم فاند (Quantom Fund) بوده که در ۳۰ سال گذشته به طور متوسط سود سالانه‌اش ۳۱ درصد بوده‌است.

جورج سوروس در سال 1973 با تأسیس شرکتی خصوصی فعالیت‌هایش را گسترش داده و به مرور رقم‌های باور نکردنی ثمره سوداگری‌اش شد. 

روشنفکر یا دلال
دلدادگی سوروس به کارل پوپر در دوران دانشجویی، تمایل او را به اندیشه مرادش در پرتو آنچه از آن تحت عنوان تجربیات سوروس درباره نازیسم و کمونیسم یاد می‌شود دو چندان کرد و ایجاد جامعه باز، آن چیزی بود که سوروس با نتیجه‌گیری از آرای پوپر خود را مجری آن دانست.

او در گذر و توضیح رابطه بین ذهنیت و واقعیت دریافت که استعدادش در سوداگری بیش از فلسفه است و لذا اندیشه جامعه باز یوپر را به خدمت اندیشه سوداگرانه‌ خود در آورد.

آشنایی سوروس با اندیشه‌های پوپر در مدرسه (دانشکده) اقتصادی لندن هویت او را شکل داد، هر چند او به عنوان فیلسوف نتوانست پا جای پای استادش بگذارد اما سعی کرد اندیشه پوپر را عملیاتی کند.

«به گفته یکی از شارحان اندیشه سیاسی پوپر که مدتی نیز دستیارش بود «مردود دانستن دیگر آیینی» یعنی تبعیت از قواعد و قوانینی که خود فرد به آنها نرسیده است»

 از جمله اولین اصول اندیشه پوپر است. آنچه شاگردش سوروس نیز به آن توجهی ویژه داشته و آن را عملیاتی کرده است. روش‌ومنش سوروس آن زمان خود نمایی می‌کند که او پس از اولین موفقیت‌های مالی ثروتش را در زمینه آنچه بعداً ترویج جامعه باز نام‌نهاد به کار گرفت.

در سال 1979، سوروس بخشی از ثروتش را در اختیار دانش‌آموزان سیاه پوستی قرار داد که قصد ورود به دانشگاه در آفریقای جنوبی داشتند، خیلی زود تشکلی در مجارستان به راه انداخت تا حامی فرهنگ و تحصیلات و رسیدن این کشور به دموکراسی باشد، آنچه او در این مرحله در کشورش انجام داد وارد کردن دستگاه فتوکپی به مجارستان بود تا از طریق آن شهروندان و فعالان سیاسی مجارستانی در زمینه پخش و نشر مطالب سانسور شده گام‌های جدیدی بردارند.

در این میان سوروس بخشی از ثروتش را برای جنبش مخفی اتحاد پلاند در چکسلواکی هزینه کرد.

اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان اروپایی گام دیگر سوروس بود که البته همزمان با توسعه این پروژها نشست‌هایی را به منظور تبادل نظر و گفت‌وگو میان شبکه‌های به ظاهر غیر منجسم تشکیل می‌داد.

حمایت از برنامه‌های تحصیلی مجازی و کمک 100 میلیون دلاری سوروس از جمله اقدامات اوست که دانشگاه‌های محلی روسیه را به اینترنت متصل کرد.

رقم مشخصی از میزان سرمایه‌گذاری سوروس برای فراهم آوردن جامعه باز منتشر نشده است اما آنچه که مشخص است بر اساس رویکرد اقتصادی او باید منافع سرشاری در انتظار باشد که او ثروتش را که منهای همسرش که از او متارکه کرده ارثیه‌ای متعلق به پنج فرزندش است را اینگونه هزینه می‌کند.

وسعت جغرافیایی سرمایه‌گذاری‌های سوروس محدود به اروپا نمی‌شود؛ منابعی که در گزارش‌های پراکنده عملکرد این میلیاردر را منتشر کرده‌اند فعالیت‌های او را با صفت اقدامات انسان دوستانه ملتزم کرد‌ه‌اند.

بر اساس آنچه در سایت اینترنتی جامعه باز open society institute آمده است در پیش گرفتن سیاست‌های مبتنی بر برابری نژادی که از سوی سوروس ابراز شده این امکان را برای او فراهم آورده است که از محدودیت‌های بسیاری دولت‌ها و جوامع بین‌المللی عبور کند.

 «جورج سوروس شخصیت وموقعیت خاصی دارد. . . وی، تنها یک نویسنده، گزارشگر، تحلیلگر، تحلیلگر اقتصادی یا سیاسی، نظریه‌پرداز یا محقق دانشگاهی و حتی یک فرد جزیی یا حزب‌دار هم نیست، بلکه فردی است که صاحب سرمایه هنگفت، فعال و مؤثر در زمینه کمک‌های خارجی به کشورهای در حال توسعه، مؤسس و تأمین ‌کننده بودجه مؤسسه‌ها و بنیادهای متعدد برای مدیریت و هدایت کمک‌های خارجی در کشورهای کمک گیرنده، معتقد جدی و صاحب نظر نسبت به جامعه باز در کشورهای مختلف. وی خود را در عین حال، عضوی از نظام سرمایه‌داری جهانی و فرآیند جهانی شدن و منتقد ولی صاحب رأی و طرح برای اصلاح آن نظام و این فرآیند می‌شناسد، تا سمت‌گیری تحولات آن را به طرف عدالت اجتماعی و حقوق بشر و دفاع و حمایت از منافع کشورهای توسعه نیافته و گیرنده کمک‌های بین‌المللی، هدایت نماید.»

اطلس جغرافیایی سیطره
حضور بنیادها و سازمانهای سوروس در چین در طول دهه 1980 با بورسیه کردن جوانان چینی که علاقه‌مند به اصلاحات بودند انجام شد، حضوری که شاید اثرات آن هم‌اکنون در حال نتیجه دادن باشد. ایجاد سازمانی عریض و طویل در چین که درباره تمدن شهری به پژوهش می‌پردازد همزمان با بورسیه کردن جوانان چینی در دانشگاه بوداپست با هدف پیشرفت‌های اجتماعی سیاسی در چین سیاست بنیادهای سوروس در چین انجام شده است.

کمک 50 میلیون دلاری سوروس در طول جنگ بوسنی به شهروندان سارایوو بخش دیگری از اقدامات این تاجر مجارستانی‌الاصل است که بخشی از آن صرف پروژه آب تصفیه شده در این مناطق شد.

بنابر اسنادی که توسط مؤسسه جامعه باز منتشر شده است اخیراً نیز جورج سوروس 50 میلیون دلار جهت توسعه مناطق روستایی در آفریقا هزینه کرده است.

با نگاهی به گستره جغرافیایی حضور مؤسسات سوروس شاهد عملکرد سیاست‌های او در قالب‌های مختلفی هستیم.

OSI
اقدامات گسترده جورج سوروس از جنوب شرق آسیا، خاورمیانه، آفریقا و اروپای شرقی واروپای مرکزی نیازمند سازماندهی بین‌المللی بود که اودر سال 1993 با تأسیس OSI یا open society institute که شبکه بین‌المللی است ساختارهای فعالیتش را علنی کرد و در اروپای شرقی، مرکزی و کشورهای عضو جماهیر شوروی سعی در حمایت از رشد دموکراسی کرد. 

شبکه بین‌المللی سوروس بنابر مستنداتی که در www.soros.org منتشر شده است هم‌اکنون در 60 کشور از جمله در خاورمیانه، آسیای مرکزی، آفریقا و آمریکای لاتین توانسته است باعث ایجاد و سازمان یافتن آنچه جامعه باز می‌نامند شود.

این شبکه گسترده در زمینه‌های مختلف به فعالیت می‌پردازند که از آن جمله می‌توان به برنامه‌های تهیه دارو و مقابله با بیماری‌هایی مانند سل و ایدز، کمک به آزادی زندانیان در کشورهای مختلف که نمونه بارز آن در نیجریه برای آزادی زندانیان مالی انجام شد، ایجاد و حمایت از مطبوعات و ارتقای آزادی‌ بیان، ارائه مشاوره‌های اقتصاد و مالی به کشورهای مختلف اشاره کرد.

تجارت فیلسوف
اما میلیاردر یهودی که بنابر گزارشهای منتشر شده نزدیک به 400 میلیون دلار برای حمایت از طرح‌هایی در زمینه تحصیلی، سلامت عمومی، توسعه شهرنشینی هزینه کرده است چرا اینگونه سوداگری می‌کند، آیا او فردی خیر و به دنبال منفعت عموم ساکنان کره زمین است؟

با رجوع به علائق و اندیشه‌های بنیادین جورج سوروس که در آرای کارل ریموند پویر متفکر یهودی اتریشی‌الاصلی که بعدها تبعه انگلستان شد ریشه دارد پاسخ سؤالاتی که در خصوص دلایل سرمایه‌گذاری کلان سوروس در اذهان ایجاد می‌شود داده خواهد شد.

با دقت نظر در اندیشه‌ سیاسی پوپر در می‌یابیم که وی «پس از نقادی دو فلسفه افلاطون و مارکس و محکوم کردن آنها به دلیل نظریات کل گرایشان و ارائه یک مهندسی یکپارچه و خیالی، یعنی تلاش برای تغییر تمامی جامعه آن گونه که می‌خواهند، به جهت روشی، ‌مهندسی تدریجی را که سازگار با ابطال پذیری است طرح می‌کند. اساس بحث پوپر تأکید بر «سودنگری منفی» است. سودنگری منفی به دنبال کاهش میزان شرور مبتلا به و بدبختیهای آنان است و در مقابل سودنگری کلی قرار دارد.

هدف در سودنگری منفی، به حداکثر رسانیدن لذات و خوشبختی‌ها نیست، بلکه سعی بر اصلاحات و مهندسی تدریجی برای رفع عیوب و نابسامانی‌هاست. پوپر معتقد است ادعای در اختیار داشتن معرفت مطابق بر سعادت عمومی و کلی بشر، از مقوله‌ همان «شبه علم» است که در عمل به بدبختی‌های بسیار منجر می‌شود. مهندسی تدریجی در یک جامعه باز با خصلت نقدپذیری به معنی ارائه نظریه‌های خاص برای مشکلات خاص است، البته نباید فراموش کرد که از نظر پوپر تنها روش‌هایی که مشکل خاص را مورد نظر قرار می‌دهند، از وجه علمی برخوردارند. بدن ترتیب، توجیه پوپر چنین می‌شود: بیشتر برای حذف کردن شرهای مشخص و عینی بکوشید، نه برای تحقق بخشیدن به خبرهای مجرد.»

تقابل با شرور، اصلاحات و مهندسی تدریجی بخشی از تئوری است که سوروس از مکتب پوپر فرا‌گرفته است، برای آشنایی بیشتر با روش سوروس - شهروند میلیاردرآمریکایی- باید نگاهی به دیگر آرای پوپر داشت.

 «پوپر خود در یکی از مقالاتش فهرستی از بزرگترین شرها را که قابل درمان است را برای مهندسی تدریجی پیشنهاد می‌کند: فقر، بیکاری و بعضی از اشکال مشابه عدم ایمنی، ‌بیماری و رنج، قساوتهای کیفری، بردگی و اشکال دیگر مملوک بودن، تبعیض دینی و نژادی، کمبود فرصت‌های تعلیم و تربیتی، اختلاف شدید طبقاتی و جنگ. پوپر در اواخر عمرش و در ارتباط با اولویت‌های جوامع غربی، ‌به سه موضوع صلح، جلوگیری از انفجار جمعیت و بالاخره آموزش کودکان تأکید می‌کند.»

ابزارهای پیشبرد سیاست‌ها
جورج سوروس بر خلاف گذشتگان که در سایه استعمار و امپریالیسم سعی در تسلط مستقیم بر کشورها پیرامونی داشتند، ‌الگوهای قبلی را نفی می‌کند، او بهره‌برداری از کشورهای دیگر یا آنهایی که او برای شکل‌گیری جامعه باز در آنها تلاش می‌کند را در سایه عملکرد مستقیم نیروهای بومی و محلی دنبال می‌کند، در این مسیر به عنوان اولین گام سعی در تربیت واسطه‌های انتقال ایده‌ها و مجریان برنامه‌هایی در جامعه باز مورد نظرش دارد، ‌سوروس قائل به کمک‌های مستقیم و نه با واسطه است و کمک‌های بین‌المللی فعلی را دارای مکانیزمی ناقص می‌داند.

دولتمرد بدون دولت
جورج سوروس ضمن برشمردن نقایص و معایب کمک‌‌های بین‌المللی کنونی، ‌عمدتا منافع اعطاکنندگان کمک‌ها را به زبان دریافت‌کنندگان کمک یعنی جهان توسعه نیافته و در حال توسعه  می‌داند. وی در فصل هشتم کتاب رؤیای برتری آمریکایی ذیل عنوان کمک‌های بین‌المللی در تجارب شخصی خویش راه کمک‌های سازنده را پیشنهاد می‌کند. وی می‌گوید: «اگر اراده سیاسی لازم برای این کار ممکن و قابل جمع آوری باشد، ‌نواقص کشف شده را می‌توان بر طرف ساخت.

بنیادهای من عموماً توانسته‌اند از این مشکلات اجتناب کنند، چون اداره آنها در دست شهروندان کشورهای کمک گیرنده است که به اندیشه جامعه باز اعتقاد دارند و قلباً به دنبال تأمین منافع کشور خود می‌باشند. این بنیادها نشان داده‌اند که وقتی کمک‌ها در جهت و منافع گیرندگان کمک و نه اعطا کنندگان آن هدایت شوند، به چه نتایج مثبتی می‌‌توان دست یافت.»

سوروس در این باره می‌گوید: یک مقام عالی دولتی در یکی از کشورهای کمک گیرنده مرا «دولتمرد بدون دولت» نامید و من به این عنوان افتخار می‌کنم. او با اشاره به تکیه کلام هنری کسینجر که می‌گفت؛ دولت‌ها به دنبال منافع هستند، نه اصول، اظهار داشت: اما شما به دنبال اصول هستید نه منافع.

سوروس با ذکر این خاطره ادامه می‌دهد، این گفته از آن زمان تاکنون الهام بخش من بوده است.

سوروس می گوید:«من فعالانه در زمینه اعطای کمک به کشورهای نیازمند مشارکت داشته‌ام. این کار را با تقویت افراد ساکن همان کشورها به انجام رسانده‌ام. من بیش از 18 سال است که به این فعالیت مشغولم. من اولین بنیاد ملی را در مجارستان کمونیست در سال 1984 به وجود آوردم و به دنبال آن در حدود 32 کشور، نهادهای ملی تأسیس کردم.

بنیادهای متعلق به من در زمینه‌های نسبتاً گسترده به فعالیت مشغولند و بودجه سالانه آنها به طور متوسط در حدود 450 میلیون دلار در یک دهه گذشته بوده است. با صرف هزینه‌ای بالغ بر 5 میلیارد دلار در طول این سال‌ها، من در خصوص مشکلات موجود در سر راه توزیع کمک‌های خارجی، تجربیات شخصی فراوان دارم اما در عین حال چند نمونه موفقیت آمیز و درخشان را نیز به خاطر می‌آورم.

در مجارستان کمونیستی، بنیاد من مبدل به منبع اصلی دفاع از جامعه باز شد. البته این بنیاد نمی‌تواندمساعی ساقط کردن حکومت کمونیستی در آن کشور باشد - این تحول بیشتر ناشی از رفتار اتحاد شوروی بود - ولی در عین حال به ایجاد دموکراسی در آن کشور کمک کرد. در روسیه بنیاد من بانی اعطای مجموعه‌ای از کمک‌های خارجی بود که واقعاً به دست مردم رسید. موفق‌ترین دستاور ما آن بود که به حدود سی‌و پنج هزار دانشمند برجسته آن کشور کمک کردیم تا دوره افزایش جنون آمیز نرخ تورم را به سلامت پشت سر بگذارند.

بنیادهای من به تغییر دموکراتیک رژیم اسلواکی در سال 1998، کرواسی در 1999، و یوگسلاوی در سال 2000 کمک کردند و جامعه مدنی را وا داشتند که خود را از شر افرادی چون ولادیمیر مسیار (Meciar)، فرانکو توجمان (Tudjman)، و اسلوبودان میلوشویچ خلاص کند.

آنچه گفتیم تنها معدودی از نمونه‌ای برجسته بود. کاری که بنیادهای من باید انجام می‌داد عبارت بود از کمک به انتقال جوامع بسته به سوی جوامع باز. همه چیز باید یک جا تغییر می‌کرد. بنیادهای من با انجام اقدامات ابتکاری پرشمار در این وضعیت ایفای نقش کردند و اگر چه نقش هیچ یک را به تنهایی نمی‌توان بسیار درخشان دانست اما آنها در کنار یکدیگر و در مجموع به تحقق هدف بزرگتری کمک کردند: آنها جامعه باز را پایه‌ریزی کردند.

نقشی که این بنیادها داشتند شدیداً وابسته به نوع حکومتی بود که در کشورهای محل فعالیت آنها بر مصدر قدرت قرار داشت. هر جا که این بنیادها قادر به همکاری با دولت بودند، توانستند پیشرفت بیشتری را در مسیر تغییرات منظم به دست آورند. یکی از ارزشمندترین کمک‌هایی که این بنیاد انجام داد عبارت بود از افزایش ظرفیت و توان دولت‌های دموکراتیک تازه روی کار آمده برای جذب کمک‌های خارجی از طریق دادن امکان استخدام کارشناسان به انتخاب خود این دولت‌ها (و ترجیحاٌ افرادی از همان کشور). دولت‌های انتقالی بیش از اندازه، کارشناسان سازمان‌های بین‌المللی را در خود جای داده بودند ولی این کارشناسان به ارباب‌های خود خدمت می‌کردند و دولت‌ها از توان کافی برای نظارت بر فعالیت آنها برخوردار نبودند.

در مقابل، هرگاه که دولت با فعالیت بنیاد مورد نظر مخالفت داشته، این بنیادها حتی توانسته‌اند نقش مهمتری را ایفا کنند، آنها موفق شدند مشعل آزادی و اندیشه جامعه باز را روشن و زنده نگاه دارند.

علاوه بر سازمان‌های ملی، بنیادی متعلق به من مجری تعداد برنامه‌های شبکه‌ای در زمینه مسایل خاص همچون آموزش، رسانه‌ها، بهداشت، اطلاعات، فرهنگ، نظام قضایی، توسعه فعالیت‌های تجاری کوچک و متوسط و امثال آن هستند. این برنامه‌ها از طریق بنیادهای ملی به مرحله اجرا درمی آیند ولی بنیادهای ملی آزاد هستند در خصوص مشارکت در برنامه‌های مزبور تصمیم بگیرند؛ اگر آنها تصمیم به مشارکت بگیرند، تملک برنامه مورد نظر از آن آنها خواهد شد. تعامل میان بنیادهای ملی و برنامه‌های شبکه‌ای موجب پیدایش ماتریسی شده که دانش محلی را با کارشناسی حرفه‌ای ترکیب می‌کند. این ماتریس باز و نامحدود است.»

جورج سوروس در تشریح عملکرد بنیادهایش قابلیت انعطاف و فعالیت در شرایط مختلف را تشریح می‌کند آنچه او در توضیحش تأکید می‌کند: «بنیادهای ملی از این اختیار برخوردارند که خارج از چارچوب برنامه‌های شبکه‌ای به فعالیت بپردازند، آنها این کار را در رابطه با حمایت از جامعه و فرهنگ مدنی انجام می‌دهند. برنامه‌های شبکه‌ای همچنین می‌تواند از طریق نهادهای محلی به غیر از بنیادهای ملی به مرحله اجرا درآید؛ معمولاً در فعالیت‌های مربوط به حمایت از حقوق بشر و رسانه‌های آزاد، از این شیوه استفاده به عمل می‌آید.

استقاده از همان روش‌ها و معیارهای معمول در فعالیت‌های عمومی برای فعالیت‌های خصوصی کار درستی نیست. با این حال، من اعتقاد دارم که این تجارب در زمینه کمک‌های خارجی با سیاست‌هایی که جامعه بین‌المللی باید اتخاذ نماید ارتباط مستقیم دارد. من از روزی که شبکه بنیادهای خود را تأسیس کردم همواره از این موضع دفاع نموده‌ام. در سال‌های اولیه، موفقیت چشمگیری در زمینه اثرگذاری بر سیاست‌ها به دست آوردم. من چندین برنامه ابتکاری سیاسی را به جریان انداختم اما هیچ یک با گوش شنوا مواجه نشد.

به عنوان مثال، در سال 1992 پیشنهاد کردم که صندوق بین‌المللی پول باید یک برنامه 10 میلیارد دلاری را برای پرداخت مزایای تأمین اجتماعی و بیکاری در روسیه به تصویب برساند. همان پولی که برای ایجاد موازنه پرداخت و حمایت از بودجه روسیه به آن کشور پرداخت شد می‌توانست برای تأمین هزینه‌های یک چتر ایمنی اجتماعی نیز مورد استفاده قرار گیرد. اگر این کار صورت می‌گرفت، پول اختصاص یافته می‌توانست به جای ناپدید شدن، به صورت گسترده در بین مردم توزیع شود و مردم روسیه می‌توانستند بدین ترتیب، نمونه محسوسی از کمک‌های بین‌المللی را مشاهده کنند. من برای آن که اثبات کنم ایجاد یک چتر حمایت اجتماعی امکان‌پذیر است، «برنامه کمک‌های اولیه» برای دانشمندان روسیه را به اجرا درآوردم. پیشنهاد من از سوی صندق بین‌المللی پول جدی گرفته نشد، اما بنیاد بین‌المللی علوم توانست به موفقیت خیره کننده‌ای دست پیدا کند. این بنیاد حدود سی و پنج نفر از دانشمندان برجسته شوروی سابق را بر اساس یک سری معیارهای شایستگی کاملاً شفاف برگزید. این دانشمندان هر کدام پانصد دلار پول دریافت کردند که برای تأمین هزینه زندگی آنها به مدت یک سال کافی بود و بدین ترتیب از آسیب تورم شدید در امان ماندند. شاید این تنها موردی بود که کمک‌های خارجی مستقیماً به دست دریافت‌کنندگان نهایی آن داده شد. این دریافت‌کنندگان کمک - و کل جامعه روسیه - هرگز این جریان را فراموش نخواهند کرد. این موفقیت، در مقیاس کوچک ثابت کرد که چه کارهایی را می‌توان در مقیاس بزرگ به انجام رساند. تصور کنید که اگر همه مقرری بگیران شوروی سابق موفق به دریافت مقرری‌های خود می‌شدند و به بیکاران نیز مزایای دوران بیکاری تعلق می‌گرفت چه می‌شد. من بر این باورم که در چنین صورتی، توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روسیه و دیگر کشورهای استقلال یافته از شوروی مسیری کاملاً متفاوت پیدا می‌کرد.

پس از گذشت چند سال، بنیادهای متعلق به من شهرت خوبی را در زمینه اجرای عملیات مؤثر به دست آوردند و دیگران هم به تقلید و پیروی از نگرش ما پرداختند. توانایی ما برای اثرگذاری بر سیاست‌ها به تدریج افزایش پیدا کرده است. در سال 2002، بنیادهای من، در کنار دیگر سازمان‌های غیردولتی (NGO)‌ها، فعالیت‌های موسوم به «آنچه را پرداخت می‌کنید منتشر سازید» را آغاز کردند. هدف از مجموعه این فعالیت‌ها عبارت بود از وادار ساختن شرکت‌های معدنی و نفتی به افشای پرداخت‌های خود به کشورهای در حال توسعه و موجب گردید که دولت بریتانیا برنامه موسوم به «ابتکار شفافیت در صنایع استخراجی» را به جریان بیندازد. ما بر دولت آمریکا نیز تأثیرگذار بودیم و باعث شدیم که روی مبارزه با ایدز و حساب موسوم به «چالش‌های هزاره» سرمایه‌گذاری کند. به علاوه، ما در چندین مسئله ویژه در بالکان، قفقاز، مولداوی، آسیای مرکزی و آفریقای جنوبی و غربی درگیر شدیم. ما همچنین با کمک بانک جهانی توانستیم نه کشور اروپای شرقی و اتحادیه اروپا را تشویق به تدوین یک برنامه ده ساله برای جذب جمعیت کولی‌های منطقه نماییم. کولی‌ها بزرگترین گروه جمعیت مجرم اروپا را تشکیل می‌دهند.

به دست آوردن نتایج کلی درباره بهترین روش‌های ارائه کمک‌های بین‌المللی با توجه به فعالیت‌های بنیادهای متعلق به من دشوار است، چون این شبکه حاصل طراحی آگاهانه نبود. شبکه بنیادهای متعلق به من به صورت اتفاقی و با استفاده از فرصت‌های موجود شکل گرفت.

سال‌های 1987 و 1992 برای اتحاد شوروی سابق یک دوران انقلابی به شمار می‌رفت. من در آن زمان خود را در موقعیتی منحصربه فرد یافتم، من فرایندهای انقلابی را به خوبی درک می‌نمودم. به مفهوم جامعه باز قویاً احساس تعهد می‌کردم و منابع مالی قابل توجهی نیز در اختیار داشتم. بسیاری از افراد یک یا دو مورد از ویژگی‌ها را داشتند، اما هیچ کس از این سه ویژگی با هم برخوردار نبود. من نمی‌توانستم اجازه دهم فرصتی که در تمام عمر شاید یک بار نصیب فرد بشود از دست برود. میزان سرمایه‌گذاری من در این زمینه از 3 میلیون دلار در سال 1987 به بیش از 300 میلیون دلار در سال 1992 افزایش پیدا کرد. این کار به صورت منظم انجام نشد. ما برای این کار یک برنامه توسعه منظم یا معیارهای ارزیابی مدون نداشتیم؛ برای چند سال اول، حتی بودجه معینی برای این فعالیت‌ها تعیین نمی‌شد. تنها در دوران پس از آن بود که ما سعی کردیم نظم را وارد این بی‌نظمی کنیم.»

آرمانهای سوروسی
 «نقشی که من در ذهن خود برای ایالات متحده می‌پرورانم - یعنی نقش رهبری تلاش‌های جمعی برای بهبود نظام فعلی جهان - آرمانگرایانه است اما غیر واقع گرایانه نیست. در حقیقت این نقش مبتنی بر سنت قدرتمند آرمانگاریی در سیاست خارجی آمریکا است. ایالات متحده در میان قدرت‌های بزرگ از لحاظ تعهد به اصول جهان‌شمول که به نحو درخشانی در اعلامیه استقلال تبیین شده و در منشور آتلانتیک مورد تأکید قرار گرفته (و پس از آن نیز در مقدمه منشور سازمان ملل متحده منعکس گرددیده)، بی‌نظیر بوده است. حتی هنری کیسینجر هم که از چهره‌های شاخص واقع گرایی سیاسی به شمار می‌رود به «استثنایی بودن نقش آمریکا» اذعان دارد. منظور وی از این مطلب آن است که ایالات متحده بیش از هر کشور دیگری سیاست خارجی خود را بر پایه اصول بنا می‌کند.

در جنگ جهانی دوم، آمریکا به خاطر حفظ دموکراسی و حقوق بشر جنگید اگر چه در آن زمان اصطلاح حقوق بشر به اندازه دوران پس از جنگ رایج نبود. اهداف آمریکا در جنگ به طرز گسترده‌ای مورد حمایت مردم اروپا قرار داشت و آمریکا نقش خود را به عنوان حامی آزادی و دموکراسی همچنان حفظ کرد. پس از خاتمه جنگ، آمریکا این روحیه را همچنان حفظ کرد. ائتلاف ایالات متحده با اتحاد شوروی از آن جهت در هم شکست که شوروی نفوذ آن قرار گرفتند به کشورهای اقماری خود مبدل ساخت. رضایت روزولت به تقسیم اروپا در یالتا به عنوان یک نقطه تاریک در تاریخ آمریکا باقی مانده است. طرح مارشال یک برنامه جسورانه و سخاوتمندانه بود، اگر ایالات متحده می‌توانست چیزی شبیه این طرح را در دوران حاضر نیز پیاده کند، نقش رهبری مسئولانه‌ای را که من از آن حمایت می‌کنم دوباره به دست می‌اورد. 

البته این مطلب جای بحث دارد که طرح مارشال آن گونه که به نظر می‌رسیدفداکارانه نبود. در آن زمان اروپا با این خطر مواجه بود که به دام سلطه اتحاد شوروی بیفتد و صنایع آمریکا نیز به شدت به بازارهای خارجی احتیاج داشتند. اما نقشی که من برای ایالات متحده در ذهن دارم مبتنی بر فداکاری نیست بلکه نوعی حفظ منافع توآم با روشنگری است. با این معیار، می‌توان گفت: که طرح مارشال به خوبی به اهداف خود نائل گردید.

احیای هویت آمریکا
«ایالات متحده برای اعاده هویتی که در زمان جنگ سرد از آن برخوردار بود، باید تبدیل به رهبر جامعه دموکراسی‌های جهان شود و رفتار خود را نیز متناسب با این نقش تغییر دهد.

آمریکا باید رهبری خود را از طرق ایجاد ائتلاف‌های واقعی و تبعیت از قوانینی که خود از دیگران انتظار اجرای آن را دارد، اعمال نماید. از آنجا ائتلاف‌های واقعی و تبعیت از قوانینی که خود از دیگران انتظار اجرای آن را دارد، اعمال نماید. از آنجا که تلاش‌های صلح آمیز و مبتنی بر همکاری، ‌همیشه موفقیت آمیز نیستند، ایالات متحده همچنان باید اقتدار نظامی خویش را حفظ کند، اما این اقتدار باید در جهت حمایت از نظم جهانی عادلانه مورد استفاده قرار گیرد و بقیه کشورهای جهان نیز باید چنین تعبیری از آن داشته باشند.

سوروس مجری چنین سیاستی است و خود را محیی آمریکا می‌داند.

و اما از رابطه جورج سوروس با سید محمد خاتمی

در حالی که دفتر سید محمد خاتمی چندی پیش در واکنش به اظهارات کیان تاجبخش در دادگاه متهمان حوادث اخیر در خصوص دیدار خاتمی و جرج سوروس، این اظهارات را تکذیب کرده بود، سوروس اطلاعات جدیدی از این دیدار افشا کرد.

به گزارش رجانیوز، تاجبخش در دادگاه گفته بود اگر ما یکی از اولین نمونه‌های براندازی را ارتباط سفر عطریانفر به بنیاد سوروس قبل از 1376 بدانیم می‌توانیم نهایت آن را ملاقات مستقیم خاتمی همراه ظریف با جرج سورس در نیویورک در سال 1385 دانست که این یک ارتباط مستمر بوده و ادامه داشته است.

با این حال، دفتر خاتمی نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد و در اطلاعیه ای نوشت: «در جریان حوادث سیاسی بعد از انتخابات، متأسفانه بداخلاقی های بی سابقه ای در انتشار اتهام های جهت دار با هدف تخریب شخصیتهای اثرگذار جامعه ملاحظه می شود. در این روند ناصواب و مخرب از جمله در روزها و هفته های اخیر اخبار و نسبتهای کذب و بی اساسی در مورد جناب آقای سید محمد خاتمی به چشم می خورد که در خلال اعتراف ها و محاکمه ها و از طریق خبرگزاریها و سایت های خاص و از زبان و قلم بعضی از دستگیرشدگان عنوان شده است و از جمله سخنان یکی از دستگیرشدگان در جریان محاکمه دیروز است که به رابطه مستمر جناب آقای سید محمد خاتمی با فردی به نام «جرج سوروس» اشاره شده است.

فارغ از اینکه این گفته ها در چه شرایطی بوده است و اصولاً فاقد هرگونه اعتباری می باشد. در عین حال اعلام می دارد این قبیل ادعاها اساساً کذب و عاری از حقیقت است و بجا است مسؤولان امر گسترش این بداخلاقیها و اعمال خلاف شرع و قانون را که آثار سوء آن قبل از اینکه متوجه افراد باشد به نظام جمهوری اسلامی لطمه می زند جلوگیری به عمل آورند. چهارم شهریورماه 1388»

اما خبرگزاری ایرنا امروز مشروح سخنرانی اخیر جورج سوروس را منتشر کرد که بر مبنای آن، در دیدار با خاتمی اظهارات قابل تأملی رد و بدل شده است.

جورج سوروس رییس هیات مدیره موسسه جامعه باز (OSI) در مراسمی که به مناسبت هشتمین سالگرد حوادث یازدهم سپتامبر در نیویورک برگزار شد ، ضمن تاکید بر لزوم تقویت رویکردهای روادارانه در جهان اسلام ، دیدار خود با محمد خاتمی در سال 2006 را در همین راستا ارزیابی کرد.

سوروس که شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بین المللی ترامپ (Trump International Hotel) نیویورک و در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمان های غیردولتی امریکا سخن می گفت، ضمن تحلیل ریشه های واقعه 11 سپتامبر اظهار داشت: ریشه های واقعه تاریخی 11 سپتامبر 2001 را باید در بنیادگرایی، تصلب و عدم رواداری بخشی از مسلمانان جست و جو کرد.

رییس هیات مدیره موسسه جامعه باز ادامه داد: در مقابل این جریان ستیزه جو، بخشی از اندیشمندان مسلمان نظیر نصر حامد ابوزید، عبدالکریم سروش و محمد خاتمی با بهره گیری از آموزه های کارل پوپر تلاش می کنند تا اسلام را با دنیای مدرن آشتی داده و رواداری را در جوامع اسلامی ترویج کنند.

جورج سوروس اظهار داشت: موسسه جامعه باز در راستای هدفگذاری های خود همواره تلاش کرده است تا آن دسته از جریان های فکری را در جهان اسلام مورد توجه قرار دهد که به ارزش های جهان مدرن(سکولار) پایبندی بیشتری دارند.

وی در همین رابطه اظهار داشت: یکی از بهترین جلساتی که من در ارتباط با پیشبرد دمکراسی در جهان اسلام و به ویژه ایران در آن حضور یافتم، ملاقاتی بود که در روز سه شنبه 14 سپتامبر 2006 با محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران برگزار کردم.

جورج سوروس در ادامه سخنانش با بیانی طنز افزود: من حدود 10 سال در انتظار دیدار آقای خاتمی بودم و به همین دلیل این دیدار آنچنان برای من جذاب و به یاد ماندنی بود که حتی روز و ساعتش نیز در حافظه ام ثبت شده است.

طراح و حامی مالی انقلاب های مخملی سپس تاکید کرد: البته من در 14 ژانویه 2005 بعد از سخنرانی جواد ظریف در موسسه جامعه باز، حدود یک ساعت با ظریف صحبت کرده بودم و دغدغه های خود را در خصوص روابط ایران و امریکا با توجه به پیشینه ای از بی اعتمادی نسبت به برنامه اتمی ایران و نیز تنش های تاریخی ناشی از نقش ایالات متحده در خاورمیانه به ظریف که آن زمان سفیر ایران در سازمان ملل بود، منتقل کرده بودم.
جورج سوروس افزود: هدف از دیدار من با محمد خاتمی نیز دستیابی به آگاهی از درون کشوری منزوی بود، کشوری که برای برقراری ارتباطات با آن فرصت های محدودی وجود دارد و با توجه به تحولات اخیر منطقه چنین جلساتی ارزشمند است و می تواند به اتخاذ تصمیمات سیاسی موثر کمک کند.

رییس هیات مدیره موسسه جامعه باز ادامه داد: در این جلسه من به خاتمی گفتم که جوانان ایران به عنوان بخش بزرگی از جمعیت ایرانیان، مشتاق تغییری سیاسی هستند که حاصل آن جامعه ای آزادتر باشد.

سوروس ادامه داد: به خاتمی گفتم که هرچند دغدغه خاطر کنونی بیشتر ایرانیان وضعیت اقتصادی خودشان است و انتخابات ژوئن 2005 نیز همین موضوع را تائید می کند اما باید گرایش هایی را در ایران تقویت کرد که آزادی بیان و ارتباط با جهان آزاد را مولفه های اصلی پیشرفت و ثبات ایران می دانند.

وی سپس اظهار داشت: به خاتمی گفتم با اینکه تعداد بسیاری از شهروندان سرخورده ایرانی از تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران حمایت خواهند کرد اما آنان هنوز فاقد "گروه های سازماندهی شده" برای پشتیبانی از یک انقلاب (براندازی) هستند.

جورج سوروس ادامه داد: به خاتمی گفتم که سرعت جوانگرایی جمعیت و شدت بیکاری در ایران احتمال تغییر در کوتاه مدت را کاهش می دهد و برای این منظور باید به باز کردن بیشتر فضا، توسعه سازمان های غیردولتی و افزایش تعداد رسانه های مستقل کمک کرد تا یک دموکراسی پرشور و روادار در ایران نهادینه شود.

رییس هیات مدیره موسسه جامعه باز سپس به اظهارات خاتمی اشاره کرد و گفت: خاتمی در این جلسه به من گفت که تعارض موجود بین ساختار حقیقی و ساختار حقوقی در ایران مهمترین مانع برای پیشرفت و توسعه روابط ایران با غرب است.

سوروس افزود: خاتمی معتقد بود که دموکراسی و رواداری دولت با ساختار کنونی یک حکومت مذهبی که در راس آن رهبر مذهبی حکمرانی می کند، به دست نخواهد آمد.

وی افزود: خاتمی انتخاب احمدی نژاد را حرکتی در جهت تثبیت بیشتر قدرت رهبر مذهبی ایران ارزیابی کرد و معتقد بود که در دوران احمدی نژاد جامعه مدنی تحت فشارهای بیشتری قرار گرفته است.

رییس هیات مدیره موسسه جامعه باز اظهار داشت: خاتمی معتقد بود که در دوره 8 ساله ریاست جمهوری خود با هیولای انسداد سیاسی همه روزه دست و پنجه نرم کرده است و این بن بست سیاسی علی رغم گفت و گو های متداول و دامنه دار سیاسی در راس حاکمیت همچنان برقرار است.

سوروس ادامه داد: خاتمی در این جلسه به من گفت که کلید قفل بسته شده سیاست در ایران تنها و تنها فشارهای اجتماعی و کمپین های وابسته به جنبش های دانشجویی، کارگری و زنان است که باید خواسته های گروهی و شعار تغییر را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابر عمومی منتقل کنند.

وی اظهار داشت:خاتمی در این دیدار کاملا در نقش رهبر مخالفین دولت در ایران صحبت می کرد.

سوروس ادامه داد: من مجددا در سی و هشتمین اجلاس مجمع جهانی اقتصاد داووس در ژانویه 2007 با خاتمی ملاقات کردم که متوجه شدم، پس از یک سال دغدغه های خاتمی رادیکال تر شده است تا آنجا که وی به دلیل برخی مشکلات سیاسی و حذف سیاسی گسترده همکارانش ناچار شد اجلاس داووس را نیمه کاره به مقصد تهران ترک کند.

سوروس در ادامه مدعی شد: برخلاف آنچه که از دخالت موسسه جامعه باز در تحولات اخیر ایران و آنچه که طی ماه های قبل در سطح خیابان های تهران به عنوان تلاش برای آزادی و دموکراسی مشاهده می شد، گفته می شود، این موسسه هیچ گاه در امور داخلی ایران دخالت نکرده است.

رییس هیات مدیره موسسه جامعه باز اظهار داشت: حضور موسسه جامعه باز در ایران در سال 2003 (1382 خورشیدی) و با دعوت رسمی دولت سابق ایران صورت گرفت که این فعالیت ها با آگاهی دولت امریکا و در تبعیت کامل از مجوزهای ویژه صادر شده از سوی دفتر کنترل دارایی های خارجی وابسته به وزارت خزانه داری امریکا انجام شده است.

سوروس ادامه داد: فعالیت موسسه جامعه باز در ایران همواره بر کمک های بشردوستانه، بهداشت عمومی و هنر و فرهنگ متمرکز بوده است.

سوروس تاکید کرد: تلاش های موسسه جامعه باز در ایران با هدف منتفع شدن مردم ایران و پیشبرد گفت و گو بین ایرانیان و جامعه بین المللی صورت می گیرد.

رییس هیات مدیره موسسه جامعه باز بار دیگر تاکید کرد: من در اینجا اعلام می کنم که بر خلاف تبلیغات رسمی دولت ایران موسسه جامعه باز نقشی در تحولات اخیر ایران که آن را انقلاب سبز نامیده اند، نداشته است.

وی با اعلام اینکه انقلاب سبز ایران و تمامی تحولات مرتبط با آن بر اساس خواسته و اقدام رهبران جامعه مدنی ایران برای رسیدن به پیشرفت و آزادی است، به نقش موسسه خود اذعان کرد و یادآور شد: نقش موسساتی چون جامعه باز در چنین تحولاتی حداکثر نقش الهام بخشی بوده است.

سوروس در همین رابطه اظهار داشت: با حضور رهبران هشیاری چون خاتمی و موسوی، انقلاب سبز ایران پیشرفت های اعجاب آوری را در ماه های اخیر داشته است.

رییس هیات مدیره موسسه جامعه باز در پایان و ضمن آشکار ساختن نقش مداخله جویانه خود در حوادث اخیر ایران تاکید کرد: امیدوارم با پیشروی انقلاب سبز ایران و همکاری و ارتباط گسترده تر رفرمیست های ایرانی با موسسه جامعه باز، ساختاری دمکراتیک را در ایران پایه گذاری نماییم.

گفتنی است جلسه سخنرانی جورج سوروس در هتل بین المللی ترامپ، تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد. به نقل از سایت http://softwar.isarblog.com/

[ چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 ] [ 19:22 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
و چقدر بیچار ه اند انانی که فکر میکنند که با اتش زدن کلام حق بر مسلمانان چیر شده اندشما بیچارگانی هستید که در صحرای ظلمانی مدرنیته گم شد ه اید و با این تلاشها ی مسخره سعی در نجات خود دارید  هرچند که اتش زدن قران قلب هر مومنی را می ازارد و شما به اصطلاح متمدنین دارید با کتاب که بزرگترین نماد فرهنگ و تمدن است مقابله می کنید مدرنیته این گوساله سامری چنان شما را فریفته که چشمانتان تاب دیدن هیچ حقیقتی را ندارد و گوشتان از شنیدن صدای حقیقت عاجزاست ایا معجزات الهی را در اطراف خود نمی بینید ایا فرو ریختن برجها دو قلو جز وعده الهی بود شما مکر کردید اما ان مکر دامن خود شما را گرفته است فوران چاه نفت و زیان چند ده ملیارد دلاری جز اه مظلومین دنیاست که دامن شما را گرفته است شما در سراشیبی سقوط هستید و مستضعفان جهان وارثان وعده داده شد ه خداوند دارند دنیا را تسخیر می کنند قران کلام خداست و قطعا صاحب همان کلام انتقامش را از شما خواهد گرفت اتش زدن قران ریشه در بیچارگی شما دارد ریشه در به بن بست رسیدن جامعه غرب جنگ عراق و افغانستان بزرگترین فرصت برای جهان اسلام به وجود خواهد اورد فرصتی که شما به دست خود برای ما فراهم کرد ه اید سربازان شما در جنگ عراق و افغانستان سفیران اینده اسلام در امریکا و اروپا هستند چرا که شما نمی توانید بر روح و روان انها سلطه پیدا کنید انها در اینده بزرگترین چالشها را در جامعه غرب به وجود می اورند انها با تمام وجود ظلمی را که شما به مردم خاورمیانه روا داشته اید برای مردم کشور خود باز گو می کنند با انکه بغض گلویم را می فشارد و گریه تنها تسکین دهنده این ظلم اشکار به قران مظلوم است اما یقین دارم که ان مرد منجی ظهور خواهد کرد و جهان چشمش به عدالت روشن می شود به امید ان روز
[ دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389 ] [ 14:0 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
پادشاه عربستان حکم به عدم لیاقت ایران برای موجودیت داده است

اقای ملک عبدالله تو عبد الشیطانی کمی به اطرافت نگاه کن کمی کلمات را در دهانت سبک سنگین کن بعد سخن بگو ما اصلا توقع نداریم که تو از ایران حمایت کنی تو انسان نمک نشناسی نیستی تو اگر امروز در خدمت امریکا و منافع امریکا نباشی جای سوال دارد امروز مسجدالحرام مسجد النبی دو گوهر درخشانند در دستان تو اهرمن اقای ملک عبد ابلیس گوش کن تا واقعیتهای جهان را به تو نشان بدهم تو چطور شب سر بر بالین می گذاری وقتی اعراب غزه اینگونه در اتش ظلم صهیونیست گرفتارند تو چطور ماشینهای انچنانی سفارش می دهی در حالی که اعراب عراق در فلاکت زندگی می کنند ایران با دستور تو ساخته نشده که با دستور تو از بین برود مگر قوم یهود قوم برگزیده خدا نبود چرا مورد غضب خدا واقع شد اقای عیاش حساب خانه خدا و حرم پیغمبر با تو گمراه جداست و اما سخنی با دوستان در داخل کشور شمارا به خدا کمی بدون حب و بغض رهبر کشور خودمان را با رهبران کشورهای جهان مقایسه بکنید بعد با افتخار صلوات بفرستیدو برای طول عمرش دعا کنید سر به اسمان بسایید. یا حق

[ چهارشنبه نهم تیر 1389 ] [ 18:7 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
امروزه بر همگان واضع است که در علم مدیریت رهبری از جایگاه ویژ ه ای برخوردار است و افردای که در راس هرم مدیریتی قرار میگیرند می بایست از توانمندی های زیادی برخوردار باشند بر شمردن خصوصیات رهبری را به بعد موکول می کنم  و در مقاله ای مفصل به این موضوع می پردازم

ما ایرانیان ملتی احساساتی هستیم و در اکثر مواقع با احساساتن خود تصمیم می گیریم امروزه ما جوانان به عنوان سربازان پیرو رهبری می بایست با همت مضاعف و کار مضاعف سعی در فتح قله های موفقیت داشته باشیم امروز فقط دل داده رهبری بودن کافی نیست باید استین غیرت بالا زد و با جها دهمه جانبه علمی فرهنگی اقتصادی سعی در شکوفایی جامعه خود داشت امروز ما تنها یک کشور ساده نیستیم چشم امید ملل مستضعف دنیا به جمهوری اسلامی است اینها شعار نیست چالشی را که جمهوری اسلامی بر سر راه استعمار ایجاد کرده را نباید ساده گرفت این وعده الهی است به وجود امدن انقلاب اسلامی  ۸سال دفاع مقدس و جنگ نرم همه از وعدهای الهی است جامعه غرب جامعه ای است که فقط از لحاظ تکنولوژی نسبت به ما برتری دارد جامعه غرب سالهای نوری در زمینه علوم انسانی از ما عقب تر است روح تشنه انسانیت در جامعه غرب در ارزوی رسیدن به چشمه های سرشار انسانیت در جوامع اسلامی است به خدا غربیان با تبلیغات توانسته اند بر کمبودهای علوم انسانی در جامعه خو سرپوش بگذارند و انچه مسلم است رسیدن غرب به بن بست است امروز اگر ریس جمهوردم از مدیریت جهان را می زند بحث کنترل ترافیک و برق رسانی و مدیریت شهری نیست ما برای مدیریت روح و روان تشنه دنیا باید اماده شویم دنیایی که تشنه عدالت است تشنه برابری و ازادی است ما ثابت خواهیم کرد که انسان ازاد جامعه غرب انسانی اسیر در چنگال هواهای نفسانی خویش است ما امد ه ایم تا معانی واقعی کلمات را به انها باز گردانیم و به قول حافظ شیرازی

ادمی در عالم خاکی نمی ایدبه دست

عالمی دیگر بباید  ساخت  وز نو ادمی

[ دوشنبه هفتم تیر 1389 ] [ 15:35 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
وقتي مريض ميشيم ميريم دكتر حالا اين دكتر ميتونه مهربون باشه  يا نباشه  بعد چندتا سوال و جواب چند قلم دارو برات مي نويسه مگه به سلامت

اما وقتي دلمون ميگيره بايد چه كار كنيم

به خدا اين روزا خيلي دلم گرفته دارم اشك مي ريزمو تايپ مي كنم دل براي زيارت امام رضا (ع)تنگ شده  نمي دونيد چه حالي دارم دلم مي خواد برم تو حرم بشينمو زار زار گريه كنم وصفايي به اين دل لا مصب بدم  به خدا خيلي دلم گرفته امام رضا (ع) ...

ديگه خودت مي دونيو كرمت  غلامتم

[ سه شنبه یکم تیر 1389 ] [ 14:58 ] [ سرباز ولايت ] [ ]

ما نوشتيم كه اين مزرعه افت دارد

باغ دلتنگ شده ابر كسالت دارد

ما نوشتيم كه گرگند و كسي گوش نكرد

گرگ گرگ است فقط قصد جنايت دارد

ان كه از غير خودي چشم عنايت دارد

دين  فروش است فقط مشكل قيمت دارد

انچه كرديد شما فتنه بي تدبيريست

دل نه از غير كه از دوست شكايت دارد

سر اين قصه دراز است شما مي دانيد

قصه پرداز شما كيست حكايت دارد

يك نفر اماده خون خواه عدالت شده است

يك نفر از خودش اعلام برائت دارد

مي فروشند دل دين و زبان خود را

كل اين قوم فقط قصد تجارت دارد

ظلمات است بترس از خطر گمراهي

مرد ان است كه يك ذره بصيرت دارد

آي خفاش ترين شب زده هاي تاريخ

پس ببينيد كه خورشيد حقيقت دارد

پير اين قافله مظلوم ترين مظلوم است

پير مرديست كه يك عالمه حرمت دارد

پير مرديست كه هم صحبت با خورشيد است

نازنينيست كه با عشق قرابت دارد

اه دلتنگ نشو از غم ايام عزيز

سنگ همواره به اينه حسادت دارد

ما نوشتيم علي (ع) و همه اولادش

چند قرن است به اين خاك عنايت دارد

[ چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 ] [ 14:1 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
اظهار عجز پيش ستمگر ز ابلهيست

اشك كباب موجب طغيان اتش است

قطعنامه صادر مي كنند تهديد مي كنند اقاي خاتمي ديپلماسي جادويي شما كجاست كو ان كشورهاي را كه دور خود جمع كرده بودي و براي گفتگوي تمدنهايت كف مي زدندو هورا مي كشيدند تمدن انها كباب گوشت خوك هست ابجو و سكس اقاي خاتمي مگر نگفتيم دوستي گرگ ميش نمي شود ما امروز به لطف ديپلماسي شفاف اقاي احمدي نژاد حداقل مي دانيم دو دوست داريم  (تركيه و برزيل) اين بي بصيرتي است كه دشمن را از دوست تشخيص ندهيم ما بايد اين واقعيت تاريخي رل بپذيريم  كه غرب خواهان اسلام است اما اسلام بي خطري كه خود به مدد شما ها به وجود اورده است غرب از اسلام ناب محمدي مي ترسد ملت ما هم اين واقعيت تاريخي را درك مي كند ودر اخر عرض كنم كه

يارب نظر تو برنگردد

برگشتن روزگار سهل است

يا حق

[ پنجشنبه بیستم خرداد 1389 ] [ 18:34 ] [ سرباز ولايت ] [ ]

نامه اي به اقاي اوبا ما رئيس جمهور سياه پوست امريكا

خيلي وقت پيش نيست كه رئيس جمهور ثروتمند ترين كشور جهان شدي انوقتها با خود مي گفتم جامعه امريكا راي به اولين رئيس جمهور سياه پوست خود نمي دهد اما نمي دانستم جامعه امريكا از بحران اقتصادي به وحشت افتاده و راي به برتري شما مي دهد اقاي اوباما نمي دانستم كه جامعه شما اينقدر از نبود امنيت مي ترسد اري انها از رفتارهاي  متكبرانه ي بوش به ستوه امده بودند محبت صداقت دوستي را در تو جستجو مي كردند و در تو ديدند و تو رئس جمهور دنيا شدي افريقا تا صبح نخوابيد و كاكا سياهاي امريكا اشك شوق ريختند سرخ پوستان امريكا براي خدايانشان چه قربانيها كه نكردند بله اقاي اوباما مستضعفان دنيا گفتند كه او با ماست اما دريغ وصد افسوس كه صهيونيست اينبار از راه ديگري وارد شد و تو را به عنوان برگ برند ه اش معرفي كرد و مولاي ما بود كه در پس دستكشهاي مخمليت مشت اهنيني را يافت كه در ان كينه مظلومان دنيا بود هدفش نابودي ضعفا اقاي اوباما خورشيد زياد پشت ابر نماند و تو مجبور شدي به ساز اربابانت برقصي نه اقاي اوباما اين رسم جوانمردي نيست رنگ تو رنگ مظلوميت جهان است رنگ تو رنگ دستهاي پينه بسته رنگ زحمت و خون بدبختي است نه اقاي اوباما خودت را خيلي ارزان فروختي نه نمي خواهم به زبان پارسي عيد را به من تبريك بگوي مرد باش با زبان مادريت دشنام بده كه تكليفم را بدانم اقاي اوباما تو كعبه امال خيلي ها شدی  اما دريغ و صد دريغ بگذار تا دنيا در حسرت كلماتي چون ازادي و برابري عدالت بسوزد قطنامه صادر كن اقاي دروغ اقاي ريا و مطمئن باش كه ملتي كه راه خود را برگزيده باشد تسليم نمي شود اقاي اوباما جهانخواري پاياني ندارد لااقل نگذار دامن سياهپوستان به ننگ استعمار الوده شود لااقل سياه پوستان در استعمار دنيا رويشان سپيد است ودر نهايت به دنيا عرض مكنم كه :

فريب تربيت باغبان مخور اي گل

كه اب مي دهد اما گلاب مي گيرد

[ پنجشنبه بیستم خرداد 1389 ] [ 14:26 ] [ سرباز ولايت ] [ ]

يك سوال از پاپ

اين روزها پاپ اعلام مي كند كه *چرا مسلمانان دين اسلام را تنها راه نجات بخش بشريت معرفي مي كنند انها با اين كار خود راه را بر تبليغ مسيحيت در خاورميانه مي بندند *

حال اين سوال مطرح ميشود كه ايا اديان براي سرگرمي بشر امد ه اند و يا اينكه براي نجات بشر اقاي پاپ دين سليقه اي نيست كه هر كس بر اساس علاقه خود دين خود را انتخاب كند مگر نه اينكه در انجيل و تورات به ظهور پيامبرخاتم بشارت داده شده است  پس چرا حاضر به عمل به دين خدا نيستيد اقاي پاپ حقيقت يكي بيشتر نيست و ان هم طريق خدااست و طريق خدا در كتابش به بهترين شكل تبين شده است اقاي پاپ لطفا حصارهاي واتيكان را بشكنيد و دنيا را نگاه كنيد چرا غزه در اتش خشم غرب مي سوزد گناه فلسطينيان چست  اقاي پاپ كمي به فكر مردم دنيا باشيد دنيا فقط واتيكان نيست .
[ سه شنبه هجدهم خرداد 1389 ] [ 15:40 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
‌‌‌‌‌سلام بر همه دوستان این روزها روزهای عجبی است تاریخ دارد تکرار میشود ولی نمی دانم چرا کسی از تاریخ درس نمیگیرد تا مجبور به تکرار ان نشویم امروز روز واقعی تشخیص دوست از دشمن است امروز است که علی یاران واقعی خود را خواهد شناخت امروز روز اطاعت از ولی زمان است و معتقدیم که :

خوش بود گر محک حادثه اید به میان

تا سیه روز شود هر که در او غش باشد

به هر حال اوضاع بعد ازانتخابات مرا بر ان داشت تا ساکت ننشینم و قلم را از نیام بر کشیده وحق مطلب را ادا کنم و از خدای خود می خواهم که مرا در این جهاد یاری نماید .

[ دوشنبه هفدهم خرداد 1389 ] [ 15:11 ] [ سرباز ولايت ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب